انجمن زمین تخت گرایان فارسی

افشای دروغ هایی که برای هزاران سال است ذهن مردم را منحرف کرده لطفا بدون تعصب وارد شوید

انجمن زمین تخت گرایان فارسی

افشای دروغ هایی که برای هزاران سال است ذهن مردم را منحرف کرده لطفا بدون تعصب وارد شوید

انجمن زمین تخت گرایان فارسی

بسم الله الرحمن الرحیم
به وبسایت انجمن زمین تخت گرایان فارسی خوش آمدید. در این وبلاگ ما قصد داریم تا با کمک شما دوستان و همراهان عزیز حقایق پنهان تاریخ بشریت را کشف و افشا کنیم. حقایقی که فرقه ها و انجمن های برادری فریماسونری سال هاست از ما پنهان میکنند. پشت پرده جهان ما چه میگذرد؟ (لطفا هنگام کپی مطالب منبع هم ذکر کنید! ذکر نکردن منبع از لحاظ شرعی حرام و از لحاظ انسانی کار درستی نیست متشکرم)
پیج مارو در اینستاگرام دنبال کنید: flatearth_farsi@

این مقاله جذاب برگرفته از سایت http://www.alvadossadegh.com می باشد

قسمت های بعدی این مقاله نیز بزودی توسط وب ما منتشر میشود

با تشکر از ادمین گرامی سایت وعده صادق

از ادامه مطلب بخوانید

مقدمه ای بر داروینیسم

مقدمه


« علم و دانش »، یکی از نقاط درخشان تاریخ زندگی بشر است؛ چرا که یکی از وجوه برتری انسان بر سایر موجودات زنده، « علم و دانش » می باشد. « علم » با تمام پیچیدگی ها و ظرایف خود، هرگاه که معصوم از تبانی و انحراف بوده، همچون عقربه ی « قبله نما »، خالق بزرگ هستی را نشان می داده است؛ اما هرگاه که مطامع شهوت پرستان، زورگویان و دنیاطلبان، معصومیت « علم » را لکه دار نموده و در آن دستکاری کرده، در تقابل با دین قرار گرفته است.

در طی مقالات قبلی وبسایت « وعده ی صادق » و در قالب عناوینی همچون « الحدید و اعجاز آهن »، « طول عمر و جوانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ واقعیتی منطبق بر علم، نه افسانه! »، « سوره ی نور و معجزه در اپیدمیولوژی »، « سوره ی نساء و معجزه در پاتولوژی »، « سوره های بقره و لقمان و اعجاز شیر مادر » و بخش پایانی مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان » (بررسی سوره ی « روم » و اعجاز « پست ترین سرزمین گیتی »)، عزیزان مخاطب وبسایت با برخی از معجزات بزرگ « قرآن کریم » آشنا شده اند و ملاحظه فرموده اند که هرگاه علم به نتایج و جمع بندی مناسبی رسیده و از گزند دستبرد و انحراف مصون مانده است، عظمت و دانش بی حد و حصر خالق بی همتا را فریاد زده است.

در این میان، یکی از مواردی که به عنوان یک نظریه ی علمی و با دخالت، سوء استفاده و پنهانکاری شهوت پرستان و دنیاطلبان به ظاهر دانشمند، به عنوان حربه ای علیه دین مورد استفاده قرار گرفته است، « نظریه ی تکامل داروین » می باشد که البته عبارت « فرضیه ی تکامل » بیشتر برازنده ی آن می باشد.

وبسایت « وعده ی صادق » از حدود 3 سال پیش بررسی علمی این مسئله را در دستور کار خود قرار داده و همواره مترصد فرصتی بود تا به بررسی، نقد، بیان نقاط ضعف و اشکالات موجود در « فرضیه ی تکامل » بپردازد، اما تلاش جدی برای شروع این بحث، از فروردین و اردیبهشت سال 1390 شکل گرفت که متاسفانه به دلیل بروز مشکلات داخلی در بین گروه های فعال مهدوی که اولین آن ها مسئله ی « مبشران ظهور » و بعدی « انحراف عبدالله هاشم » و آخری نیز فیلم ساخته ی برادران « ردپا کلیپ » بود، این مقوله تا بهمن ماه سال 1390 به تأخیر افتاد. در طی 10 ماه نامبرده، تألیف مقالات اجباری همچون « مهدویون و امتحانی بزرگ! »، « انحراف عبدالله هاشم فیلمساز مسلمان! » و « بازی دو سر باخت! » که به بررسی مشکلات پیش آمده در بین گروه های همکار و همفکر مهدوی می پرداخت، وقت پرداختن به « فرضیه ی تکامل » را از دست اندرکاران وبسایت، ربود و گشایش جبهه ی علمی جدید را تا بهمن ماه امسال به تأخیر انداخت. به هر حال، بعد از تأخیری چند ماهه، به لطف خداوند متعال، از این تاریخ به بعد، به نقد « فرضیه ی تکامل » می پردازیم.

لازم به ذکر است که در طی چند سال اخیر، تلاش های متعددی در جهت نقد « فرضیه ی تکامل » صورت گرفته است و محققان مختلفی، به نقد و بررسی این « فرضیه » پرداخته اند. افرادی همچون محقق محترم و برجسته ی اهل ترکیه « هارون یحیی (عدنان اکتار) »(1) و نویسنده ی یهودی « Ben Stein »(2) در خارج از کشور، و محقق ایرانی آقای « حسن عباسی » و برخی وبلاگ های داخلی، به صورت پراکنده به این مسئله پرداخته اند.

با کمال تأسف فیلم مستند « Expelled : اخراج شده »(3) ساخته ی « Nathan Frankowski » و نوشته شده و به اجرا در آمده توسط « Ben Stein »(4) فیلمی به شدت مشکوک و خطرناک بوده و به نظر می رسد ساخته ای در جهت منافع و مطامع « یهود و فراماسونری » باشد که البته به صورت مختصر، به این مسئله نیز اشاره خواهد شد.

مطالب عنوان شده در سخنرانی های جناب آقای « حسن عباسی » نیز عمدتاً در جهت بیان اهداف پشت پرده ی انتشار « فرضیه ی تکامل » و « داروینیسم » بوده است و چندان به نقاط ضعف این فرضیه و سوالات و ابهامات جدی و اساسی پیرامون آن پرداخته نشده است. (در بسیاری از موارد، عبارات « فرضیه ی تکامل » و « داروینیسم » به جای یکدیگر به کار می روند؛ هر چند که « فرضیه ی تکامل » اکثراً به وجه علمی این « فرضیه » پرداخته و « داروینیسم » عمدتاً به وجوه و تبعات مذهبی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پذیرش این فرضیه می پردازد.)

در این میان « هارون یحیی » تاکنون بسیار موثرتر و منسجم تر از بقیه ی محققان عمل کرده و با توجه به همکاری یک تیم علمی با وی و نیز انتشار کتاب ها، مقالات و فیلم های مرتبط، تا حدود زیادی، به بررسی ابعاد مختلف مسئله ی « فرضیه ی تکامل »  پرداخته است و در برخی از موارد نیز شبهات علمی مناسبی از سوی گروه تحقیقاتی علمی همکار با « هارون یحیی »، به « فرضیه ی تکامل » وارد شده است. اما به هر حال به نظر می رسد که بسیاری از نقاط ضعف علمی این « فرضیه »، نادیده گرفته شده است و ضرورت بررسی علمی نقاط ضعف این فرضیه، به شدت احساس می گردد.

به لطف باری تعالی این مقاله می رود تا گامی نو در جهت بررسی علمی « فرضیه ی تکامل » بردارد و نکات کمتر مورد بحث قرار گرفته ی این فرضیه را مورد واکاوی قرار دهد. البته به جای اطلاق عبارت « مقاله »، بهتر است از عبارت « سلسله مقالات » استفاده گردد؛ چرا که مطالب مورد بحث در این زمینه، بسیار مفصل و طولانی بوده و  در صورت ارایه ی هر قسمت از این مقالات به صورت دو یا سه هفته یک بار، باز هم به نظر می رسد که ارایه ی تمام قسمت های مقالات، حداقل 2 سال تمام طول خواهد کشید!

البته تلاش خواهیم نمود تا این سلسله مقالات، به صورت مقالاتی مرتبط، اما به نسبت مستقل از یکدیگر مطرح گردند تا مخاطبان محترم وبسایت در صورت عدم مطالعه ی قسمت های قبلی، بتوانند سایر قسمت های این سلسله مقالات را بدون بروز مشکلات عمده، مطالعه نمایند. (به خصوص که با توجه به شرایط مختلف زمانی، به احتمال زیاد در لا به لای قسمت های مختلف این سلسله مقالات، مقاله های تالیفی دیگر و با موضوعات متفاوتی نیز قرار خواهیم داد). همچنین به منظور استفاده ی عموم مخاطبان از این سلسله مقالات، تلاش خواهیم کرد تا از ساده ترین تعابیر و قابل فهم ترین اصطلاحات علمی استفاده نماییم.

لازم به ذکر است که هدف این مقاله، نفی کامل « فرضیه ی تکامل » و دیدگاه های مرتبط با آن نیست، بلکه در درجه ی اول تلاش خواهد نمود تا این « فرضیه » را به جایگاهی که لایق آن می باشد، برگرداند. چرا که راقم این سطور معتقد است « فرضیه ی تکامل » نه به عنوان نظریه ای قوی، محکم، و بی نقص، بلکه به عنوان یک فرضیه ی علمی معمولی، پر اشکال و دارای ابهام، در عرصه ی علوم زیستی مطرح می باشد.

به عبارت دیگر این سلسله مقالات تلاش ندارد تا دعوای معروف « خلقت گرایی (Creationism) در مقابل تکامل گرایی (Evolutionism) » را به راه اندازد؛ چرا که مولف این مقاله، معتقد است از عرش به فرش رساندن « فرضیه ی تکامل » و بازگرداندن « فرضیه ی تکامل » به جایگاه واقعی خود به عنوان یک « فرضیه ی پر اشکال علوم زیستی »، گامی مهم در جهت تنویر افکار عمومی است؛ به طوری که با تحقق این مسئله، محققان و عامه ی مردم، به جای این که این فرضیه را به صورت پیش فرض به عنوان یک نظریه ی محکم و لایتغیر تصور نمایند و سایر مسایل (از جمله مسایل اعتقادی) را با عیار « فرضیه ی تکامل » بسنجند، « فرضیه ی تکامل » را به عنوان یک « فرضیه ی پر اشکال » در ذهن خود تصور کرده و وزن و اهمیتی درخور یک « فرضیه ی علمی » به آن خواهند داد.

از سوی دیگر ممکن است برخی از مخاطبین محترم وبسایت، این سوال را بپرسند که چرا ابهامات، سوالات و اشکالات « فرضیه ی تکامل داروین » به صورت عمومی و در وبسایت « وعده ی صادق » مورد بررسی قرار می گیرد؟ چرا این فرضیه به عنوان یک فرضیه ی علمی، در یک وبسایت فرهنگی - مذهبی و فعال در عرصه ی « دشمن شناسی » مطرح می گردد؟

پاسخ این سوال بسیار واضح است! همان گونه که می دانیم، این فرضیه ی به ظاهر علمی، علی رغم غیر حیاتی بودن و غیر کاربردی بودن در زندگی روزمره ی انسان ها، مرزهای آکادمیک را پشت سر گذاشته و در سطح جوامع نیز انتشار یافته است؛ این در حالی است که هنوز اصولی ترین و حیاتی ترین مسایل علوم زیستی و پزشکی که کاربردهای فراوانی در زندگی روزمره ی انسان ها در تمام جوامع دارند، در سطح عمومی منتشر نگردیده اند؛ برای مثال هنوز بسیاری از مردم نمی دانند که تغذیه ی صحیح و اصولی چیست و یا انسولین چه تأثیرات مثبتی در درمان بیماران دیابتی دارند؟!(5) هنوز بسیاری از مردم به غلط تصور می کنند که ممکن است به انسولین اعتیاد پیدا کنند و ...؟!!!(6) اما عموم مردم حداقل این جمله ی عوامانه ی مرتبط با « فرضیه ی تکامل داروین » را شنیده اند که « انسان از نسل میمون است!!! »(7) و جالب تر این که این مسئله، هیچ تأثیر عملی و هیچ فایده ای در زندگی مردم ندارد.

البته این امر چندان عجیب نیست و حکایت از برنامه ی دقیق و تحرکات قوی رسانه ای « تشکیلات شیطانی فراماسونری جهانی » و عمال آن دارد که علی رغم بی فایده بودن بحث پیرامون « فرضیه ی داروین » در سطح اجتماع، این فرضیه را به صورتی وسیع و لجام گسیخته و به عنوان نظریه ای قوی، محکم، لا یتغیر و استوار در سطح جوامع انتشار داده و آن را در حافظه ی عموم حک نموده و با همین حربه به تضعیف اعتقادات و ترویج الحاد مبادرت ورزیده اند؛ به همین دلیل، به نظر می رسد که علاوه بر بحث پیرامون اشکالات و نقاط ضعف « فرضیه ی تکامل داروین » در سطح مجامع علمی و دانشگاهی، در سطح اجتماع نیز می بایست با زبانی ساده و قابل فهم برای عموم، نقاط مبهم، ضعیف و متناقض این فرضیه را مطرح نمود تا عامه ی مردم نیز با نقاط ضعف و ایرادات « فرضیه ی تکامل » آشنا شده و آن را به عنوان یک نظریه ی قوی و محکم نپندارند و اعتقادات خود را با آن نسنجند؛ چرا که این فرضیه با ایرادات و ابهامات فراوانش، لیاقت مطرح شدن به عنوان یک عیار و محک برای مسایل اعتقادی را ندارد.

این نکته را باید به عزیزان همراه و هم سنگر یادآوری نمود که متأسفانه « فرضیه ی تکامل » از یک سو خاستگاهی ماسونی و ضد دینی دارد و از سوی دیگر نیز با تفاسیر خاص مجامع ماسونی از آن، به عنوان حربه ای علیه ادیان الهی مورد استفاده قرار می گیرد! به همین دلیل و با توجه به به این رابطه ی دو جانبه ی « فرضیه ی تکامل » و « مجامع مخفی و ماسونی »، این فرضیه به شدت از سوی نهادهای علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دنیا، مورد حفاظت قرار گرفته و اجازه ی نقد و نقادی موثر و علنی، به اندیشمندان و دانشمندان داده نمی شود! در واقع همان گونه که « هولوکاست » به عنوان یک « منطقه ی ممنوعه » ی تاریخی مورد حفاظت قرار می گیرد و محققینی که ابهامات و انتقاداتی به مسئله ی « هولوکاست » وارد می نمایند، به شدت مورد توهین، تحقیر، بایکوت و حتی حبس (همچون « روژه گارودی » و « روبرت فوریسون ») قرار می گیرند،(8) مقالاتی که به بیان شبهات، تناقضات و نقاط ضعف « فرضیه ی تکامل » می پردازند، دچار بایکوت علمی شده و چندان مجال انتشار وسیع نمی یابند.(9)

با توجه به این موضوع، بیش از 100 سال است که مقالات و کتب بی شماری در تأیید و مدح « فرضیه ی تکامل » انتشار یافته و جبهه ی طرفداران تکامل، « فربه » و پرشمار گردیده است؛ حال آن که در طی این مدت، نظریه های منتقدانه، چندان مجال انتشار نیافتند. حال به لطف خداوند، إن شاء الله وبسایت « وعده ی صادق » تلاش خواهد نمود که استارت انتشار مقالاتی نقادانه و حاوی پرسش های جدی علیه « فرضیه ی تکامل » را بزند و در این راه، از همه ی محققین و دانشمندان مسلمان و سایر دانشمندان آزاده ی جهان، درخواست همکاری و همراهی می نماید؛ در این میان، نقش دانشمندان و محققان علوم زیستی و پزشکی، پررنگ تر خواهد بود.

البته باید به عزیزان مخاطب وبسایت و منتقدان احتمالی این مجموعه مقالات، این نکته را یادآوری نمود که مولف مقاله ی حاضر، دارای مدارک عالیه ی تحصیلی و دانشگاهی در بالاترین سطوح آکادمیک و در رشته های مرتبط با مباحث علمی مطرح شده در این مقاله می باشد و در حوزه های مرتبط نیز دارای موفقیت های علمی و پژوهشی در سطوح آکادمیک می باشد. بنابراین به منتقدان احتمالی این مقاله توصیه می شود تا از ذکر عباراتی همچون « کار را به متخصصان واگذار کنید! »، « شما را با این مباحث چه کار؟! » و ... خودداری فرمایند! عزیزان منتقد می توانند نظرات انتقادی خود را به صورتی محترمانه و به شیوه ای علمی و البته به زبانی ساده و قابل فهم برای مخاطب عام، بیان نمایند. این نکته را نیز باید متذکر شویم که به دلیل مطالعه ی این مجموعه مقالات توسط مخاطب عام، تلاش خواهیم نمود تا مطالب را به زبانی ساده و قابل فهم بیان نماییم، و بیان ساده ی مطالب موجود در این مقالات، به معنای غیر آکادمیک بودن مفاهیم موجود در آن ها نیست، بلکه به دلیل احترام به اکثریت مخاطبان می باشد.

نکته ی دیگری که باید یادآوری نماییم، این مسئله است که پیش از این نیز تعدادی از متفکرین و محققین مسلمان همچون استاد بزرگوار و معلم شهید، « استاد مرتضی مطهری » به بررسی « فرضیه ی تکامل » پرداخته بودند.(10) ضمن احترام به مقام شامخ استاد مرتضی مطهری (که عمده ی محققین امروز، شاگردان بی واسطه و باواسطه ی ایشان می باشند)، باید عرض نمود که گرچه بسیاری از سخنان ایشان در باب مذکور صحیح بوده و حتی در صورت صحت تمام و کمال « فرضیه ی داروین »، این فرضیه، « برهان نظم » را در باب خداشناسی نفی نمی نماید،(11) اما به هر حال نقاط ضعف و اشکالات این فرضیه، به نحوی است که حتی در باب پذیرش « فرضیه ی تکامل » نیز باید تجدید نظر کرد و تا حد امکان از پذیرش ضمنی آن به صورت تمام و کمال خودداری نمود. البته یکی دیگر از اشکالاتی که در این میان به چشم می خورد، سخن « استاد مطهری » درباره ی « مذهبی بودن » داروین می باشد(12) که شواهد موجود، چندان این مسئله را تأیید نمی نماید.

متاسفانه، در داخل کشور نیز « فرضیه ی تکامل » علی رغم شبهات و نقاط ضعفی که در مقابل آن وجود دارد، مورد توجه و تأکید مولفین کتب درسی زیست شناسی دبیرستان و پیش دانشگاهی قرار گرفته است و مولفین محترم کتاب « زیست شناسی پیش دانشگاهی » با کپی برداری از تعدادی از کتب غربی، به معرفی و ترویج « فرضیه ی تکامل » پرداخته اند و نیمی از کتاب « زیست شناسی پیش دانشگاهی » را به معرفی این « فرضیه » اختصاص داده اند.(13)

با کمال تأسف، این مسئله را باید عنوان نمود که « فرضیه ی تکامل » تأثیر مثبت و مفیدی در جهت ارتقای دانش فراگیران در حیطه های « علوم پزشکی » و « علوم زیستی » نداشته و اشغال نیمی از کتاب « زیست شناسی پیش دانشگاهی » توسط مباحث ضعیف، کم فایده (بهتر است بگوییم بی فایده) و غیر کاربردی « فرضیه ی تکامل داروین »، مانع آموختن مطالب مفیدتر توسط فراگیران می شود؛ این در حالی است که در حوالی سال های 78، 79، 80 و 81 هجری شمسی، کتاب « زیست شناسی پیش دانشگاهی » آن زمان که عمدتاً از کتاب مفید و قوی « Molecular Biology of the Cell » تألیف « Alberts » و همکاران(14) اقتباس شده بود، در مورد مسئله ی « تکامل » به حداقل ها اکتفا کرده و به بیان دقیق ترین و کاربردی ترین مسایل زیستی در حوزه های « بیوشیمی، ژنتیک و طب سلولی و مولکولی » پرداخته بود!

در هر حال امید می رود که با پیشرفت قسمت های علمی سلسله مقالات « فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه! »، نظرات انتقادی مودبانه و خیرخواهانه ی مولف و عزیزان مخاطب وبسایت نسبت به کتب تألیفی زیست شناسی « دبیرستان » و « پیش دانشگاهی »، بتواند تأثیرات مثبتی در جهت اصلاح علمی و ساختاری این کتب بردارد. (البته از عزیزان مخاطب وبسایت درخواست می گردد تا در صورت پذیرفتن محتویات این سلسله مقالات و داشتن انتقاد نسبت به کتاب های تألیفی « دبیرستان » و « پیش دانشگاهی »، به طریقه ای مناسب و با لحن و زبانی برازنده، به انتقاد بپردازند و از ایراد اتهام نسبت به مولفان محترم کتب نامبرده خودداری نمایند!)

مسئله ی دیگری که باید به عزیزان مخاطب وبسایت یادآوری نمود، این نکته ی مهم است که با توجه به وقت گیر بودن تألیف مقالات حاضر و احتمالاً متعدد بودن قسمت های علمی این سلسله مقالات و تلاش برای بررسی اکثر ابعاد « فرضیه ی تکامل » در این مجموعه مقالات، مطالعه ی این مقاله ها، پیگیری و حوصله ی فراوانی می طلبد. با توجه به این مسئله از همه ی عزیزان درخواست می نماییم تا در مطالعه ی این مجموعه مقالات، سعه ی صدر به خرج داده و تا انتهای این راه طولانی ما را همراهی نمایند و از اظهار نظرهای عجولانه خودداری فرمایند.

بعد از ذکر مقدمه ی فوق، به بخش های اصلی مقالات می پردازیم. در این مجموعه مقالات تلاش خواهد شد تا در ابتدا به ریشه ها و زمینه های تاریخی، فرهنگی و تشکیلاتی « فرضیه ی تکامل » پرداخته و سپس سوالات، ابهامات و اشکالات جدی مقابل این فرضیه، به بحث و بررسی گذاشته شود. امید می رود که این مجموعه مقالات، بتوانند نقش موثری در ارتقای دانش و بینش جامعه ی مهدوی کشور ایفا نمایند.


ریشه های مشکوک

همان گونه که در ابتدای مقاله بحث شد، این مقاله در صدد است تا بیش از هر چیز بر ابهامات علمی و اشکالات فنی « فرضیه ی تکامل » تأکید نماید؛ اما به منظور درک بهتر چرایی تأکید « تشکیلات جهانی و شیطانی فراماسونری » و « استکبار جهانی » بر « فرضیه ی تکامل » به عنوان یک « نظریه ی محکم » و حفاظت از آن به انحاء مختلف، به صورت کوتاه و مختصر به بررسی ریشه ها و خاستگاه تشکیلاتی « فرضیه ی تکامل » می پردازیم.

بی تردید، برجسته ترین و مشهورترین چهره ی علمی « فرضیه ی تکامل »، « چارلز رابرت داروین » زیست شناس و طبیعیدان بریتانیایی مشهور قرن 19 بود.(15) داروین در خانواده ی مشهور « داروین » یا به عبارت بهتر « خانواده ی بزرگ داروین - وج وود  (Darwin - Wedgwood) » چشم به جهان گشود.(16) « خانواده ی بزرگ داروین - وج وود » از اتحاد دو خانواده ی قدرتمند « داروین » و « وج وود » به وجود آمده و ازدواج های درون خانواده ای دو خانواده ی نامبرده، به اتحاد این دو خانواده کمک شایانی نموده است.(17)




« چارلز رابرت داروین » چهره ی برجسته ی « فرضیه ی تکامل » در سنین « جوانی »، « میانسالی » و « پیری ».


گرچه برخی از مقالات به مذهبی بودن خانواده ی « داروین » و « داروین - وج وود » اشاره نموده اند، اما به نظر می رسد که این ادعا چندان صحیح نیست! خانواده ی « داروین - وج وود » معتقد به « یونیتارینیسم : Unitarianism » و « کلیسای یونیتارینی » بوده و می باشند.(18) در ظاهر « یونیتارین ها » از نظر اعتقادی به « تک خدایی » معتقد می باشند(19) که حداقل در ظاهر منطقی تر از اعتقادات بسیاری از گروه های دیگر مسیحی به نظر می رسد؛ اما مطابق بسیاری از مقالات، اعتقادات « یونیتارین ها » به اعتقادات « یهود » شباهت بیشتری دارد.(20)

موضوع هنگامی جالب تر می شود که بدانیم « یونیتارین ها » و « فراماسونرها » ارتباطات بسیار نزدیکی با یکدیگر داشته و دارند؛ به طوری که مطابق بسیاری از متون « ماسونی »، تعداد زیادی از « یونیتارین ها » به عضویت « فراماسونری » در آمده اند و « یونیتارین های فراماسون » در زمره ی « متعصب ترین » و « دو آتشه ترین » فراماسون های عصر خود بوده اند.(21)



شواهد ارتباط « یونیتاریسم » با تشکیلات شیطانی « فراماسونری جهانی ».

بدین ترتیب همان گونه که ذکر شد، « یونیتارینیسم » که « خانواده ی بزرگ داروین - وج وود » به آن معتقد بودند، ارتباط قوی و جدی با « تشکیلات فراماسونری » داشته است و احتمال دارد که مقصود از اعتقاد « تک خدایی » در « یونیتارینیسم »، اعتقادی مشابه اعتقاد « فراماسونرها » به « معمار بزرگ کائنات : Great Architect of Universe »(22) باشد که اعتقادی به ظاهر مثبت، اما در باطن اعتقادی منفی و نامناسب و دارای مفاهیمی شیطانی می باشد. البته در این مجموعه مقالات، مجالی برای بررسی دقیق تر اعتقاد فراماسونری به « معمار بزرگ کائنات » و مفاهیم « ماتریالیستی » آن وجود ندارد، اما إن شاء الله در مقالات آتی وبسایت به آن اشاره خواهد شد.

با توجه به توضیحات ارایه شده، باید گفت که مسایلی همچون « مذهبی بودن » خانواده ی « داروین » و حتی حضور « چارلز رابرت داروین » در کلیسا، برخلاف ظاهر مثبت و گول زننده اش، نشان دهنده ی معتقد بودن سفت و سخت وی و خانواده اش نیست؛ چرا که آیین اعتقادی خانواده ی « داروین »، « آیین یونیتارینیسم » بوده که حتی مطابق متون ماسونی، آیینی نزدیک به « مجامع مخفی » و « فراماسونری » می باشد.(23)

البته ارتباط « خانواده ی بزرگ داروین - وج وود » با « مجامع ماسونی » صرفاً به موارد فوق محدود نمی شود و در ادامه ی مقاله، به شواهد دیگر نیز اشاره خواهد شد.

« چارلز رابرت داروین » نوه ی دو شخصیت برجسته ی « خانواده ی بزرگ داروین - وج وود » می باشد. پدربزرگ پدری داروین، « اراسموس داروین (Erasmus Darwin) » نام داشته که یک پزشک و زیست شناس معروف بوده است.(24) شواهد عضویت « اراسموس داروین » در « تشکیلات شیطانی فراماسونری »، بسیار قوی می باشد، به نحوی که منابع متعدد ماسونی، به عضویت « اراسموس داروین » در مرتبه ی « Master Mason » لژ « Cannongate Kilwinning » واقع در ادینبورگ اسکاتلند اشاره نموده اند که یکی از آن ها، وبسایت گراند لژ « بریتیش کلمبیا » می باشد:(25)



عضویت پدربزرگ پدری « چارلز رابرت داروین »، با عنوان « دکتر اراسموس داروین » در « لژ ماسونی Cannongate Kilwinning » ادینبورگ اسکاتلند.


البته برخی منابع دیگر به عضویت « اراسموس داروین » در لژ ماسونی « سنت دیوید : St. David » واقع در « ادینبورگ » اسکاتلند، گروه « کلوپ یعقوبی (ژاکوبین) : Jacobin Club » فرانسه و سایر گروه های وابسته به « ایلومیناتی : Illuminati » نیز اشاره کرده اند.(26)

همچنین « اراسموس داروین » عضو فعال و یکی از حامیان جدی بنیاد ماسونی و وابسته به ایلومیناتی « جامعه ی مهتابی بیرمنگهام :  The Lunar Society in Birmingham » و یکی از اعضای برجسته ی جنبش ماسونی - ایلومیناتی « روشنگری بریتانیایی : British Enlightenment The » بوده است.(27) (نکته ی جالب این که « جامعه ی مهتابی بیرمنگهام : The Lunar Society in Birmingham » حلقه ی وصل بسیاری از فراماسون های برجسته ی نقاط مختلف دنیا بوده است؛ به نحوی که از یک سو « بنجامین فرانکلین » سیاستمدار مشهور و فراماسون آمریکایی، « اراسموس داروین » پزشک و زیست شناس مشهور انگلیسی و « جیمز وات » مخترع انگلیسی ماشین های بخار عضو این تشکیلات بوده اند و از سوی دیگر به واسطه ی « بنجامین فرانکلین » سیاستمدار آمریکایی، حلقه های اتصالی بسیار محکمی بین « The Lunar Society in Birmingham » و مجامع ماسونی فرانسوی که بعد از انقلاب فرانسه قدرت گرفته بودند، برقرار گردید.)(28)


عضویت  «اراسموس داروین » و « بنیامین فرانکلین » در گروه ماسونی « جامعه ی مهتابی بیرمنگهام : The Lunar Society in Birmingham ».

این مسئله را نیز باید متذکر شویم که « اراسموس داروین » پدربزرگ پدری « چارلز رابرت داروین » کتاب های معروفی با عنوان « Zoonomia » و « The temple of Nature » تألیف نمود(29) که حدود 50 سال قبل از نوه اش « چارلز رابرت داروین »، به همراه برخی دیگر از زیست شناسان همچون « لامارک »، پایه های اولیه ی « فرضیه ی تکامل » را بنا نهاد(30) تا 50 سال بعد، نوه اش « چارلز رابرت داروین » با اتکا به کتاب « Zoonomia » و نظر برخی دیگر از زیست شناسان، « فرضیه ی تکامل » را به صورت « یک نظریه ی به ظاهر علمی » به جهانیان عرضه نماید!(31)

اما مسئله ی مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که اکثر فرزندان « اراسموس داروین »، یعنی پدر و عموهای « چارلز رابرت داروین »، راه پدر خود را ادامه داده و عضو لژهای فراماسونری گشتند.(32) پدر « چارلز رابرت داروین » یعنی « دکتر رابرت داروین » توسط پدرش « دکتر اراسموس داروین » به لژهای فراماسونری معرفی گردید و به عضویت « فراماسونری » در آمد.(33) سایر فرزندان « اراسموس داروین » (عموهای « چارلز رابرت داروین معروف) و حتی نوه های وی نیز به عضویت فراماسونری در آمدند.(34) برای مثال، « سر فرانسیس ساچورل داروین : Sir Francis Sacheverel Darwin » فرزند « اراسموس داروین » و « رجینالد داروین : Reginald Darwin » فرزند « سر فرانسیس » و نوه ی « اراسموس داروین » هر دو عضو لژ ماسونی « تیریان : Tyrian » واقع در منطقه ی « دربی : Derby » انگلستان بوده اند.(35) منابع ماسونی همچون « دائرة المعارف فراماسونری : Encyclopedia of Freemasonry » اشاره کرده اند که گرچه نام « چارلز داروین » عموی دیگر « چارلز رابرت داروین » معروف و واضع « فرضیه ی تکامل » در طومار به جا مانده از لژ « تیریان » به جای نمانده است، اما عضویت وی در لژ نامبرده بسیار محتمل است.(36)

از سمت مادری نیز « چارلز رابرت داروین » از انتساب به « فراماسونری » و « ایلومیناتی » بی نصیب نمانده است. پدربزرگ مادری « داروین » یعنی « جوشیا وج وود : Josiah Wedgwood » چهره ی برجسته ی صنعت سفالگری انگلیس، عضو بنیاد ماسونی و وابسته به ایلومیناتی « جامعه ی مهتابی بیرمنگهام : The Lunar Society in Birmingham » و یکی از اعضای برجسته ی جنبش ماسونی - ایلومیناتی « روشنگری بریتانیایی : British Enlightenment The » بوده است.(37) نکته ی تکمیلی و تذکر بسیار مهم: « همانگونه که ذکر شد، « جامعه ی مهتابی بیرمنگهام : The Lunar Society in Birmingham » یک جامعه ی مخفی و ماسونی انگلیسی بوده است که اعضای آن، در زمره ی برجسته ترین « فراماسون ها » ی سایر « لژها » ی جهان به شمار می رفتند. وجه تسمیه ی این « تشکیلات ماسونی »، تشکیل جلسات این « جامعه ی ماسونی » در شب هایی بود که « ماه » به صورت « قرص کامل » در آسمان می درخشید.(38) جلسات « جامعه ی مهتابی بیرمنگهام : The Lunar Society in Birmingham » در « شب های بدر (قرص کامل ماه) » در هر ماه میلادی و در محلی به نام « خانه ی سوهو : Soho House » شهر بیرمنگهام انگلستان برگزار می گردید.(39)




« خانه ی سوهو : Soho House » واقع در « بیرمنگهام انگلستان »؛ محل برگزاری جلسات « جامعه ی مهتابی بیرمنگهام : The Lunar Society in Birmingham ».


اما نکته ی جالب این که برگزاری جلسات تشکیلات  « جامعه ی مهتابی بیرمنگهام : The Lunar Society in Birmingham » در شب های « بدر (ماه کامل)، سنتی « ماسونی » است که بسیاری از تشکیلات « ماسونی » دنیا هنوز که هنوز است، به آن پایبندند. این نکته ای است که بسیاری از وبسایت ها و نشریات متعلق به « فراماسونری » نیز به آن معترفند:(40)



برگزاری جلسات مهم « فراماسون ها » در شب های « بدر (ماه کامل) » به گفته ی  « منابع ماسونی ».



برگزاری جلسات مهم « فراماسون ها » در شب های « بدر (ماه کامل) » به گفته ی  « منابع ماسونی ».



برگزاری جلسات مهم « فراماسون ها » در شب های « بدر (ماه کامل) » به گفته ی  « منابع ماسونی ».



برگزاری جلسات مهم « فراماسون ها » در شب های « بدر (ماه کامل) » به گفته ی  « منابع ماسونی ».


البته تعدادی از وبسایت های « ماسونی » برای رد گم کردن، این مسئله را به تاریک بودن زمان قدیم و استفاده ی ماسون های عصر باستان از « نور ماه » برای تردد در تاریکی ارتباط داده اند! این در حالی است که بسیاری از « لژ ها » در محدوده ی داخل شهر بوده و نور چراغ خانه ها و مشعل ها، روشنایی کافی را فراهم می نموده است! البته تعدادی دیگر از منابع ماسونی، به معانی سمبلیک « ماه کامل » در « فراماسونری » نیز اشاره کرده اند.(41)

اما مسئله بسیار جالب تر خواهد شد که بدانیم بسیاری از گروه های « جادوگری » و « شیطان پرستی » نیز مراسم شیطانی خود را در«  ماه کامل » برگزار می نمایند:(42)


برگزاری جلسات مهم و شیطانی گروه های « شیطان پرست » در شب های بدر (ماه کامل).


برگزاری جلسات مهم و شیطانی گروه های « شیطان پرست » در شب های بدر (ماه کامل). (برگرفته از کتاب « ارتباط شیطانی - ماسونی - مصری ».)



با توجه به توصیفات فوق، به نظر می رسد که « جامعه ی مهتابی بیرمنگهام : The Lunar Society of Birmingham » یک « جامعه ی ماسونی » مقتدر، تمام عیار و موثر بوده و تمامی خصوصیات تشکیلات مشابه خود را نیز در بر داشته است. »

همان گونه که ملاحظه فرمودید، اکثر اعضای خانواده ی بزرگ « داروین - وج وود » عضو تشکیلات مخفی و ماسونی بوده اند. با توجه به توصیفات ذکر شده، گرچه به صورت رسمی اسمی از « چارلز رابرت داروین » در لژهای ماسونی انگلیسی برده نشده است، اما بسیاری از محققان عرصه ی دشمن شناسی، به ارتباط « چارلز رابرت داروین » با فراماسونری و سایر مجامع مخفی وابسته به « ایلومیناتی » اعتقاد دارند؛ تا جایی که برخی از محققین همچون « Juri Lina » در کتاب خود با عنوان « Architects of Deception »، انتشار « فرضیه ی تکامل » را به عنوان دسیسه ای از سوی بنیاد ماسونی « جامعه ی مهتابی بیرمنگهام : The Lunar Society of Birmingham » تلقی می نمایند:(43)




البته چنین نتیجه گیری چندان دور از ذهن و مغایر با واقعیت نیست؛ زیر از یک سو هر دو پدر بزرگ « چارلز رابرت داروین » یعنی « اراسموس داروین » و « جوشیا وج وود » عضو لژهای فراماسونری و گروه های ماسونی « جامعه ی مهتابی بیرمنگهام : The Lunar Society in Birmingham » و « روشنگری بریتانیایی : British Enlightenment The » بوده و پدر و عموهای وی نیز در لژهای ماسونی عضویت داشتند و بالطبع عضویت وی نیز در این مجامع دور از انتظار نبوده است، و از سوی دیگر نیز در آخرین نوشته های به جا مانده از « چارلز رابرت داروین »، شواهدی از ضعف اعتقادی داروین نسبت به خداوند قادر بی همتا، به چشم می خورد! در آخرین نوشته ی مکتوب « چارلز رابرت داروین » که در آخرین سال عمر وی و در پاسخ به شخصی با عنوان « جیمز فوردیس » نگاشته شده است، وی درباره ی اعتقادات خود چنین گفته است:(44)

« این سوال که دیدگاه های (اعتقادی) من چیست، پرسشی است که ممکن است نتیجه ای برای هیچ کس بجز خودم نداشته باشد؛ اما از آن جا که شما پرسیدید، من می بایست توضیح دهم که قضاوت من اغلب در نوسان است ... در حداکثر نوسانات (ذهنی ام) من هیچ گاه یک لامذهبی که وجود هر گونه خدایی را انکار نماید، نبوده ام. من عموماً تصور می کنم (و هر چه بیشتر پیر می شوم)، اما نه همیشه، که « ندانم گرا » تعریف صحیح تر وضعیت ذهنی من می باشد. »(45)


البته در لا به لای کتب و دست نوشته های « چارلز رابرت داروین »، مطالبی از این دست فراوان به چشم می خورد و نوشته های وی سرشار از شک، تردید و علامت سوال در برابر وجود « خدا » است.


همان گونه که در سطور فوق ملاحظه فرمودید، « داروین » اعتقاد خود را به صورت « ندانم گرایی : Agnosticism » که به مفهوم ندانستن « وجود » یا « عدم وجود » خدا است، بیان نموده است.(46) « ندانم گرایی » زیرمجموعه ای از « شک گرایی » می باشد(47) و گاه از سوی افراد به دلیل عدم جمع بندی در مورد « وجود » یا « عدم وجود » خدا اتخاذ می شود و گاه نیز از سوی برخی افراد « لامذهب » به عنوان « رد گم کنی » و در قالب رویه ای « محافظه کارانه » در مقابل اعتقادات مذهبی عامه ی مردم اتخاذ می گردد.

در مورد این که « ندانم گرایی » داروین از کدام نوع است، نظر قطعی نمی توان ارایه کرد؛ اما با توجه به عضویت عمده ی اعضای « خانواده ی بزرگ داروین - وج وود » در « فراماسونری »، هیچ بعید نیست که « ندانم گرایی » شخص « چارلز رابرت داروین » به دلیل رویه ی « لامذهبی محافظه کارانه » بوده باشد.

در مورد افراد دیگر درگیر در پرورش « فرضیه ی تکامل » همچون « ژان باپتیست لامارک » فرانسوی(48) و « آلفرد راسل والاس » اهل ولز بریتانیا(49) و رویه ی عملکردی و اعتقادی آنان، اطلاعات موثق و دقیقی در دست نیست؛ هر چند که تعدادی از منابع نیز به اعتقاد « ژان باپتیست لامارک : Jean-Baptiste Lamarck » به « ندانم گرایی : Agnosticism » (همانند داروین) اشاره نموده اند.(50) همچنین در مورد « آلفرد راسل والاس : Alfred Russel Wallace » نیز منابع مختلف، سخنان متفاوتی درباره ی وی ذکر کرده اند و وضعیت اعتقادی وی را از یک فرد تا حدی معتقد تا « ندانم گرا » و « عضو مجامع مخفی مرتبط با ارواح : Spiritism (Necromancy) » گزارش نموده اند(51) که در این میان، اکثریت منابع به عضویت وی در « مجامع مخفی مرتبط با ارواح : Spiritism (Necromancy) » اشاره کرده اند.(52) (البته به نظر می رسد که ارتباط اعضای این گروه ها با (اجنه) باشد، نه ارواح).

بدین ترتیب همان گونه که ملاحظه فرمودید، « چارلز رابرت داروین »، « اراسموس داروین » و حتی افراد فرعی دست اندرکار پرورش « فرضیه ی تکامل » همچون « لامارک » و « والاس »، دارای انحرافات عقیدتی و مشکلات اعتقادی جدی بوده اند و عضویت بسیاری از آن ها در گروه های « مخفی » و « ماسونی » مسجل می باشد؛ به همین دلیل نسبت به صحت و صداقت این « فرضیه » و « پیشگامان » و « پیروان » آن باید بیش از پیش تردید نمود.

البته ارتباط  « فرضیه ی تکامل » با « فراماسونری »، ارتباطی یک طرفه و یک جانبه نیست ؛ بلکه این ارتباط، یک ارتباط « دو جانبه » و « تنگاتنگ » می باشد؛ به عبارت دیگر نه تنها مجامع مخفی همچون « لژ های فراماسونری انگلستان و اسکاتلند »، « جامعه ی مهتابی بیرمنگهام : The Lunar Society in Birmingham » و « روشنگری بریتانیایی : British Enlightenment The » مهد پرورش « فرضیه ی تکامل » و « پیشگامان » آن بوده اند، بلکه « فرضیه ی تکامل » نیز به عنوان یک « تز اصلی » و « شالوده ی تفکری » فراماسونری جدید، نقش بازی کرده و بارها از سوی رهبران و نشریات « فراماسونری امروز » مورد تحسین و تأکید قرار گرفته، و بر اساس همین « فرضیه »، « تشکیلات شیطانی فراماسونری جهانی » به جنگ علنی با مفاهیمی همچون « دین »، « خدا »، « آخرت »، « معاد » و ... شتافته است:(53)

« یکی از وظایف اصلی انسانی و ماسونی، پذیرش فلسفه ی اولسیون (تکامل)، تنها فلسفه ای که با علم پیشرفته، عقل و کمال منطبق است، می باشد. تمامی برادران در تبلیغ این باور در بین مردم، برای بالا بردن سطح علمی آنان، مسئولیت بی حد و حصری دارند. » (نشریه ی ماسون ترک، شماره ی 25 و 26، صفحه ی 59)(54)

« قانون اصلی وجود حیات و حقایق اولسیون (تکامل)؛ در مقابل، لامارک و داروین، با تکیه به مدارک ژئولوژیکی (زمین شناسی)، پالئونتولوژیکی (دیرین شناسی)، امبریولوژیکی (جنین شناسی) و آناتومی (کالبد شناسی) ثابت کردند که تمام موجودات با شروع از یک سلول، در زمانی که حد اقل صد میلیون سال طول کشیده است، پله های اولسیون (تکامل) را تحت تأثیر عوامل وراثتی و ژنتیکی، و انطباق آن ها با محیط زیست (به عقیده ی لامارک)، و یا تحت تأثیر عوامل و شرایطی نظیر منازعه برای ادامه ی حیات، کنار رفتن عوامل فیزیولوژیکی (زیستی)، و مورفولوژیکی (ریخت شناسی) (به عقیده ی داروین)، یک به یک پشت سر گذاشته و در حالی که از طرزی به طرزی، و از قالبی به قالب دیگر می گذشتند، به شکل موجودات امروزی، در آمدند. » (نشریه ی معمار سنان، شماره ی 5، صفحه ی 26، سال 1968).(55)

« امروزه از کشورهای پیشرفته گرفته تا بسیاری از ممالک عقب افتاده، تنها فلسفه ی مورد قبول جوامع، تئوری داروین و نظریات ادامه دهندگان راه او است. اما این مسئله در کلیسا موثر واقع نشد. در سایر ادیان هم همین طور، باز هم به عنوان تعلیمات دینی، کماکان افسانه ی آدم و و حوا، از کتاب مقدس تدریس می شود. » (نشریه ی معمار سنان، شماره ی 38، صفحه ی 18).(56)

« نظریه ی داروین نشان داد که بسیاری از رویدادهای کائنات، کار خدا نمی باشد. » (نشریه ی ماسون، شماره ی 25 و 26، صفحه ی 14).(57)

« تئوری اولسیون (تکامل) داروین، ضربه ی محکمی بر پیکر عقاید ایده آلیستی طبیعیون وارد، و اساس نظریه ی ماتریالیسم را به وجود آورد. » (دیوان فلسفی ماتریالیسم، صفحه ی 149).(58)

با توجه به مطالب ذکر شده، در می یابیم که « فرضیه ی تکامل » و « تشکیلات شیطانی فراماسونری جهانی »، ارتباطی تنگاتنگ و همه جانبه وجود دارد؛ در واقع بیش از آن که « فرضیه ی تکامل » ریشه در « تشکیلات علمی » داشته باشد، ریشه در « تشکیلات شیطانی فراماسونری جهانی » دارد و نه تنها توسط این « تشکیلات » پرورش و تربیت یافته است، بلکه « مجامع ماسونی » در طول بیش از « صد سال » اخیر، توسط تحرکات « به ظاهر علمی » و « جنجال های رسانه ای »، به صورت تمام و کمال از این « فرضیه » دفاع کرده اند.

نکته ی جالب این که علی رغم پیشرفت های بزرگ و اثبات شده ی « علوم زیستی » و « علوم پزشکی » و علی رغم تغییرات گسترده در کتب « زیستی » و « پزشکی » حتی در محدوده های تجدید چاپ 3 تا 5 ساله ی این کتاب ها، « فرضیه ی تکامل » در محدوده ی 120 ساله ی عمر خود، به صورت تمام و کمال حفظ شده و بجز تغییرات اندکی در برخی جزییات آن (که به منظور سرپوش گذاشتن بر برخی ابهامات، و توجیه نمودن برخی از ابعاد ضعیف تر این فرضیه عنوان شده اند)، با هیاهو و جنجال فراوان « رسانه ای » و تلاش های « دانشمندان فاسد فراماسون » و فعالیت پر اشتباه و نادانسته ی تعدادی از « دانشمندان تربیت یافته ی غرب و شرق » و نیز عدم اعتماد به نفس دانشمندان متدین و مسلمان در نقد علمی این « فرضیه »، « فرضیه ی تکامل » به جولان و یکه تازی در عالم رسانه ای و نشریات علمی ادامه داده است.

ان شاء الله این سلسله مقالات می رود تا به لطف خدا قدم های محکمی در جهت نقد علمی « فرضیه ی تکامل » بردارد؛ در این راه، علاوه بر نکات علمی که برای اولین بار در عالم « وب » به نظر مخاطبان خواهد رسید، از تجربیات علمی سایر محققان علوم زیستی (اعم از مسیحی و مسلمان) نیز استفاده خواهد شد. در هر حال به دلیل نوپا بودن این جبهه و تلاش های چندین سالانه ی « تشکیلات شیطانی فراماسونری » در جهت استحکام بخشیدن به « فرضیه ی تکامل »، ادامه ی این راه (که احتمالاً حداقل 3 سال طول خواهد کشید) نیازمند حمایت ها و کمک های دانشمندان و دانشجویان متدین و متعهد ایران اسلامی و سایر مناطق جهان است تا إن شاء الله و به لطف خدا بتوان به نحوی موثر به بیان نقاط ضعف و اشکالات این « فرضیه » پرداخت.

به امید ظهور منجی موعود، حضرت مهدی صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

کاری از: خادم الامام (عج) - بهمن ماه 1390

پایان قسمت اول


منابع و مآخذ


1 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Adnan_Oktar

و

http://www.answers.com/topic/adnan-oktar


2 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Ben_Stein

و

http://www.answers.com/topic/ben-stein


3 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Expelled:_No_Intelligence_Allowed

و

http://www.answers.com/topic/expelled-no-intelligence-allowed

4 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Ben_Stein

و

http://www.answers.com/topic/ben-stein

 

5 -

http://shc.sums.ac.ir/med_news870930.htm

و

http://www.majidakhshabi.com/article-print-3215.html


6 -

http://shc.sums.ac.ir/med_news870930.htm

و

http://www.majidakhshabi.com/article-print-3215.html


7 -

http://www.aviny.com/article/aviny/Chapters/Nasle_Meimon.aspx

و

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=definition&UID=265567


8 -

http://www.fatemiyon.ir/index.php/1389-08-30-03-32-23/1389-08-30-20-00-54/769-1389-09-26-12-29-52

و

http://www.presstv.ir/detail.fa/223773.html

و

http://www.csitoloo.com/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA/304-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%83%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%8A-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%D9%8A-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA%D9%8A%D9%86-%D8%BA%D8%B1%D8%A8

و

http://autandisheh.com/1387/05/23/%D8%AA%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D8%AA/

و

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8711301454

و

http://sharifnews.ir/?21756

9 - مراجعه شود به بخش هایی از فیلم مستند « Expelled : اخراج شده ».

10 -

http://www.aviny.com/shobhe/falsafi/8.aspx

و

http://www.x-shobhe.com/print.php?sid=707

11 -

http://www.aviny.com/shobhe/falsafi/8.aspx

و

http://www.x-shobhe.com/print.php?sid=707


12 -

http://www.aviny.com/shobhe/falsafi/8.aspx

و

http://www.x-shobhe.com/print.php?sid=707


13 -

http://www.sanjeshmostamar.com/topic.aspx?scid=482&tid=8&cid=480


14 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Molecular_Biology_of_the_Cell_(textbook)

و

http://www.amazon.com/gp/product/0815341105/ref=pd_lpo_k2_dp_sr_3?pf_rd_p=1278548962&pf_rd_s=lpo-top-stripe-1&pf_rd_t=201&pf_rd_i=0815332181&pf_rd_m=ATVPDKIKX0DER&pf_rd_r=1E9ZQ96WR9N6PJ2ZJWVV


15 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Charles_Darwin

و

http://www.crystalinks.com/darwin.html

16 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Darwin–Wedgwood_family

و

http://www.thepotteries.org/misc/Darwin.htm

17 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Darwin–Wedgwood_family

و

http://www.thepotteries.org/misc/Darwin.htm

18 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Charles_Darwin

و

http://en.wikipedia.org/wiki/Charles_Darwin%27s_religious_views

و

http://www.darwinthenandnow.com/2010/03/darwin%E2%80%99s-unitarian-heritage/

و

http://www.adherents.com/people/pd/Charles_Darwin.html

19 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Unitarianism

و

http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%86

 

20 -

http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%86


21 -

http://www.freemasons-freemasonry.com/prescott10.html

و

http://www.cai.org/bible-studies/thomas-paine-american-patriot


22 - کتاب مبانی فراماسونری، تألیف گروه تحقیقات علمی ترکیه (هارون یحیی)، ترجمه ی جعفر سعیدی، ناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ سوم، پاییز 1384، صفحات 179 تا 184.


23 -

http://www.freemasons-freemasonry.com/prescott10.html


24 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Erasmus_Darwin

و

http://www3.shropshire-cc.gov.uk/darwine.htm


25 -

http://freemasonry.bcy.ca/biography/darwin_e/darwin_e.html

و

The Religion of Darwinism, Harun Yahya (Adnan Oktar), Abul-Qasim Publishing House,  (E-Book),  2003, (Pages 44 & 45)

 

26 -

The Religion of Darwinism, Harun Yahya (Adnan Oktar), Abul-Qasim Publishing House,  (E-Book),  2003, (Pages 44 & 45)

و

Architects of Deception, Jüri Lina, Referent Publishing,  (E-Book),  2004, (Pages 21 & 22)


27 -

Architects of Deception, Jüri Lina, Referent Publishing,  (E-Book),  2004, (Pages 21 & 22)

و

http://www.erasmusdarwin.org/history

و

http://www.cai.org/bible-studies/thomas-paine-american-patriot

و

http://revaugercecile.over-blog.com/article-24706237.html

و

http://ukpmc.ac.uk/articles/PMC2329858

و

http://www.yorkrite.com/ia/lodge2/52005.html

و

www.brunel200.com/visual_art.htm

 

28 -

http://www.cai.org/bible-studies/thomas-paine-american-patriot

و

Architects of Deception, Jüri Lina, Referent Publishing,  (E-Book),  2004, (Pages 21 & 22)

و

http://www.jquarter.org.uk/webdisk/morelunar.htm

 

29 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Erasmus_Darwin

و

http://www.answers.com/topic/erasmus-darwin

و

http://www.aboutdarwin.com/literature/Pre_Dar.html

و

The Religion of Darwinism, Harun Yahya (Adnan Oktar), Abul-Qasim Publishing House,  (E-Book),  2003, (Pages 44 & 45)


30 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Erasmus_Darwin

و

http://www.answers.com/topic/erasmus-darwin

و

http://www.aboutdarwin.com/literature/Pre_Dar.html

و

The Religion of Darwinism, Harun Yahya (Adnan Oktar), Abul-Qasim Publishing House,  (E-Book),  2003, (Pages 44 & 45)

 

31 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Erasmus_Darwin

و

http://www.answers.com/topic/erasmus-darwin

و

http://www.aboutdarwin.com/literature/Pre_Dar.html

و

The Religion of Darwinism, Harun Yahya (Adnan Oktar), Abul-Qasim Publishing House,  (E-Book),  2003, (Pages 44 & 45)

 

32 -

The Religion of Darwinism, Harun Yahya (Adnan Oktar), Abul-Qasim Publishing House,  (E-Book),  2003, (Pages 44 & 45)

و

http://freemasonry.bcy.ca/biography/darwin_e/darwin_e.html

 

33 -

The Religion of Darwinism, Harun Yahya (Adnan Oktar), Abul-Qasim Publishing House,  (E-Book),  2003, (Pages 44 & 45)

 

34 -

http://freemasonry.bcy.ca/biography/darwin_e/darwin_e.html

و

http://powerpointparadise.com/evol/evolutionoccult.htm

 

35 -

http://freemasonry.bcy.ca/biography/darwin_e/darwin_e.html

و

http://powerpointparadise.com/evol/evolutionoccult.htm


36 -

http://freemasonry.bcy.ca/biography/darwin_e/darwin_e.html

و

http://powerpointparadise.com/evol/evolutionoccult.htm

 

37 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Lunar_Society_of_Birmingham

و

http://www.jquarter.org.uk/webdisk/morelunar.htm

و

http://www2.warwick.ac.uk/fac/arts/history/undergraduate/modules/hi145a/lectures/the_british_enlightenment.ppt

و

Architects of Deception, Jüri Lina, Referent Publishing,  (E-Book),  2004, (Pages 21 & 22)

و

http://www.cai.org/bible-studies/thomas-paine-american-patriot

و

http://revaugercecile.over-blog.com/article-24706237.html

و

http://ukpmc.ac.uk/articles/PMC2329858

و

http://www.yorkrite.com/ia/lodge2/52005.html

 

38 -

Architects of Deception, Jüri Lina, Referent Publishing,  (E-Book),  2004, (Pages 21 & 22)

و

http://www.cai.org/bible-studies/thomas-paine-american-patriot

 

39 -

Architects of Deception, Jüri Lina, Referent Publishing,  (E-Book),  2004, (Pages 21 & 22)

و

http://www.cai.org/bible-studies/thomas-paine-american-patriot

و

http://en.wikipedia.org/wiki/Lunar_Society_of_Birmingham

و

http://www.bmag.org.uk/soho-house


40 -

http://freemasonry.bcy.ca/texts/Moon.html

و

http://www.about-freemasonry.co.uk/misconceptions.php

و

http://irishfreemasonry.com/blog/?p=160

 

41 -

http://irishfreemasonry.com/blog/?p=160

 

42 -

www.bilderberg.org/trib.htm

و

http://www.wattpad.com/2338224-english-tribulation-666-tagalog-tribulation-666?p=19

و

http://www.ritualabusefree.org/The%20Egyptian-Masonic-Satanic%20Connection.htm

و

http://ritualabuse.us/ritualabuse/books/chapters-from-the-egyptian-masonic-satanic-connection/

 

43 -

Architects of Deception, Jüri Lina, Referent Publishing,  (E-Book),  2004, (Pages 21 & 22)

 

44 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Charles_Darwin

و

The Faith of Scientists: In Their Own Words, Nancy K. Frankenberry, Cloth Publishing, 2008, (Page 130).

و

Religion and the challenges of science, William Sweet,  Ashgate Publishing, 2007, (Page 47).

 

45 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Charles_Darwin

و

The Faith of Scientists: In Their Own Words, Nancy K. Frankenberry, Cloth Publishing, 2008, (Page 130).

و

Religion and the challenges of science, William Sweet,  Ashgate Publishing, 2007, (Page 47).

 

46 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Agnosticism

و

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C

 

47 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Agnosticism

و

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C

 

48 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Jean-Baptiste_Lamarck

 

49 -

http://en.wikipedia.org/wiki/Alfred_Russel_Wallace

 

50 -

http://philosopedia.org/index.php/Jean-Baptiste_Lamarck

 

51 -

http://creation.com/alfred-russel-wallace-co-inventor-of-darwinism

و

http://www.spiritwritings.com/alfredrusselwallace.html

 

52 -

http://creation.com/alfred-russel-wallace-co-inventor-of-darwinism

و

http://www.spiritwritings.com/alfredrusselwallace.html

 

53 - کتاب مبانی فراماسونری، تألیف گروه تحقیقات علمی ترکیه (هارون یحیی)، ترجمه ی جعفر سعیدی، ناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ سوم، پاییز 1384، صفحات 184 تا 189.

 

54 - کتاب مبانی فراماسونری، تألیف گروه تحقیقات علمی ترکیه (هارون یحیی)، ترجمه ی جعفر سعیدی، ناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ سوم، پاییز 1384، صفحه ی 184.

 

55 - کتاب مبانی فراماسونری، تألیف گروه تحقیقات علمی ترکیه (هارون یحیی)، ترجمه ی جعفر سعیدی، ناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ سوم، پاییز 1384، صفحه ی 185.

 

56 - کتاب مبانی فراماسونری، تألیف گروه تحقیقات علمی ترکیه (هارون یحیی)، ترجمه ی جعفر سعیدی، ناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ سوم، پاییز 1384، صفحه ی 186.

 

57 - کتاب مبانی فراماسونری، تألیف گروه تحقیقات علمی ترکیه (هارون یحیی)، ترجمه ی جعفر سعیدی، ناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ سوم، پاییز 1384، صفحه ی 186.

 

58 - کتاب مبانی فراماسونری، تألیف گروه تحقیقات علمی ترکیه (هارون یحیی)، ترجمه ی جعفر سعیدی، ناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ سوم، پاییز 1384، صفحه ی 186.


نظرات  (۲۰)

توهم توطئه!
این قرن حاضر به یک هیتلر دوم به شدتت نیاز داره تا نسل عده زیادی از مغز فندوقی ها رو منقرض کنه:)
پاسخ:
شما حتی نمیدونید توهم توطئه توسط چه کسی و از کی رواج پیدا کرد! درباره کلمه ای که تاریخش رو نمیدونید حرف نزنید:
متن از پیج:
عبارت تئوری توطئه یا توهم توطئه در سال های دهه 60 توسط سازمان سیا برا نامعتبر کردن نظریه پردازان توطئه درباره ترور جان اف کندی رایج شد

اگر شما هم عضوی از جبهه بیداری هستید و بارها با این اتهام متحجرانه مواجه شده‌اید که یک «تئوریسین توطئه» هستید، حتماً این گزارش را بخوانید و حتی بخش‌هایی از آن را یادداشت کنید.
این افراد قدرتمند و بانفوذی که از آن‌ها صحبت می‌کنیم، راه‌ها و ابزارهایی را ابداع کرده و متأسفانه با موفقیت به کار بسته‌اند که می‌تواند افکار عمومی دنیا را کنترل کند و به نفع قدرتمندان شکل دهد، تا آن‌جایی که حتی وقتی یک محقق، کارشناس و متخصصِ واقعاً «بیدار» بعد از تلاش فراوان، یکی از توطئه‌های افراد صاحب قدرت را افشا می‌کند تا توده مردم را با سلاح «آگاهی»، تجهیز کند، مخاطبانی که باید از این توطئه افشاشده، علیه خواص قدرتمند جامعه خود استفاده کنند، نه تنها این کار را نمی‌کنند، بلکه صرفاً به این دلیل که این اطلاعات جدید، برایشان ناخوشایند است، با سلاحی به آن حمله می‌کنند که «سیستم» برای فریب دادن آن‌ها اختراع کرده است
شاید خیلی از ما یادمان نیاید، اما سال‌ها قبل، چیزی به نام «تئوری توطئه» وجود نداشت. افرادی که الآن تحت برچسب «تئوریسین توطئه» نظراتشان رد می‌شود، آن زمان، به عنوان افراد عادی در جامعه پذیرفته می‌شدند، فقط به آن‌ها «منتقد» می‌گفتند
آوریل سال هزارو نهصدو شصت و هفت، سازمان سیا گزارشی درباره ترور «جان اف. کندی» رئیس‌جمهور آمریکا در سال هزارو نهصدو شصت و سه نوشت و در آن مفهوم «تئوری‌های توطئه» را ابداع کرد. در این گزارش هم‌چنین روش‌هایی برای بی‌اعتبار کردن این‌گونه نظریه‌ها پیشنهاد داده شده بود. روی این گزارش مُهر «روانی» خورده بود تا مخاطبان آن بدانند گزارش در حوزه «عملیات روانی» (بخوانید پروپاگاندا) طبقه‌بندی می‌شود. هم‌چنین مهر «سی اس» نشان می‌داد گزارش متعلق به واحد «سرویس‌های مخفی» سیا است.

درضمن این رو بگم که تمامی اسناد ماسون بودن این افراد وجود داره هیچ توهمی درکار نیست! این شمایید که در توهم هستید
سلام.خب دوست عزیز شما که نظریه ی تکامل رو رد می کنی لطف کن بگو حیات روی زمین چگونه شکل گرفت و ما انسان ها چگونه پدید اومدیم؟فقط اگه می خوای داستان ادم و حوا رو بگی نمیخواد بگی چون هر بچه هفت ساله ای هم میتونه هزارتا ایراد از اون داستان بگیره.متاسفانه امروزه کسانی دارند نظریه ی تکامل رو رد می کنن که اصلا اونو درک نکردن و تنها چیزی که ازش میدونن اینه که انسان از نسل میمونه.که اصلا همچین چیزی نیست.به نظرم خود شما هارو فراماسون اورده سر کار که با بر عکس نشون دادن علم واقعی و پذیرفته شده توسط همه،ما رو عقب مونده و جهان سومی نگه دارید.
پاسخ:
سلام
این فقط قسمت یک این مقاله هست و این مقاله توسط متخصصان و زیست شناسان ایرانی نوشته شده که در این زمینه تخصص و تجربه دارند! بهتره منتظر قسمت های دیگه باشید بجای اینکه این و اون رو متهم کنید.

اولین نفری که کامنت گذاشتی از اسم قبیحی که برای خودت تو نظرات گذاشتی طرز فکر احمقانه ات کاملا مشخصه ! هیتلر دومی در کار نیست ولی....... ........
و شما صاحب وبلاگ عزیز به اسم این ها دقت کن .. وقتی مقاله رو بررسی کردمم یه کامنت میذارم.
در جواب کسی که گفت داستان آدم و حوا هزار تا ایراد داره و ...
باید این رو گفت که داستان حضرت آدم و حوا مسخره تر از فرضیه ی تخیلیه تکامل نیست.
ثانیا شما خودت هنوز نمی دونی داستان خلقت آدم و حوا چی هست و به چه شکل بوده.
این ها به جای علم ؛تخیل میکنن بعد اسم علم روش میذارن بقیه نادان ها هم فقط با چشم بسته دنبال روی اونها میشن.
تکامل یه زباله دان تاریخ پیوسته.

شما بیشتر جنگ بین علم و دین راه انداختند 
تکامل به زباله دانی تاریخ پیوسته اما در اذهان مذهبیون
تکامل ایرادی بسیاری اما علم قدم به قدم راه حلهای برای آن پیدا میکنه
خلقت آدم هم بسیار راحت بود خدا آدم رو بعد از اینکه از میوه ممنوعه خورد از بهشت شوت کرد زمین و بقیه قضایا...  
راز هستی بسیار شگفت انگیز از آن چیزی هست که من و شما فکر میکنیم
پاسخ:
سلام
ما میخواییم مردم این رو به مردم بگیم و مردم رو متوجه این کنیم که فرضیاتی که به عنوان حقیقت بیان میشن تنها فریب هایی از سوی فریماسون ها هستند مدارکش هم موجوده فقط یک چشم و ذهن باز لازمه! هرکسی تونایی درک حقیقت رو نداره
آخه جناب اینجور که شما پیش میرید و هر کس از پیشروان علمی رو فراماسون میخوانید که نمیشه درک حقیقت! من از اول تا آخر مطالبتان رو دیدم یک جایش رو به فراماسون و خاندان فولان میزنید. فراماسونها هستند اما نه به این صورت وسیع که مردم گمان میکنن. کلا این بیشتر یک فضایی بحث سیاسی میطلبه تا علمی.  تعاملات سیاسی و اقتصادی بین کشورها خیلی در شکل دهی ذهن مردم به سمت یک نیروی خارجی نقش داره. به هر حال به نظریه فرگشت باید علمی نگاه کرد نه سیاسی مذهبی. باید قبول  کرد داروین نقش به سزایی در پیشبرد علم داشت. 
چند روز پیش هم تولدش بود. 
پاسخ:
مقالات علمی بسیاری برای رد فرگشت داریم که متخصصانش اون رو نوشتند یعنی افرادی که تخصصی در زیست شناسی و فرگشت و... دارند و من دارم کم کم در وب سایت قرار میدم! اما مدارک ماسون بودن داروین ها موجوده و کسی نمیتونه منکرش بشه! :)
اقا مهدی شما داستان خلقت رو از کجا میخوای در بیاری که میگی من که اون حرف رو زدم نمیدونم داستان خلقت چیه؟مگه غیر از چیزیه که تو قران اومده؟ما هم اونو خوندیم که میگم ایراد داره.قران هم که میگه با زبان ساده بیان شده که برای همه قابل فهم باشه.مگراینکه شما بخوای به تفسیر رو بیاری و چیزایی که اصلا قران نگفته رو درست کنی و رو ایراداتش ماله بکشی.
سلام علیکم
منتظر یک نقد علمی- مولکولی بودم. متاسفانه قسمت اول مقاله که فقط به جنگ اعتقادی پرداخته و نکته علمی نداره. اجازه بدید ببینم در قسمت دوم بالاخره وارد بحث علمی میشه یا خیر. مشخصا نویسنده این قسمت حداقل متخصص علوم مولکولی نیست. خود کتاب آلبرتس که اشاره شد از قویترین منابع برای درک مولکولی تکامل هست.
موفق باشید.
پاسخ:
سلام این مقاله چندین بخش داره و قسمت های اول این مقاله به ریشه های این فرضیه و سازندگانش میپردازه
سلام ببخشید شما هلالی بودن رنگین کمان رو چجوری توضیح میدید؟گرد بودن رنگین کمان رو به گرد بودن زمین نسبت میدن.با تشکر
پاسخ:
سلام هیچ ارتباطی باهم ندارند.
زمین تخت های خارجی رنگین کمان رو به گنبد آسمان ربط میدن اما درکل هیچ ربطی نه به گنبد آسمان و نه به کرویت زمین داره
پس چرا گرده و به صورت خط نیست؟
پاسخ:
ذرات آب معلق در اتمسفر یا همون قطرات ریز آب معلق در هوا بدلیل اندازه مشابه با طول موج نور رو منعکس نمیکنن (پاسخگوی شماره 2) بلکه این پدیده در اثر «انعکاس کلی» امواج نور در داخل قطرات کروی آب روی میده. انعکاس کلی همون پدیده اییه که در داخل منشور باعث شکسته شدن مسیر نور و تجزیه اون میشه (اگه در مورد این پدیده چیزی نمیدونی پیام بده در مورش برات توضیح بدم). خب تا اینجا متوجه شدیم که نور مرئی در اثر انعکاس کلی در داخل قطرات آب معلق در هوا تجزیه میشه. میشه گفت که هر قطره ای مثل یک منشور بسیار کوچک عمل میکنه که نور رو تحت زاویه خاصی میشکنه. چون این زاویه شکست نور در داخل قطره برای تمام قطرات ثابته بنابراین نور تابیده شده صرفاً تحت زاویه مشخصی میشکنه. در نتیجه چشم ما فقط اون نواحی از توده قطرات رو رنگی میبینه که در این زاویه خاص با چشم ما قرار دارن. برای مثال از قطره ای که پایین تر از این زاویه با چشم ما قرار گرفته هیچ نور رنگی به چشم ما نمیرسه. درسته که اون قطره هم نور رو میشکنه اما زاویه شکستش طوریه که نور شکسته شده اون مثلاً در فاصله یک متری ما به زمین میخوره و در نتیجه ما نور رنگی اونو نمیبینیم. قطره ای هم که بالاتر قرار گرفته همینطور نور رنگی اون هم از بالای سر ما میگذره. بنابراین فقط قطراتی که در زاویه مناسب با چشم ما قرار دارن نور رنگیشون دیده میشه. مسلماً برای حفظ این زاویه باید یک کمان رو در نظر گرفت چون در امتداد یک خط راست زاویه ها با نقطه ثابت تغییر میکنه و بناچار باید خط رو منحنی کنیم تا همه جای اون نسبت به نقطه ثابت (چشم ما) به یک زاویه قرار بگیره. دیوار اتاق روبروی خودت رو تصور بکن؛ زاویه ای که چشم شما با نقطه مقابل دیوار داره با زاویه ای که با کنج دیوار داره مسلماً متفاوته. بنابراین رنگین کمان قوس دار دیده میشه. نه بخاطر اینکه واقعاً قوس داره بلکه بخاطر اینکه چشم ما اونو یک قوس میبینه ؛ این در حالیه که در حقیقت پرتو شکسته شده رنگین در تمام توده قطرات هوا و در همه جا وجود داره ولی ما فقط نقاطی که تحت زاویه خاص با چشمان ما قرار دارن رو میبینیم. آیا هیچ وقت فکر کردین که چرا هیچوقت رنگین کمان رو از پهلو (از لبه) نمیبینین؟ یا اینکه چرا هیچ وقت نمیتونین به پایه های اون روی سطح زمین برسین؟ :)
موشک ها و خمپاره ها وقتی شلیک میشن برای اینکه به هدف برخورد کنن تا اونجایی که من اطلاع دارم گرد بودن زمین در زاویه ی شلیک تاثیر داره و مواردی مانند گرانش و زاویه انحنای زمین رو محاسبه میکنن اگر زمین تخت باشه نیروهای نظامی لزوما نباید متوجه این تخت بودن بشن؟باتوجه به اینکه کوچکترین زاویه در به هدف خوردن تاثیر.سوالم رو متوجه شدین؟
پاسخ:
موشک ها قوانینی برای پرتاب دارند اما قانون جاذبه و چرخش زمین برای اونها تاثیری نداره چون در حقیقت زمین تخت هست حتی در آموزش پرواز هواپیما های جت در مقاله ای از ناسا نوشته شده زمین رو تخت و ثابت در نظر میگیرند که نشان دهنده این هست که اونها کرویت زمین رو حتی فرض هم نمیکنند میتونید آدرس و مقاله ناسا رو در پیج اینستاگرام ما ببینید. سند کاملا معتبره
من به تخت بودن زمین معتقدم و برای خودم دلایلی دارم که مورد قبول خیلی ها نیست اما مطالب شما خیلی به اثبات حرفم کمک کرد اما متاسفانه دلیل خوب و قانع کننده ای برای خورشید گرفتی در مدل تخت هم وجود نداره اما ماه گرفتگی رو میشه تا حدی توجیه کرد
پاسخ:
خورشید گرفتگی دلیل خاصی نداره! ماه جلوی خورشید رو میگیره
خب پس باید ماه رو ببینیم دیگه چرا نمیبینیم؟و چرا خورشید گرفتگی حلقه ای رخ میده؟یا حتی چرا خورشید گرفتی ناقص رخ میده؟ینی ماه تا نصفه جلوی خورشید میاد بعد برمیگیرده؟و یبار دیگم گفتم و جواب شما منو قانع نکرد اونم اینه که در قران اومده که ماه و خورشید هیچوقت بهم نمیرسند
پاسخ:
ماه رو بصورت یک دایره سیاه رنگ مشاهده میکنید! ماه در زمان خورشید گرفتگی همیشه در حالت ماه نو بوده! ماه نو نوری نداره و کاملا تاریکه! خورشید گرفتگی های مختلف با توجه به مدار های مختلف ماه و ارتفاعات مختلف ماه در مدار ها رخ میده! مدل کروی و تخت فرقی نداره منظور آیه قرآن یکیه! منظور از نرسیدن خورشید و ماه بهم برخورد اونها باهم هست که تا زمانی که دنیا پابرجاست، اونها در مدار های معینی میچرخند و باهم ارتباطی ندارند.
و نظر شما درمورد شکل های مختلف ماه چیه؟ایا ماه خاموش روشن میشه؟یا این خاموش و روشنی فقط وقتی ماه گرفتگی رخ میده اتفاق میوفته؟و چرا ماه و خورشید نمیتونن توپ باشن و قرصی شکلن؟دلیلتون برای این موضوع چیه؟چه اشکالی پیش میاد اگه ماه و خورشید کروی شکل باشن نه قرصی شکل؟ببخشید بخاطر حجم سوال ها
پاسخ:
منظور از شکل هلال هست؟ اگر منظور شما هلال هست باید بگم هلال های ماه توسط خود ماه و البته خورشید ایجاد میشه چون معمولا قسمتی از ماه که به سمت خورشید نیست هم روشنه! ماه گرفتگی در هنگام ماه کامل رخ میده یعنی زمانی که ماه قرص درخشان هست! ماه اگر کروی باشه باید قسمت های دیگر اون هم در مدل زمین تخت دیده بشه که نمیشه! پس ماه باید تخت باشه تا افرادی که در دو نیم صفحه هستند اون رو بصورت وارونه نسبت به هم ببینند.
یعنی بر فرض مثال امریکایی ها یه طرف این قرص رو میبینن و ما طرف دیگشو؟
پاسخ:
میشه بهتر مثال زد! مثلا ماه رو درست در بالای مکزیک تصور کنید! آمریکای جنوبی و شمالی وارونه و برخلاف هم میبینند.
آیا دوره های هلال،  بدر و نو شدن ماه نظمی دارند؟ 
اگر جواب سوال اول مثبته،  بفرمایید در چه حالتی و در چه زمانهایی سمتی از ماه که  در سمت مخالف خورشید است،  روشن میشود. که در زمان بعدی این اتفاق همه بریم نگاه کنیم که شک همه برطرف بشه. 
اگر هم جواب سوال اول منفیه و دوره های چرخش و هلال ماه نظمی ندارند،  پس چجوری ماه ها و سالهای قمری و ماه و خورشید گرفتگی ها رو تا چند صد سال میتونن پیش بینی کنن. 
اگر هم پاسخ سوال اول رو نمیدونید پس خیلی فیلسوف بزرگی هستید و من دیگه عرضی ندارم. 
(گرچه میدونم طبق روال خودتون هر سوالی رو توی کامنت ها نمیذارین،  ولی امیدوارم یک کم فکر بکنید) 
پاسخ:
بله!
در حالت های همیشگی! کافیه یکبار به هلال های ماه نگاه کنید! میتونید این حالت رو ببینید! 
پیش بینی ماه گرفتگی و خورشید گرفتگی هزاران سال قبل توسط ایرانیان،اعراب،یونانیان و... انجام میشده!

جواب سوال بنده رو نفرمودید
اگر همه رفتارهای ماه منظم هستن و اونها رو میشه پیش بینی کرد بفرمایید دفعه بعد که سمتی از ماه که پشت به خورشیده روشن میشه چه زمانی هست؟ 
پاسخ:
جواب رو نوشتم:در حالت های همیشگی! کافیه یکبار به هلال های ماه نگاه کنید! میتونید این حالت رو ببینید! 

مثلا این کلیپ رو ببینید این یک نمونه هست:http://www.aparat.com/v/i6V0m

ایا ممکن نیست زمین مثل یک دیسک بچرخه و ماه و خورشید ثابت باشن؟
پاسخ:
خیر
من که سالهاست دارم آسمون رو به صورت آماتوری نگاه میکنم تا الان همچین چیزی ندیدم.  بعد شما میفرمایید همیشه سمت مخالف ماه نسبت به خورشید روشنه؟ 
قطعا شما به عنوان یک متخصص تجهیزات ویژه عکاسی از آسمان رو دارید.  میشه یک بار خودتون عکس بگیرید و توی کانال یا وبلاگتون بزارید
پاسخ:
شما حتما دقت نکردید! چون سال ها این موضوع رو نمیدونستید! کافیه دقت کنید!  با توجه به زاویه پرتو های خورشید میتونید راحت این رو ببینید!در مقاله جدیدمون از تصاویری که تهیه کردیم استفاده میکنیم و کامل توضیح میدیم!
ب نام خالق عشق

 با درود بر دوستان

احمق هاى ماسون بدانند که حقیقت همیشه پیروز است  و هیچگاه حتى اگر انرا پنهان  کنى به خواب نمیرود وبا لبخندى
پیروز مندانه  باز میگردد . مصرف زمان براى پنهان کارى و در تاریکى بردن حقیقت کارى بس احمقانس .

خداونده
بى همتا براى جدا سازى و پاکسا زى از قبل  برنامه اى  براى شیطان طراحى کرده   حتى اگر  برنامه شیطان دور کردن انسان  از راه کمال و ادمیت باشد باز خداوند داناست که به تمامى ذهنها دسترسى دارد  وانرا میبیند و نور همواره نور را مى افریند  چون برنامه نویس خالق است و  راه نور است  و عشق پیروز و هیچگاه نمیتوان نور را پنهان کرد چون نور همواره نور است و تاریکى را از بین میبرد .تاریکى قدرتى ندارد  چون اگاهى ندارد پس  همواره شکست میخورد .

هدف ازاختیار و افرینش انسان  اگاهى یافتن ازفهم عشق بود و پس از جدا شدن از نور عشق که همه خوبیها در ان یکى بود  شناخت رنجه جداشدن بود تا بداند و بفهمد که همواره  عشق است که میماند وجدا شدن از ان درد و رنج است . عشق به خداوند بى همتا زیباترین فهم و کمال ادمیست لذتیست غیر قابل توصیف . جدایی عاشق از معشوق.

بشنو از نى چون حکایت میکند  وزجداییها شکایت میکند.



شیطان براى ماندن بیشتر در زمین(جهنم) احتیاج به زمان دارد و نسل انسان بطور قطع تا وقتى که ادامه دارد و به پاکى اولیه نرسد این احتیاج را براى او فراهم میکند. و براحتى از سادگى انسانها زمان میخرد .
هرچه جمعیت بالاتر میرود روح بزرگ اولیه ادم کوچک و کوچکتر میشود .

شیطان همواره براى سر گرم کردن انسان ساده اندیش وسایل و سرگرمیهایى را خلق میکند تا عمر انسان بگذرد و انسان از معبود خویش دور بماند و در مدت عمر کوتاه خود به هدف اصلى ( شناخت ذاته خود  و وصال باافریدگار بى همتا که در درون ذات آدمیست )نرسد ودر این چرخه جهنم در تکرار سرگردان و بماند .


کاریکه  ایزد بسطامى  عطار   سهروردى مولانا حافظ سعدى خیام  زردشت ( دوشاهاى طلالیى ) و بسیار اندیشمندان ایرانى براى رهایى از رنج و تکرار  کردند را هم یک ایرانى با وصل به ذات خود و پرسش از خود میتواند بیابد .

 رقابت با افریدگار وعده شیطان

هر انچه پیش برویم خود را بازى داده ایم و خوب نیندیشیدم .

در انتها : فرض را بر این میگیریم که انسان بتواند به تمام سیارات و جهانها و علوم دست پیدا کند و جایى و سوالى دیگر باقى نماند ..

.اما ایا در اخر نباید خالق اینهمه عظمت را بیابد ؟..ایا انسان حال واینده میلیارد میلیارد سال در بازى شیطان سرگرم نشده و بیهوده به دور خودش نچرخیده ؟ وشیطان از این موقعیت به نحو عالى استفاده نکرده و براى خود زمان نخریده و انسان ساده اندیش را گول نزده ؟ ایا انسان در این بازى به نقطه اول باز نمیگردد ؟



پاسخ بسیار واضح است

یکبار براى همیشه .راهى که میتوان در میلیاردها سال زمان ویا دوره هاى طولانى بیهوده طى کرد را میتوان در همین دوره کوتاهه عمر با عشق به آفردیگار و عاشق شدن به ذات بى نهایت او که بدست اورد و به ذات ابدى او پیوست . راه رهایى همان عشق است و عشق رها شدن از هر انچه که در این دایره چرخان است تا به وصال حقیقتش وصل شد ودرروشنایى بى انتها ولذتبخشش به ارامشى فراتر از درکه جهان رسید .چه بسا سخت است فهمه همین کوته راه.

به قولى ساده تر : مرگ یکبار شیون یکبار ( نه هى تکرار .... یه بار قال قضیه رو باید کند چه بخواهیم چه نخواهیم اخره راه به خداوند میرسد... پس زمان ( نا خردى ) همان ذات شیطان است وزمین همان جایگاهش )

افریدگار بى همتا ودر بى زمانى است جاییست که که از اصوات فراتر است خالقه اصوات و اعداد است . گرداننده حرکت است ...فراتر از هستى و تکرار است خالقه هر دوى آن است خداوند عشق است .

و آن عشق در درون ذات هر بنده اى است که از بندخود رهایى یابد و خود را به نور درون متصل کند تا از رنج رها شود .

بدرود .


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی