انجمن زمین تخت گرایان فارسی

افشای دروغ هایی که برای هزاران سال است ذهن مردم را منحرف کرده لطفا بدون تعصب وارد شوید

انجمن زمین تخت گرایان فارسی

افشای دروغ هایی که برای هزاران سال است ذهن مردم را منحرف کرده لطفا بدون تعصب وارد شوید

انجمن زمین تخت گرایان فارسی

بسم الله الرحمن الرحیم
به وبسایت انجمن زمین تخت گرایان فارسی خوش آمدید. در این وبلاگ ما قصد داریم تا با کمک شما دوستان و همراهان عزیز حقایق پنهان تاریخ بشریت را کشف و افشا کنیم. حقایقی که فرقه ها و انجمن های برادری فریماسونری سال هاست از ما پنهان میکنند. پشت پرده جهان ما چه میگذرد؟ (لطفا هنگام کپی مطالب منبع هم ذکر کنید! ذکر نکردن منبع از لحاظ شرعی حرام و از لحاظ انسانی کار درستی نیست متشکرم)
پیج مارو در اینستاگرام دنبال کنید: flatearth_farsi@

این مقاله جذاب برگرفته از سایت http://www.alvadossadegh.com می باشد

قسمت های بعدی این مقاله نیز بزودی توسط وب ما منتشر میشود

با تشکر از ادمین گرامی سایت وعده صادق

از ادامه مطلب بخوانید

همچنین به علت مربوط نبودن این مقالات با موضوع وب سایت ما میتوانید قسمت های بعدی این مقاله را از انتهای همین پست در لینک وب سایت اصلی نویسنده بخوانید

دستاویزی به نام فسیل ها (سنگواره ها)!!!

در بخش قبلی مقاله، بنا بر دلایل متعدد دریافتیم که « فرضیه ی تکامل »، به دلیل این که فاقد اسناد و مدارک دقیق و معتبری است که تمام ابعاد آن را پوشش دهد و اثبات نماید، در بهترین حالت، تنها یک « فرضیه » بوده و به هیچ وجه واجد شرایط « نظریه »، « واقعیت » یا « قانون » نیست! با این حال، طرفداران « فرضیه ی تکامل » به منظور کاملاً علمی جلوه دادن ادعای خود، بر برخی اطلاعات در حوزه های زمین شناسی، دیرینه شناسی، بیوشیمی، ژنتیک، بیولوژی مولکولی و ... تکیه کرده و از آن ها برای تأیید ادعای خود بهره می جویند. مواردی چون آزمایش « استنلی میلر »، « سنگواره ها »، « مطالعات جمعیتی بر روی کروموزوم Y و DNA میتوکندریال »، « مطالعه بر روی ساختار ژنتیکی و پروتئومی پروتئین های مختلف و ترسیم درخت های فیلوژنتیک برای آن ها »، « استناد به مسئله ی مقاومت آنتی بیوتیکی باکتری ها » و ... از آن جمله می باشند که از این به بعد به صورت مفصل و مبسوط به نقد آن ها خواهیم پرداخت.


دستاویزی به نام فسیل ها (سنگواره ها) - بخش اول


فسیل ها چه اطلاعاتی را به ما ارایه می کنند؟

اگر نگاهی به کتب، مقالات و فیلم های طرفداران « فرضیه ی تکامل » بیندازیم، ملاحظه خواهیم کرد که بخش های مهمی از آن ها را مطالبی تشکیل می دهند که بر پایه ی فسیل ها و سنگواره ها بنا نهاده شده اند. به خصوص این مسئله در مورد کتب، مقالات و فیلم هایی که به مخاطبان عام ارایه می شوند، نمود بیشتری دارد و ملاحظه می گردد که در کتب، مقالات و فیلم های مربوط به مخاطب عام، به دلیل ساده تر بودن استدلالات مبتنی بر فسیل ها و سنگواره ها، و نیز باورپذیری بیشتر این مسئله، تمرکز بیشتری بر روی این گونه استدلالات صورت پذیرفته است.

سراسر کتب مربوط به « فرضیه ی تکامل » اعم از کتب عمومی و تخصصی، مملو از تصاویری است که بر اساس برخی فسیل ها و سنگواره ها و صد البته با چاشنی هنر هنرمندان تکامل دوست!، شکل گرفته و در آن ها تصاویری از استخوان ها، سنگواره ها و نیز تصاویر ظاهراً بازسازی شده از موجودات زنده ی ماقبل تاریخ ارایه شده است که به خصوص برخی از تصاویر بازسازی شده که به نحو هنرمندانه ای تهیه شده اند، باورپذیری مخاطب را افزایش می دهند! تصاویر زیر گوشه ای از این مثال ها هستند:



توالی اسب ها که بر اساس برخی از ویژگی های اسکلتی، تکامل اسب ها را مطابق ادعای طرفداران فرضیه ی تکامل، نشان می دهد. (در مقالات آتی، مفصلاً به این ادعا پرداخته و مشکلات موجود در آن، به بحث گذاشته خواهد شد.)



توالی جمجمه ها، که سیر تکامل انسان را طبق ادعای طرفداران « فرضیه ی تکامل » نشان می دهد. (در مقالات آتی، مفصلاً به این ادعا پرداخته و مشکلات موجود در آن، به بحث گذاشته خواهد شد.)



جمجمه و تصاویر به اصطلاح بازسازی شده ی منسوب به « انسان راست قامت : Homo Erectus » که از سوی طرفداران « فرضیه ی تکامل » ارایه شده است. (در مقالات آتی، مفصلاً به این ادعا پرداخته و مشکلات موجود در آن، به بحث گذاشته خواهد شد.)



جمجمه و تصاویر به اصطلاح بازسازی شده ی منسوب به « انسان ماهر : Homo Habilis » که از سوی طرفداران « فرضیه ی تکامل » ارایه شده است. (در مقالات آتی، مفصلاً به این ادعا پرداخته و مشکلات موجود در آن، به بحث گذاشته خواهد شد.)


تصاویر بازسازی شده از سیر تکامل « انسان » که روند تکاملی انسان را مطابق ادعای طرفداران « فرضیه ی تکامل » نشان می دهد. (در مقالات آتی، مفصلاً به این ادعا پرداخته و مشکلات موجود در آن، به بحث گذاشته خواهد شد.)


همانگونه که به صورت اجمالی ملاحظه فرمودید، طرفداران « فرضیه ی تکامل » به صورت جدی بر روی فسیل ها (سنگواره ها) ی مورد ادعای خود پافشاری و بر روی آن ها سرمایه گذاری کرده اند و از آن ها به منظور تأیید ادعاهای خود بهره جسته اند و در این میان، از این فسیل ها، بیش از همه برای متقاعد کردن مخاطب عام خود بهره جسته اند!

در همین راستا اگر نگاهی به کتب، مقالات و فیلم های طرفداران « فرضیه ی تکامل » بیندازیم، در خواهیم یافت که از دیدگاه آنان، فسیل های مورد ادعای آن ها، حاوی اطلاعات محکم و گرانبها، و به عنوان شواهد و اسناد محکمی جهت تأیید « فرضیه ی تکامل » می باشند؛ به طوری که بر اساس همین فسیل ها، طرفداران « فرضیه ی تکامل » مباحث متعددی را پیرامون قوای جسمانی، روابط اجتماعی، تولید مثل و ... موجودات نامبرده مطرح می نمایند!!! و در این میان به داستان سرایی نیز می پردازند!!!

اما آیا به راستی و همان گونه که « تکامل شناسان » ادعا می کنند، فسیل های کشف شده، اطلاعات زیادی پیرامون « موجودات زنده » ی مذکور، وضعیت جسمانی، شرایط فیزیولوژیک و حتی زمان زیستن این گونه موجودات ارایه می دهند؟ آیا فسیل ها به مثابه آینه های دقیقی از وضعیت زندگی موجودات ماقبل تاریخ می باشند؟

در یک کلام باید گفت: خیر! فسیل ها اطلاعات زیاد و دقیقی پیرامون موجودات زنده ی صاحب آن ها به دست نمی دهند!!! فسیل ها آینه ی مناسبی از شرایط فیزیولوژیک، وضعیت ژنتیکی، توانایی باروری و حتی زمان زندگی موجودات زنده ی صاحب آن ها نیستند!!!

این حرف در وهله ی اول ممکن است کمی عجیب به نظر برسد و متفاوت با آن چیزی باشد که عمدتاً در رسانه ها شنیده ایم، اما دلایل متعددی برای بی اعتمادی اطلاعات کسب شده از فسیل ها وجود دارند که در ادامه ی مقاله و چند مقاله ی آینده به آن ها اشاره می نماییم.

وجود اشکالات، ابهامات و انتقادات جدی در زمینه ی طول عمر فسیل های مکشوفه

برخلاف ادعای تکامل شناسان که محدوده ی نسبتاً دقیقی برای زیستن فسیل های مکشوفه اعلام می نمایند و برای مثال می گویند فسیل مذکور حدود 3/2 الی 5/2 میلیون سال قبل می زیسته است، از نظر علمی، زمان های مورد ادعای مذکور، دچار چالش ها و ابهامات بسیاری است.

عمده ی روش های به کار گرفته شده در محاسبه ی طول عمر فسیل های مکشوفه، بر پایه ی « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » می باشد.(1) اما « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » چیست؟

اساس « زمان سنجی رادیومتریک »، بر پایه ی واکنش های « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » می باشد.(2) برای درک بهتر این مسئله، لطفاً به توضیحات زیر، توجه فرمایید:(3)

هسته های اتم های رادیواکتیو، هسته های ناپایدار برخی عناصر هستند که به مرور زمان، از طریق برخی واکنش ها که آن ها را « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » می نامند (شامل واپاشی های آلفا، بتا و گاما) و از طریق از دست دادن مقداری از انرژی درونی خود، به هسته های اتم های پایدارتری تبدیل می گردند. به عنوان مثال « هسته ی ناپایدار » اتم « اورانیوم 238 : 238 U » در طی زمان و در اثر واکنش « واپاشی هسته ای »، به « هسته ی پایدارتر » اتم « توریوم 234 : 234 Th » تبدیل می گردد. مثال دیگر در این زمینه، تبدیل « هسته ی ناپایدار » اتم « کربن 14 : 14 C » به « هسته ی پایدار » اتم « هیدروژن 14 : 14 N» طی واکنش « واپاشی هسته ای » می باشد:(4)



« واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » که در آن، « هسته ی ناپایدار » اتم « اورانیوم 238 : 238 U » در طی زمان به « هسته ی پایدارتر » اتم « توریوم 234 : 234 Th » تبدیل می گردد.


« واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » که در آن، « هسته ی ناپایدار » اتم « کربن 14 : 14 C » به « هسته ی پایدار » اتم « هیدروژن 14 : 14 N» تبدیل می گردد.


البته در بسیاری از موارد، تنها یک واکنش « واپاشی هسته ای » صورت نمی گیرد، بلکه زنجیره ای از واکنش های متوالی « واپاشی هسته ای »، موجب تبدیل « ناپایدارترین هسته »، به « پایدارترین هسته » می گردد. برای مثال، « هسته ی ناپایدار » اتم « سرب 212 : 212 Pb » در طی زمان و در اثر چند واکنش متوالی « واپاشی هسته ای »، به « هسته ی پایدارتر » اتم « سرب 208 : 208 Pb » تبدیل می گردد.(5) مثال دیگر در این زمینه، تبدیل « هسته ی ناپایدار » اتم « قلع 131 : 131 Sn » در طی زمان و در اثر چند واکنش متوالی « واپاشی هسته ای »، به « هسته ی پایدارتر » اتم « گزنون 131 : 131 Xe » می باشد:(6)

زنجیره ای از واکنش های متوالی « واپاشی هسته ای » که موجب تبدیل « ناپایدارترین هسته »، به « پایدارترین هسته » می گردد: در تصویر سمت راست، « هسته ی ناپایدار » اتم « سرب 212 : 212 Pb » در طی زمان و در اثر چند واکنش متوالی « واپاشی هسته ای »، به « هسته ی پایدارتر » اتم « سرب 208 : 208 Pb » تبدیل می گردد. در تصویر سمت چپ، « هسته ی ناپایدار » اتم « قلع 131 : 131 Sn » در طی زمان و در اثر چند واکنش متوالی « واپاشی هسته ای »، به « هسته ی پایدارتر » اتم « گزنون 131 : 131 Xe » تبدل می شود.

این واکنش های « واپاشی هسته ای »، موجب می گردد تا به مرور زمان، تعداد هسته های ناپایدار اولیه که « هسته های والد : Parent Nucleus » نام دارند، تبدیل به « هسته های دختر : Daughter Nucleus » گردند. بدین ترتیب، در یک نمونه ی حاوی عناصر رادیواکتیو، با گذشت زمان از تعداد « هسته های والد : Parent Nucleus » کاسته گردیده و بر تعداد « هسته های دختر : Daughter Nucleus » اضافه می گردد:(7)


همان گونه که در تصاویر فوق ملاحظه می گردد، در یک نمونه ی حاوی عناصر رادیواکتیو، با گذشت زمان از تعداد « هسته های والد : Parent Nucleus » کاسته گردیده و بر تعداد « هسته های دختر : Daughter Nucleus » اضافه می گردد. (نقاط خاکستری رنگ، نشانگر « هسته های والد : Parent Nucleus » و نقاط قرمز رنگ، نشانگر « هسته های دختر : Daughter Nucleus » می باشد.)


این روند تبدیل « هسته های والد : Parent Nucleus » به « هسته های دختر : Daughter Nucleus » در مواد رادیواکتیو، اساس و پایه ی « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » را تشکیل می دهد.(8) روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » بر مفروضات زیر بنا نهاده شده است:(9)

1) در یک نمونه ی رادیواکتیو، 2/1 (یک دوم) هسته های ناپایدار که « هسته های والد : Parent Nucleus » نام دارند، در طی زمان خاصی که « زمان نیمه عمر : Half-life (t½) » نامیده می شود، دچار « واپاشی هسته ای » شده و به « هسته های دختر : Daughter Nucleus » تبدیل می شوند.

2) « زمان نیمه عمر : Half-life (t½) » برای هر واکنش « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay »، زمان ثابت و شناخته شده ای است. (دانشمندان طرفدار استفاده از روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » این گونه فرض می نمایند.) طبق این فرض، زمان تبدیل « اورانیوم 235 : 235 Ur » به « سرب 207 : 207 Pb » حدود 707 میلیون سال، و زمان تبدیل « کربن 14 : 14 C » به « نیتروژن 14 : 14 N » حدود 5730 سال می باشد. جدول زیر، « زمان نیمه عمر : Half-life (t½) » برخی از مهم ترین واپاشی های هسته ای را نشان می دهد:(10)


3) طبق فرض و ادعای طرفداران روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating »، « زمان نیمه عمر : Half-life (t½) » برای هر واکنش « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay »، زمان ثابت و لایتغیری است و تحت تأثیر فاکتورهای دیگر قرار ندارد. همچنین طبق این فرض و ادعا، « زمان نیمه عمر : Half-life (t½) » در طول زمان نیز ثابت باقی می ماند.

4) در نمونه ی رادیواکتیو مورد مطالعه، در زمان ابتدایی (ساعت صفر)، هیچ « هسته ی دختر : Daughter Nucleus » وجود ندارد و تمامی نمونه فقط شامل « هسته های والد : Parent Nucleus » می باشد.

5) با فرض مشخص بودن « زمان نیمه عمر : Half-life (t½) » یک واکنش « واپاشی هسته ای » از یک سو و با فرض ثابت ماندن این زمان در طی قرن ها و اعصار متمادی، بر اساس نسبت بین « هسته های والد : Parent Nucleus » و « هسته های دختر : Daughter Nucleus » می توان فهمید که چند « نیمه عمر » از زمان ابتدایی ماده ی اولیه (ساعت صفر) سپری شده است.

6) بین میزان « هسته های والد : Parent Nucleus » در (ساعت صفر)، میزان « هسته های والد : Parent Nucleus » بعد از گذشت زمان، « زمان نیمه عمر : Half-life (t½) »، و عمر نمونه ی رادیواکتیو، فرمول ساده شده ی زیر حاکم است:


M0 : میزان « هسته های والد : Parent Nucleus » در (ساعت صفر).

M1 : میزان « هسته های والد : Parent Nucleus » بعد از گذشت زمان t.

t : زمان سپری شده از لحظه ی (ساعت صفر).

T : نیمه عمر رادیواکتیو عنصر M.

با مشخص بودن « زمان نیمه عمر : Half-life (t½) » و نسبت بین « هسته های والد : Parent Nucleus » و « هسته های دختر : Daughter Nucleus » در زمان مطالعه، می توان مدت زمان سپری شده از شروع « واپاشی هسته ای » را که طبق مفروضات فوق، معادل عمر ماده ی رادیواکتیو مورد نظر است، به دست آورد که البته برای این امر باید فرمول را به صورت لگاریتمی تغییر داد.

7) همه ی موارد فوق، زمانی صادق است که سیستم مورد مطالعه، یک سیستم بسته باشد؛ یعنی هیچ ماده ی رادیواکتیو از نوع « هسته های والد : Parent Nucleus » از خارج از سیستم، به آن وارد نشود و هیچ ماده ی رادیواکتیو از نوع « هسته های دختر : Daughter Nucleus »، از سیستم خارج نگردد. یعنی تغییر غلظت هسته های والد و دختر در نمونه ی مورد مطالعه، تنها باید از طریق واکنش های واپاشی هسته ای صورت گیرد و نباید به غیر از روش مذکور، دلیلی برای افزایش یا کاهش هسته های والد و دختر وجود داشته باشد.

خلاصه شده ی مفروضات فوق، در تصاویر زیر به نمایش در آمده اند:(11)

همان گونه که در تصاویر فوق ملاحظه می گردد، در یک نمونه ی حاوی عناصر رادیواکتیو، با گذشت زمان از تعداد « هسته های والد : Parent Nucleus » کاسته گردیده و بر تعداد « هسته های دختر : Daughter Nucleus » اضافه می گردد. (نقاط خاکستری رنگ، نشانگر « هسته های والد : Parent Nucleus » و نقاط قرمز رنگ، نشانگر « هسته های دختر : Daughter Nucleus » می باشد.) بر اساس نسبت بین « هسته های والد : Parent Nucleus » و « هسته های دختر : Daughter Nucleus »، می توان به عمر تقریبی سپری شده از لحظه ی ابتدایی (ساعت صفر) که در سمت چپ تصویر واقع شده است، پی برد. فلش قرمز به ماده ی مورد مطالعه در (ساعت صفر) اشاره می نماید که در آن تماماً « هسته های والد : Parent Nucleus » به چشم می خورد و اثری از « هسته های دختر : Daughter Nucleus » به چشم نمی خورد. فلش آبی به ماده ی مورد مطالعه بعد از گذشت 1 نیمه عمر اشاره می کند. در این وضعیت، نیمی از هسته ها را « هسته های والد : Parent Nucleus » و نیمی دیگر را « هسته های دختر : Daughter Nucleus » تشکیل می دهند. فلش سبز به ماده ی مورد مطالعه بعد از گذشت 2 نیمه عمر اشاره می کند. در این وضعیت، یک چهارم از هسته ها را « هسته های والد : Parent Nucleus » و سه چهارم دیگر را « هسته های دختر : Daughter Nucleus » تشکیل می دهند. فلش زرد به ماده ی مورد مطالعه بعد از گذشت 5 نیمه عمر اشاره می کند. در این وضعیت، تنها حدود 3 درصد از هسته ها را « هسته های والد : Parent Nucleus » و 97 درصد دیگر را « هسته های دختر : Daughter Nucleus » تشکیل می دهند.


مثال عملی از استفاده از روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » در تبدیل عنصر رادیواکتیو « پتاسیم 40 : 40 K » به « آرگون 40 : 40 Ar »، که مورد علاقه ی « زمین شناسان » و « دیرینه شناسان » نیز می باشد: نمونه ای که حاوی 100 درصد هسته ی عنصر رادیواکتیو « پتاسیم 40 : 40 K » می باشد (فلش قرمز)، به مرور زمان، دچار واپاشی هسته ای شده و تبدیل به هسته ی پایدارتر « آرگون 40 : 40 Ar » می شود. با توجه به این که نیمه عمر واکنش واپاشی هسته ای که در طی آن « پتاسیم 40 : 40 K » به « آرگون 40 : 40 Ar » تبدیل می شود، حدود 1251 میلیون سال است، با گذشت 1 نیمه عمر (1 × 1251 = 1251 میلیون سال) (فلش آبی)، فقط 50 درصد نمونه از « پتاسیم 40 : 40 K » تشکیل شده و 50 درصد آن را « آرگون 40 : 40 Ar » تشکیل می دهد. بعد از گذشت 2 نیمه عمر (2 × 1251 = 2502 میلیون سال) (فلش سبز)، فقط 25 درصد نمونه از « پتاسیم 40 : 40 K » تشکیل شده و 75 درصد آن را « آرگون 40 : 40 Ar » تشکیل می دهد. پس از گذشت 4 نیمه عمر (4 × 1251 = 5004 میلیون سال) (فلش صورتی)، فقط 6 درصد نمونه از « پتاسیم 40 : 40 K » تشکیل شده و 94 درصد آن را « آرگون 40 : 40 Ar » تشکیل می دهد. از سوی دیگر به طرزی مشابه و با توجه به روابط بین نسبت هسته های والد « پتاسیم 40 : 40 K » و هسته های دختر « آرگون 40 : 40 Ar » در نمونه ی حاوی « پتاسیم 40 : 40 K » و « آرگون 40 : 40 Ar » و با در نظر گرفتن نیمه عمر واپاشی رادیواکتیو « پتاسیم 40 : 40 K »، می توان به عمر نمونه ی حاوی عناصر نامبرده، پی برد.


با توجه به مطالب ذکر شده، « زمین شناسان »، « دیرینه شناسان » و « زیست شناسان »، از اتم « کربن 14 : 14 C » موجود در استخوان ها و فسیل ها برای بررسی عمر موجودات زنده در محدوده ی زمانی کمتر از 70000 سال قبل بهره می برند؛(12) اما در مورد بسیاری از فسیل ها و سنگواره ها، « اورانیوم 238 : 238 Ur »، « اورانیوم 235 : 235 Ur »، « روبیدیوم 87 : 87 Rb »، « پتاسیم 40 : 40 K » و ... موجود در لایه های زمین شناسی مجاور فسیل های مکشوفه (عمدتاً لایه های متشکل از سنگ های آذرین)، سنگ بنای ارزیابی طول عمر فسیل های مذکور قرار می گیرد.(13) چرا که عناصر نامبرده، گرچه در داخل بدن موجودات زنده به میزان کافی موجود نیستند، اما با توجه به وفور عناصر نامبرده در لایه های آذرین مجاور لایه های رسوبی دربردارنده ی فسیل ها، و نیز نیمه عمر طولانی عناصر رادیواکتیو نامبرده که در حد چند میلیارد سال می باشد، نسبت به « کربن 14 : 14 C » برای مطالعات بازه های زمانی طولانی تر برتری دارند و می توانند برای بررسی ادوار زمانی تا حد چند میلیارد سال قبل نیز مورد بررسی قرار گیرند.(14) جدول زیر، نیمه عمر و بازه ی زمانی قابل مطالعه توسط برخی از عناصر رادیواکتیو کاربردی در عرصه های « زمین شناسی »، « دیرینه شناسی » و « زیست شناسی » را نشان می دهد:(15)



منطقه ی « گراند کانیون : Grand Canyon » در ایالات متحده ی آمریکا (به لایه های مختلف صخره ها در این منطقه توجه فرمایید)؛ بر اساس روش های زمان سنجی که عمده ی آن ها مبتنی بر روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » می باشد، لایه های صخره ای این منطقه، به زمان های زمین شناسی مختلفی منسوب شده اند. « دیرینه شناسان » فسیل های مکشوفه در این گونه لایه های صخره ای را هم عصر صخره های مجاورشان می دانند. مشابه این روش، جهت تخمین عمر فسیل های کشف شده در سایر مناطق نیز به کار می رود و فسیل های کشف شده در هر لایه، بر اساس « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » عناصر رادیواکتیو لایه های مجاور، زمان بندی گردیده و طول عمر آن ها تخمین زده می شود.

به طور خلاصه باید گفت که بسیاری از طرفداران « فرضیه ی تکامل » با استفاده از روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » به تخمین زمانی فسیل های مکشوفه پرداخته و بر اساس زمان های به دست آمده، فسیل ها را زمان بندی می نمایند و با توجه به تقدم و تأخر این زمان ها، تئوری های خود را در این زمینه شاخ و بال می دهند.

همان گونه که ذکر شد، روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » مورد استفاده در زیست شناسی، بر اساس « نیمه عمر واپاشی رادیواکتیو » عناصر رادیواکتیو موجود در فسیل ها یا صخره های مجاور فسیل ها می باشد. این روش زمان سنجی بر مفروضات عمده ای استوار است که عباتند از:(16)

1) عناصر رادیواکتیو ناپایدار، به مرور زمان به عناصر پایدارتر، واپاشی هسته ای می یابند که این مسئله در طی زمان های خاصی به نام « زمان نیمه عمر » رخ می دهد. با گذشت هر نیمه عمر، میزان عنصر ناپایدار رادیواکتیو، به نصف میزان قبل می رسد.

2) زمان نیمه عمر واپاشی رادیواکتیو در طول زمان یکسان و ثابت است.

3) زمان نیمه عمر واپاشی رادیواکتیو با عوامل محیطی مرتبط نیست.

4) در نمونه ی رادیواکتیو مورد مطالعه، در زمان ابتدایی (ساعت صفر)، هیچ « هسته ی دختر : Daughter Nucleus » وجود ندارد و تمامی نمونه فقط شامل « هسته های والد : Parent Nucleus » می باشد.

5) با فرض مشخص بودن « زمان نیمه عمر : Half-life (t½) » یک واکنش « واپاشی هسته ای » از یکسو و با فرض ثابت ماندن این زمان در طی قرن ها و اعصار متمادی، بر اساس نسبت بین « هسته های والد : Parent Nucleus » و « هسته های دختر : Daughter Nucleus » می توان فهمید که چند « نیمه عمر » از زمان ابتدایی ماده ی اولیه (ساعت صفر) سپری شده است.

6) همه ی موارد فوق، زمانی صادق است که سیستم مورد مطالعه، یک سیستم بسته باشد؛ یعنی هیچ ماده ی رادیواکتیو از نوع « هسته های والد : Parent Nucleus » از خارج از سیستم، به آن وارد نشود و هیچ ماده ی رادیواکتیو از نوع « هسته های دختر : Daughter Nucleus »، از سیستم خارج نگردد. یعنی تغییر غلظت هسته های والد و دختر در نمونه ی مورد مطالعه، تنها باید از طریق واکنش های واپاشی هسته ای صورت گیرد و نباید به غیر از روش مذکور، دلیلی برای افزایش یا کاهش هسته های والد و دختر وجود داشته باشد.

تا این جای کار همه ی مسایل دقیق و علمی به نظر می رسد و تصور می گردد که « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » روش بسیار دقیق و بی نقصی برای مطالعه ی فسیل ها و سنگواره ها است!

اما آیا چنین پنداری در مورد « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » صحیح است؟ آیا همان گونه که طرفداران « فرضیه ی تکامل » ادعا می کنند، روشی دقیق و بی نقص است؟ آیا زمان هایی که « تکامل شناسان » درباره ی فسیل های مکشوفه ادعا می کنند، صحیح و قابل اعتماد است؟

در یک کلام باید گفت: خیر!!! ادعای طرفداران « فرضیه ی تکامل » پیرامون دقیق و بی نقص بودن روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » سخن گزافی بیش نیست و مطابق پژوهش ها و مطالعات انجام شده در این حوزه، دقت و قابلیت اتکا بر روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » با چالش ها، ابهامات، ایرادات و انتقادات بسیار مهمی مواجه است!

بسیار جالب است که علی رغم وجود چالش های جدی در مقابل روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » و به خصوص کاربردهای آن در « زمین شناسی » و « دیرینه شناسی »، مقالات منتشر شده در این حوزه، علی رغم این که در نشریات معتبر علمی چاپ شده اند، با سکوت و تجاهل « تکامل شناسان » مواجه شده است که این مسئله نیز وجه دیگری از وجود « لمپنیسم علمی » را در بین طرفداران « فرضیه ی تکامل » نشان می دهد!

اما چالش ها و ایرادات مربوط به « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » و استفاده از آن در بررسی عمر « فسیل ها (سنگواره ها) چیست؟

1) یکی از مفروضات به کار رفته در مورد « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » این است که « زمان نیمه عمر واپاشی رادیواکتیو »، ارتباطی با فاکتورهای محیطی ندارد.(17) اتفاقاً صحت این فرض برای دقیق و کاربردی بودن روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » بسیار حیاتی و مهم است؛ چرا که اگر « زمان نیمه عمر واپاشی رادیواکتیو » تحت تاثیر عوامل محیطی مانند فرم شیمیایی، فشار محیط و ... باشد، آن گاه تمامی محاسباتی که تاکنون در مورد عمر فسیل های مکشوفه انجام شده، از بیخ و بن غلط بوده و با چالش مواجه می گردد!!! زیرا دانشمندان به هیچ عنوان اطلاع دقیقی از شرایط محیطی فسیل ها و صخره های اطرافشان در طی چند میلیون سال اخیر ندارند!

اما بسیار جالب است که بدانیم مطالعات دقیق و مهم انجام شده در حیطه ی عوامل موثر بر « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » و « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating »، خلاف مفروضات قبلی را نشان داده اند!!! یعنی برخلاف مفروضات « تکامل شناسان » و سایر طرفداران پروپا قرص استفاده از « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating »، مطالعات دقیق و معتبری که عمدتاً نیز در طی دهه ی اخیر انجام شده اند، نشان می دهند که برخلاف ادعاهای اولیه، « واپاشی هسته ای » و « زمان نیمه عمر واپاشی هسته ای : Half-life (t½) »، نه یک فرآیند ثابت و مستقل از فاکتورهای محیطی، بلکه فرآیندی به شدت تحت تأثیر عوامل محیطی می باشند!!!

مطالعات مهم و دقیقی که به خصوص در طی دهه ی اخیر صورت گرفته اند، نشان می دهند که برخلاف تصورات قبلی، پدیده ی « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » یک پدیده ی مستقل از محیط و دارای سیر یکنواخت نیست، بلکه با عوامل مختلف محیطی همچون فرم های مختلف شیمیایی، فشار محیط، فعالیت شراره های خورشیدی (Solar Flares) و حتی فاصله ی خورشید از زمین ارتباط دارد!!! این در حالی است که تاکنون، تمامی محاسبات « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » بر اساس ثابت و یکنواخت بودن پدیده ی « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » و مستقل بودن آن از فاکتورهای محیطی شکل گرفته اند و فرض مذکور، یک مسئله ی پایه ای و اساسی در « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » می باشد و بدون این فرض، عملاً طرفداران « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » خلع سلاح خواهند شد!

به منظور بررسی دقیق تر این مسئله، بهتر است نگاهی به مقالات اخیر منتشر شده در رابطه با ارتباط پدیده ی « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » با فاکتورهای محیطی بیندازیم:

الف) « چی آن هو : Chih-An Huh » از « موسسه ی علوم زمین (آکادمیا سینیکا : Academia Sinica » واقع در تایوان، در مقاله ی خود با عنوان « وابستگی سرعت واپاشی عنصر « بریلیوم 7 : 7 Be » به فرم های شیمیایی : Dependence of the decay rate of 7Be on chemical forms » که در سال 1999 میلادی در نشریه ی معتبر « Earth and Planetary Science Letters (EPSL) » منتشر گردید و در حال حاضر نیز طریق سامانه ی مشهور و معتبر (ScienceDirect) مرتبط با انتشارات علمی (ELSEVIER) قابل مطالعه است، چنین عنوان نموده است که بر طبق مطالعات انجام شده توسط موسسه ی مذکور، ملاحظه می گردد که بر خلاف تصورات قبلی، سرعت واپاشی رادیواکتیو عنصر « بریلیوم 7 : 7 Be »، مستقل از فاکتورهای محیطی نیست و عنصر « بریلیوم 7 : 7 Be » در فرم های مختلف شیمیایی شامل فرم اکسیده، فرم هیدروکسیله و فرم هیدروکسیله ی دو بار مثبت (که تمامی این فرم های می توانند در شرایط مختلف محیطی وجود داشته باشند)، متفاوت است!!!(18)

جالب این که مولف مقاله صراحتاً اشاره می نماید که فرم های مختلف شیمیایی « بریلیوم 7 : 7 Be » می توانند حدود % 1/5 اختلاف سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » داشته باشند!(19)

اما مهم تر از همه این که خود مولف مقاله نیز اشاره می نماید که این یافته ها، با تصورات قبلی در حوزه های « زمین شناختی »، « اقیانوس شناختی » و « محیط شناختی » که سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » را ثابت می دانستند، تفاوت های مهمی دارد و نشان می دهد که برخلاف تصورات مذکور، سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » می تواند متغیر باشد:(20)


وابستگی سرعت واپاشی عنصر « بریلیوم 7 : 7 Be » به فرم های شیمیایی؛ نکته ی جالب این که مولف مقاله نیز به این نکته اشاره می نماید که این یافته ها، با تصورات قبلی در حوزه های « زمین شناختی »، « اقیانوس شناختی » و « محیط شناختی » که سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » را ثابت می دانستند، تفاوت های مهمی دارد و نشان می دهد که برخلاف تصورات مذکور، سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » می تواند متغیر باشد.

اما نکته ی مهم دیگری که مولف مقاله ی مذکور به آن اشاره می نماید، این است که از برخی عناصر دیگری همچون « پتاسیم 40 : 40 K » نیز انتظار چنین پدیده ای می رود و احتمالاً فرم های شیمیایی مختلف آن ها نیز سرعت های واپاشی مختلفی خواهند داشت. جالب این که « پتاسیم 40 : 40 K » از اهمیت بالایی در عرصه های مختلف « زمین شناسی و بالاخص « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » برخوردار است:(21)


تغییر سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » برخی از عناصر رادیواکتیو مورد استفاده در « زمین شناسی » شامل « آلومینیم 26 : 26 Al » ، « کلر 36 : 36 Cl » و به خصوص « پتاسیم 40 : 40 K » در فرم های مختلف شیمیایی! این مسئله می تواند معادلات طرفداران « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » را بر هم زند.

ممکن است این گونه تصور شود که تنها % 1/5 اختلاف ایجاد شده در اثر فرم های مختلف شیمیایی، عدد قابل توجهی نیست و تأثیرات چندانی بر محاسبات مربوط به « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » ندارد. اما واقعیت این است که همین مقدار اختلاف ایجاد شده نیز از نظر « زمین شناسی » و « دیرینه شناسی » بسیار حائز اهمیت است. برای مثال عنصر رادیواکتیو « پتاسیم 40 : 40 K » که در زمره ی پرکاربردترین اتم های رادیواکتیو در عرصه های « زمین شناسی »، « دیرینه شناسی » و « فسیل شناسی » قرار دارد، نیمه عمری در حدود 28/1 میلیارد سال دارد.(22) اگر حتی حدود % 1/5 اختلاف زمانی را بین فرم های مختلف شیمیایی « پتاسیم 40 : 40 K » در نظر بگیریم، این میزان اختلاف حدود 19 میلیون و 200 هزار سال خواهد شد! یعنی یک فسیلی که واقعاً و حقیقتاً مربوط به 100 سال پیش است، اشتباهاً به 19 میلیون و 200 هزار سال قبل منسوب خواهد گردید!!!

بنابراین با توجه به این که در محاسبات مربوط به زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » این تغییر پذیری سرعت در اثر فرم های مختلف شیمیایی لحاظ نشده است، عملاً اعداد ذکر شده پیرامون زمان زندگی فسیل های کشف شده، غیر معتبر، ناصحیح، خوش بینانه و گنگ می باشد و به نظر می رسد که باید تمامی اعداد ذکر شده پیرامون عمر فسیل های کشف شده، مورد بازبینی جدی قرار گیرد. برای مثال فسیل دایناسور « آناسازی سوروس : Anasazisaurus » منسوب به 74 میلیون سال قبل(23) که بر اساس روش های رادیومتریک تعیین عمر شده است، ممکن است حقیقتاً و واقعاً منسوب به 93 میلیون سال قبل یا 55 میلیون سال قبل بوده باشد و با در نظر گرفتن این تغییرات فاحش در محاسبات زمان سنجی رادیومتریک در مورد سایر فسیل ها از سایر گونه ها، آن چه که طرفداران « فرضیه ی تکامل » به عنوان فسیل های حد واسط یا توالی فسیل ها در نظر می گرفتند، تنها باوری خوش خیالانه خواهد بود!

البته تاکنون فقط درباره ی تاثیرات فرم های شیمیایی مختلف یک عنصر رادیواکتیو بر زمان واپاشی آن صحبت گردید، حال آن که فاکتورهای مهم دیگری نیز در این خصوص کشف گردیده اند که توجه به آن ها موجب قرار گرفتن علامات سوال بیشتری در مقابل زمان سنجی رادیومتریک خواهد شد!

ب) « لین گون لیو : Lin-Gun Liu » و « چی آن هو : Chih-An Huh » از « موسسه ی علوم زمین (آکادمیا سینیکا : Academia Sinica) واقع در تایوان، در مقاله ی خود با عنوان « تأثیر فشار بر سرعت واپاشی عنصر « بریلیوم 7 : 7 Be » : Effect of pressure on the decay rate of 7Be » که در سال 2000 میلادی در نشریه ی معتبر « Earth and Planetary Science Letters (EPSL) » منتشر گردید و در حال حاضر نیز طریق سامانه ی مشهور و معتبر (ScienceDirect) مرتبط با انتشارات علمی (ELSEVIER) قابل مطالعه است، چنین عنوان نمودند که بر طبق مطالعات انجام شده توسط موسسه ی مذکور، ملاحظه گردیده که بر خلاف تصورات قبلی، سرعت واپاشی رادیواکتیو عنصر « بریلیوم 7 : 7 Be »، مستقل از فاکتورهای محیطی نیست و سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عنصر « بریلیوم 7 : 7 Be »، با افزایش فشار، افزایش می یابد!!!(24)

جالب این که مولف مقاله صراحتاً اشاره می نماید که ثابت واپاشی هسته ای (λ) « بریلیوم 7 : 7 Be » با افزایش فشار در حد 400 کیلو بار (400 Kbar)، حدود % 1 افزایش می یابد!(25)

اما مهم تر از همه این که خود مولف مقاله نیز اشاره می نماید که با توجه به استفاده ی فراوان از روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » مبتنی بر عنصر رادیواکتیو « پتاسیم 40 : 40 K » و تأثیرگذاری احتمالی تغییرات فشاری بر سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عنصر « پتاسیم 40 : 40 K »، احتمالاً طول عمر زمین شناختی و دیرینه شناختی موادی که تا به امروز مورد محاسبه قرار گرفتند، دقیق نبوده و طول عمرهای محاسبه شده، بیش از مقدار واقعی تخمین زده شده است!!!:(26)

تأثیر فشار بر سرعت واپاشی عنصر « بریلیوم 7 : 7 Be »؛ مولف مقاله به این نکته اشاره می نماید که، به ازای افزایش فشار در حد « 400 کیلوبار : 400 Kbar »، سرعت واپاشی هسته ای در حدود % 1 افزایش می یابد! اما نکته ی مهم این که مولفین مقاله متذکر می گردند که این یافته ممکن است بر واکنش تبدیل « پتاسیم 40 : 40 K » به « آرگون 40 : 40 Ar » که به وفور در زمین شناسی مورد استفاده قرار می گیرد، قابل تعمیم باشد. (سرعت واپاشی عنصر رادیواکتیو « پتاسیم 40 : 40 K » نیز نه مسئله ای مستقل از عوامل محیطی، بلکه تحت تأثیر فاکتور محیطی تغییر فشار باشد.)


همچنین مولفین مقاله، در قسمت « نتایج و بحث : Results and Discussion » مقاله، صراحتاً اشاره می نمایند که در صورت بروز رفتار مشابه در پروسه ی « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عنصر « پتاسیم 40 : 40 K »، همانند اثرات یافته شده پیرامون تأثیر فشار بر سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عنصر « بریلیوم 7 : 7 Be »، طول عمر های محاسبه شده توسط روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » مبتنی بر عنصر رادیواکتیو « پتاسیم 40 : 40 K »، غیر دقیق بوده و بیش از میزان واقعی تخمین زده شده اند:(27)


مولفین مقاله، در قسمت « نتایج و بحث : Results and Discussion » مقاله، صراحتاً اشاره می نمایند که در صورت بروز رفتار مشابه در پروسه ی « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عنصر « پتاسیم 40 : 40 K »، همانند اثرات یافته شده پیرامون تأثیر فشار بر سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عنصر « بریلیوم 7 : 7 Be »، طول عمر های محاسبه شده توسط روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » مبتنی بر عنصر رادیواکتیو « پتاسیم 40 : 40 K » که تاکنون بر مبنای اطلاعات قبلی محاسبه می شدند، غیر دقیق بوده و بیش از میزان واقعی تخمین زده شده اند. البته مولفین مقاله اشاره نموده اند که با افزایش جرم اتمی عناصر رادیواکتیو، اثر فشار بر سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » کاهش می یابد، به طوری که در مورد عنصر رادیواکتیو « روبیدیوم 83 : 83 Rb » ملاحظه می گردد که تا فشار حدود « 420 کیلو بار : 420 Kbar »، تغییر قابل ملاحظه ای در سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » این عنصر، رخ نمی دهد. (هر چند که اثرات فشاری بالاتر از « 420 کیلو بار : 420 Kbar » در مورد « روبیدیوم 83 : 83 Rb » مورد مطالعه قرار نگرفته است و ممکن است در فشارهای بالاتر، تغییرات قابل ملاحظه ای در سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عنصر « روبیدیوم 83 : 83 Rb » نیز رخ دهد و این عنصر نیز همانند عناصر رادیواکتیو سبک تر، دچار تغییر در سرعت واپاشی گردد.)

البته همانگونه که در زیرنویس تصویر فوق، توضیح داده شده است، مولفین مقاله اشاره نموده اند که با افزایش جرم اتمی عناصر رادیواکتیو، اثر فشار بر سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » کاهش می یابد، به طوری که در مورد عنصر رادیواکتیو « روبیدیوم 83 : 83 Rb » ملاحظه می گردد که تا فشار حدود « 420 کیلو بار : 420 Kbar »، تغییر قابل ملاحظه ای در سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » این عنصر، رخ نمی دهد.(28) (هر چند که اثرات فشاری بالاتر از « 420 کیلو بار : 420 Kbar » در مورد « روبیدیوم 83 : 83 Rb » مورد مطالعه قرار نگرفته است و ممکن است در فشارهای بالاتر، تغییرات قابل ملاحظه ای در سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عنصر « روبیدیوم 83 : 83 Rb » نیز رخ دهد و این عنصر نیز همانند عناصر رادیواکتیو سبک تر، دچار تغییر در سرعت واپاشی گردد.)

با این حال این نکته بسیار حائز اهمیت است که مطالعات « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » مبتنی بر عناصر رادیواکتیو سبک همچون عنصر « بریلیوم 10 : 10 Be » و عناصر رادیواکتیو با وزن متوسط همچون عنصر رادیواکتیو « پتاسیم 40 : 40 K »، از شیوع بالایی در مطالعات زیست شناسی و دیرینه شناسی برخوردارند.

برای مثال، طرفداران « فرضیه ی تکامل »، طول عمر فسیل موجود به اصطلاح خودشان « انسان سا : Hominid » ی موسوم به « جنوبی کپی بحرالغزالی : Australopithecus bahrelghazali » را بر اساس « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » مبتنی بر عنصر « بریلیوم 10 : 10 Be » (یکی دیگر از ایزوتوپ های عنصر بریلیوم) در حدود 3/6 میلیون سال تخمین زده اند،(29) حال آن که این عدد محاسبه شده، فاکتورهایی مانند اثر فشار بر سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عنصر « بریلیوم 10 : 10 Be » (و نیز سایر فاکتورها همچون اثر فرم های مختلف شیمیایی، فعالیت خورشید و ...) را در نظر نگرفته است و به این دلیل عدد طول عمر محاسبه شده در مورد فسیل « جنوبی کپی بحرالغزالی : Australopithecus bahrelghazali »، چندان قابل اعتماد نیست.


فسیل متعلق به « جنوبی کپی بحرالغزالی : Australopithecus bahrelghazali » که بر اساس « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » مبتنی بر عنصر « بریلیوم 10 : 10 Be » قدمت آن در حدود 3/6 میلیون سال تخمین زده شده است. در محاسبه ی مذکور، هیچ توجهی به اثر فشار، فرم های مختلف شیمیایی و ... بر تغییر در سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عنصر « بریلیوم 10 : 10 Be » نشده است. به همین به نظر می رسد که محاسبه ی مذکور، ناصحیح، ساده انگارانه و دور از واقعیت می باشد.

ج) « جر جنکینز : Jere H. Jenkins »، « افراییم فیشباخ : Ephraim Fischbach »، « جان بونچر : John B. Buncher »، « جان گروئنوالد : John T. Gruenwald »، « دنیس کراوز : Dennis E. Krause » و « جوشوا ماتس : Joshua J. Mattes » از « دانشگاه های « پوردو : Purdue » و « واباش : Wabash » » واقع در ایالت ایندیانای آمریکا در مقاله ی خود با عنوان « شواهد ارتباط بین سرعت واپاشی هسته ای با فاصله ی بین زمین - خورشید : Evidence of correlations between nuclear decay rates and Earth–Sun distance » که در سال 2009 میلادی در نشریه ی معتبر « Astroparticle Physics » منتشر گردید و در حال حاضر نیز از طریق سامانه ی مشهور و معتبر (ScienceDirect) مرتبط با انتشارات علمی (ELSEVIER) قابل مطالعه است، چنین عنوان نموده اند که بر طبق مطالعات انجام شده، ملاحظه گردیده است که سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عناصر رادیواکتیو « سیلیسیوم 32 : 32 Si » و « رادیوم 226 : 226 Ra » برخلاف تصورات قبلی، ثابت نبوده و با تغییرات فصلی و نیز تغییر در فاصله ی بین « زمین تا خورشید »، تغییر می یابد!(البته در زمین تخت این موضوع با تغییر مدار های خورشید و تغییر فصول قابل توجیه است اما از آنجایی که نویسنده با موضوع زمین تخت آشنایی ندارد این موضوع را در مقاله خود نادیده گرفته است)!!(30)


شواهد ارتباط بین سرعت واپاشی هسته ای با فاصله ی بین زمین - خورشید؛ سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عناصر رادیواکتیو « سیلیسیوم 32 : 32 Si » و « رادیوم 226 : 226 Ra » برخلاف تصورات قبلی، ثابت نبوده و با تغییرات فصلی و نیز تغییر در فاصله ی بین « زمین تا خورشید »، تغییر می یابد!!!


نکته ی مهم دیگری که باید به آن اشاره نمود، این است که در متن مقاله به این مسئله اشاره شده است که علاوه بر تغییر در فاصله ی بین « زمین تا خورشید »، مکانیسم های احتمالی دیگری همچون « تغییرات دمایی » فصول مختلف سال نیز می تواند باعث تغییر در سرعت واپاشی هسته ای عناصر رادیواکتیو « سیلیسیوم 32 : 32 Si » و « رادیوم 226 : 226 Ra » گردد:(33)

علاوه بر تغییر در فاصله ی بین « زمین تا خورشید »، مکانیسم های احتمالی دیگری همچون « تغییرات دمایی » فصول مختلف سال نیز می تواند باعث تغییر در سرعت واپاشی هسته ای عناصر رادیواکتیو « سیلیسیوم 32 : 32 Si » و « رادیوم 226 : 226 Ra » گردد.


مطالعات دیگری نیز توسط « آلبورگر : Alburger » و همکاران در سال 1986،(34) « زیگرت : Siegert » و همکاران در سال 1998(35) و نیز « فالکنبرگ : Falkenberg »(36) در سال 2001 میلادی انجام شده اند که این مطالعات نیز تغییر در سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عناصر رادیواکتیو « سیلیسیوم 32 : 32 Si »، « یوروپیوم 152 : 152 Eu » و « تریتیوم 3 : 3 H » را به ترتیب در طی فصول مختلف سال، متذکر شده اند. (37)

البته در مطالعه ی دیگری که « نورمن : Norman » و همکاران در سال 2009 میلادی منتشر نمودند، عنوان نموده بودند که برخی از عناصر رادیواکتیو دیگر همچون « سدیم 22 : 22 Na »، « تیتانیوم 44 : 44 Ti »، « نقره 108 : 108 Agm »، « قلع 121 : 121 Snm »، « باریوم 133 : 133 Ba » و « آمریسیوم 241 : 241 Am »، دچار تغییرات سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » واضحی که متناسب با تغییرات فاصله ی « زمین - خورشید » باشد، نشده اند.(38)

گرچه هیچ مطالعه ی مهمی هنوز پیرامون تأثیر یا عدم تأثیر فاصله ی « زمین - خورشید » و نیز تغییرات فصلی بر تغییر در سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عناصر مهم رادیواکتیو مورد استفاده در زمین شناسی و زیست شناسی همچون « اورانیوم 238 : 238 U »، « اورانیوم 235 : 235 U »، « توریوم 232 : 232 Th »، « پتاسیم 40 : 40 K »، « روبیدیوم 87 : 87 Rb »، « ساماریوم 147 : 147 Sm »، « بریلیوم 10 : 10 Be »، و « کربن 14 : 14 C » انجام نشده است، اما وجود تغییرات مهم در سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » گزارش شده در برخی عناصر رادیواکتیو اعم از عناصر رادیواکتیو سبک، نیمه سنگین و سنگین شامل « سیلیسیوم 32 : 32 Si »، « یوروپیوم 152 : 152 Eu »، « تریتیوم 3 : 3 H » و « رادیوم 226 : 226 Ra » طی مطالعات قدیمی و جدید که جدیدترین آن ها مربوط به سال 2009 میلادی می باشد،(39) احتمال وجود تغییرات فصلی و نیز تغییرات مرتبط با تغییر در فاصله ی « زمین - خورشید » را در عناصر رادیواکتیو مهم مورد مطالعه در زمین شناسی همچون « اورانیوم 238 : 238 U »، « پتاسیم 40 : 40 K »، « بریلیوم 10 : 10 Be »، و « کربن 14 : 14 C » قویاً مطرح می نماید!

اما جالب این که در محاسبات مربوط به روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating »، احتمال بروز چنین نوساناتی برای سرعت واپاشی هسته ای عناصر رادیواکتیو مورد استفاده، در نظر گرفته نشده است و به همین دلیل، طول عمرهای محاسبه شده ی فسیل ها بر اساس روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating »، با اشکالات، ابهامات و علامت سوال های متعددی مواجه می باشد!

بنابراین به نظر می رسد که از این دیدگاه نیز به دلیل عدم بررسی اثرات تغییرات فصلی و تغییر در فاصله ی « زمین - خورشید » بر تغییر سرعت واپاشی هسته ای عناصر رادیواکتیو مورد مطالعه در زمین شناسی، بازهم اعداد محاسبه شده پیرامون طول عمر فسیل ها، ناصحیح، خوش بینانه و غیر دقیق می باشند و می بایست با شک و تردید مواجه گردند.

د) « جر جنکینز : Jere H. Jenkins » و « افراییم فیشباخ : Ephraim Fischbach » از « دانشگاه « پوردو : Purdue » آمریکا در مقاله ی خود با عنوان « آشفتگی در سرعت واپاشی هسته ای در طی (همزمان با) شراره های خورشیدی 13 دسامبر 2006 میلادی : Perturbation of nuclear decay rates during the solar flare of 2006 December 13 » که در سال 2009 میلادی در نشریه ی معتبر « Astroparticle Physics » منتشر گردید و در حال حاضر نیز طریق سامانه ی مشهور و معتبر (ScienceDirect) مرتبط با انتشارات علمی (ELSEVIER) قابل مطالعه است، چنین عنوان نموده اند که بر طبق مطالعات انجام شده، ملاحظه گردیده است که سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عنصر رادیواکتیو « منگنز 54 : 54 Mn » برخلاف تصورات قبلی، ثابت نبوده و با بروز « شراره های خورشیدی : Solar Flares »، تغییر می یابد!!!(40)

آشفتگی در سرعت واپاشی هسته ای در طی (همزمان با) شراره های خورشیدی 13 دسامبر 2006 ؛ سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عنصر رادیواکتیو « منگنز 54 : 54 Mn » برخلاف تصورات قبلی، ثابت نبوده و در طی شراره های خورشیدی، تغییر می یابد!!!

(این موضوعات هیچ منافات و ضدیتی با موضوع زمین تخت ندارند بنابراین از گذاشتن کامنت هایی در این مورد امتناع کنید

متشکرم)

این یافته ها از سوی برخی دیگر از دانشمندان برجسته ی علم فیزیک همچون « پیتر استورراک : Peter Sturrock » از دانشگاه « استندفورد : Standford » نیز مورد تأیید و حمایت قرار گرفته است.(41)

نکته ی جالب این که مولفان این مقاله، در قسمت پایانی مقاله ی خود، توصیح می دهند که نوسانات ملاحظه شده در سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عنصر رادیواکتیو « منگنز 54 : 54 Mn » در طی بروز « شراره های خورشیدی : Solar Flares »، نه یافته ای منبعث از اشکالات محاسباتی و تکنیکی، بلکه تغییری واقعی و منبعث از فعالیت های خورشید از جمله بروز « شراره های خورشیدی » می باشد.(42) مولفان مقاله تا جایی به صحت یافته های خود اطمینان دارند که برای راستی آزمایی یافته های خود، به مخالفان و منتقدان احتمالی، این نکته را گوشزد نموده اند که در صورت مخالفت با یافته های آنان، می توانند تغییرات سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عنصر رادیواکتیو « منگنز 54 : 54 Mn » یا سایر عناصر را در طی بروز « شراره های خورشیدی : Solar Flares » آینده، مورد ارزیابی قرار دهند:(43)



نوسانات ملاحظه شده در سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عنصر رادیواکتیو « منگنز 54 : 54 Mn » در طی بروز « شراره های خورشیدی : Solar Flares »، نه یافته ای منبعث از اشکالات محاسباتی و تکنیکی، بلکه تغییری واقعی و منبعث از فعالیت های خورشید از جمله بروز « شراره های خورشیدی » می باشد! مولفان مقاله به مخالفان و منتقدان احتمالی خود، این نکته را گوشزد نموده اند که در صورت مخالفت با یافته های آنان، می توانند تغییرات سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عنصر رادیواکتیو « منگنز 54 : 54 Mn » یا سایر عناصر را در طی بروز « شراره های خورشیدی : Solar Flares » آینده، مورد ارزیابی قرار دهند!!!

بدین ترتیب همان گونه که ملاحظه فرمودید، حتی فاکتور محیطی تغییرات فعالیت خورشید نیز می تواند موجب تغییر در سرعت واپاشی هسته ای شود!!! این مسئله دقیقاً در تقابل با مفروضات و ادعاهای دانشمندان زمین شناس و زیست شناس می باشد که واپاشی هسته ای را مسئله ای کاملاً مستقل از فاکتورهای محیطی می دانند و سرعت واپاشی هسته ای را ثابت و لایتغیر می پندارند!

چند مقاله ی مهم اشاره شده در بالا، تنها بخشی از مستندات موجود پیرامون تأثیر فاکتورهای محیطی بر سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » می باشد. مطالعات دیگری نیز در این زمینه وجود دارند که کنکاش بیشتر در این زمینه را بر عهده ی مخاطبان محترم می گذاریم.

اما با دانستن این که « فاکتورهای محیطی »، سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » را تغییر می دهند، چه نتیجه ای حاصل می آید؟

دانشمندان طرفدار استفاده از روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating »، با فرض این که « سرعت واپاشی هسته ای هر عنصر، ثابت و لایتغیر بوده و مستقل از فاکتورهای محیطی است »، در مورد واپاشی هسته ای هر عنصر، نمودار زیر را در نظر می گیرند:



آن چه که طرفداران روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » در مورد استفاده از آن برای مطالعه ی فسیل ها می پندارند: طبق مفروضات طرفداران روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating »، سرعت واپاشی هسته ای هر عنصر، ثابت و لایتغیر بوده و مستقل از فاکتورهای محیطی است. با این فرض، « زمان نیمه عمر : Half-life (t½) » یک عنصر رادیواکتیو در طول واکنش واپاشی هسته ای، ثابت و لایتغیر باقی می ماند و به دلیل همین نیمه عمر ثابت و یکسان، با استفاده از معادلات ریاضی، به راحتی می توان، طول عمر نمونه ی حاوی ماده ی رادیواکتیو مورد نظر را محاسبه کرد. (فلش های قرمز رنگ که طول مساوی دارند، زمان نیمه عمر می باشند که طبق مفروضات و ادعاهای طرفداران روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating »، همواره ثابت و یکسان می باشند).

اما همان گونه که در بخش های قبلی و با اسناد و مدارک اثبات گردید، دریافتیم که بر اساس تحقیقات و مطالعات متعدد، قوی و متقن، و دقیقاً برخلاف نظر طرفداران استفاده از روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating »، به هیچ عنوان سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عناصر رادیواکتیو و « زمان نیمه عمر : Half-life (t½) » این عناصر رادیواکتیو ، ثابت، یکسان و مستقل از فاکتورهای محیطی نمی باشد!!! بلکه طبق این تحقیقات معتبر، عوامل مختلف و متعدد محیطی از جمله « فرم های مختلف شیمیایی »، « تغییر فشار محیط »، « تغییر فاصله ی زمین تا خورشید » و حتی « کاهش یا افزایش فعالیت شراره های خورشیدی در سطح خورشید »! نیز موجب تغییر سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عناصر رادیواکتیو و « زمان نیمه عمر : Half-life (t½) » می گردند!!!(44) و نکته ی جالب این که با توجه به تازه و نو بودن بسیاری از این کشفیات، احتمالاً فاکتورهای محیطی دیگری نیز وجود دارند که آن ها نیز موجب تغییر سرعت واپاشی هسته ای و زمان نیمه عمر می گردند، اما هنوز کشف نشده اند و احتمالاً در آینده ای نه چندان دور، شاهد لیست بلندبالایی از عوامل تغییر دهنده ی سرعت واپاشی هسته ای خواهیم بود!

اما ماجرا موقعی پیچیده تر می شود که بخواهیم تأثیر همزمان چند فاکتور محیطی را بر سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عناصر رادیواکتیو و « زمان نیمه عمر : Half-life (t½) » در نظر بگیریم! برای مثال جسد دایناسوری به نام « آناسازی سوروس : Anasazisaurus »(45) را در نظر بگیرید که در 73 میلیون سال قبل، در محیطی غنی از عنصر رادیواکتیو « بریلیوم » دفن شده و به مرور زمان در لایه های گل و لای مدفون گردیده باشد. بعد از آن نیز در حدود 65 میلیون سال قبل حجم انبوهی از « شراره های خورشیدی » فعالیت نموده باشند. سپس و به صورت مجدد در حدود 30 میلیون سال قبل حجم دیگری از « شراره های خورشیدی » در مقاطع زمانی متعددی فعال گردیده باشند و البته با گذشت زمان و دفن شدن بیشتر این دایناسور، فشار وارد بر لایه ی فسیل دایناسور مذکور به حدود 400 کیلوبار و حتی بیشتر رسیده باشد. این تغییر شرایط محیطی و نیز تغییر فشارهای وارده به فسیل در زمان های مختلف، مطابق مطالبی که در بخش های قبلی ملاحظه فرمودید، موجب تغییر در سرعت واپاشی هسته ای عناصر رادیواکتیو موجود در فسیل و لایه های اطراف آن می گردد:



مراحل تشکیل فسیل؛ به تغییر شرایط محیطی و فشارهای وارده در طول زمان و اثر این فشارها بر واپاشی هسته ای عناصر رادیواکتیو موجود در فسیل و محیط اطراف آن توجه فرمایید.


حال اگر بخواهیم به صورت علمی و دقیق به پدیده ی « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عناصر رادیواکتیو موجود در این گونه فسیل ها بپردازیم، باید این نکته را در ذهن داشته باشیم که با توجه به کشفیات مهم انجام شده و با توجه به تغییرات متعدد و غیر قابل ارزیابی صورت گرفته در شرایط محیطی فسیل ها اعم از « فرم های متغیر شیمیایی »، « فشارهای مختلف وارد شده از سوی اتمسفر و لایه های زمین شناسی فوقانی »، « تغییر فاصله ی زمین از خورشید »، « بروز دفعات متعددی از شراره های خورشیدی » و ... و نیز صدها تغییر نامکشوف دیگر در طی چندین میلیون سال اخیر، سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عناصر رادیواکتیو موجود در خود فسیل ها یا لایه های مجاور آن ها، ثابت و یکسان و لایتغیر نبوده و « زمان نیمه عمر : Half-life (t½) » عناصر رادیواکتیو نامبرده، زمان ثابت و یکسانی نبوده و تغییر می نموده است.

به عبارت بهتر، پروسه ی « واپاشی هسته ای » عناصر رادیواکتیو موجود در فسیل ها، الگویی مشابه زیر خواهد داشت:


آن چه که در عالم واقع و در طبیعت در مورد نمونه های فسیلی رخ می دهد: با توجه به این که پروسه ی « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » تحت تأثیر عوامل مختلفی همچون « فرم های مختلف شیمیایی »، « تغییر فشار محیط »، « تغییر فاصله ی زمین تا خورشید » و حتی « کاهش یا افزایش فعالیت شراره های خورشیدی در سطح خورشید » و ... می باشد، سرعت « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عناصر رادیواکتیو توسط این عوامل و سایر عوامل دیگر، تغییر کرده و به عبارت دیگر، « زمان نیمه عمر : Half-life (t½) » عناصر رادیواکتیو، زمان یکسان و ثابتی نمی باشد!!! (بر خلاف تصورات سابق!) در تصویر فوق، فلش های رنگی (نارنجی، بنفش، سبز، آبی و قرمز)، « زمان نیمه عمر : Half-life (t½) » عنصر رادیواکتیو مورد مطالعه را در زمان های مختلفی نشان می دهد. با توجه به کشفیات جدید، این « زمان نیمه عمر » بر حسب شرایط مختلف محیطی تغییر می نماید. برای مثال در محدوده ای که با فلش بنفش رنگ نشان داده شده است، به دلیل ایجاد فشار شدید بر روی نمونه ی فسیل، تغییر فعالیت شراره های خورشیدی در آن برهه ی زمانی و ... پروسه ی « واپاشی هسته ای » تشدید و تسریع یافته و به همین دلیل « زمان نیمه عمر » کاهش یافته است. اما در محدوده ای که با فلش قرمز رنگ نمایش داده شده است، به دلیل کاهش فشار محیطی، تغییرات معکوس فعالیت شراره های خورشیدی و ...، پروسه ی « واپاشی هسته ای »، کند شده و به همین دلیل « زمان نیمه عمر » افزایش یافته است! با توجه به این تغییرات در سرعت « واپاشی هسته ای » در اثر فاکتورهای محیطی و با در نظر گرفتن این که ما اشراف مناسبی نسبت به وقایع رخ داده در محیط تشکیل فسیل مورد مطالعه نداریم (مثلاً نمی دانیم در طی 40 میلیون سال اخیر، فسیل مذکور و لایه های اطراف آن چه فشاری را تحمل کرده یا چند شراره ی خورشیدی را پشت سر گذاشته یا ...)، عملاً اطلاعی از تغییرات ایجاد شده در سرعت « واپاشی هسته ای » و تغییرات « زمان نیمه عمر » در طی مدت سپری شده نداریم و عملاً باید بپذیریم که استفاده از روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » برای مطالعات دیرینه شناسی و تعیین عمر فسیل ها، غیر دقیق، نامطمئن و نامناسب می باشد!!!

با توجه به مطالب ذکر شده، با توجه به این که ما اطلاع دقیقی از شرایط محیطی فسیل ها شامل « میزان فشار وارده بر آن ها »، « فعالیت شراره های خورشیدی » و ... در طی چند میلیون سال قبل نداریم، عملاً تغییرات اعمال شده در « سرعت واپاشی هسته ای » را نیز در طی مدت مذکور نمی دانیم و به همین دلیل، استفاده از روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » برای مطالعه ی « عمر فسیل ها »، غیر دقیق و بی فایده خواهد بود!

2) علاوه بر نکات ذکر شده پیرامون واپاشی هسته ای، عوامل دیگری نیز وجود دارند که اتکا به روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » را زیر سوال می برند یا حداقل با ابهامات و اشکالاتی مواجه می نمایند!

برای مثال همان گونه که در قسمت های قبلی این مقاله ذکر گردید، یک فرض مهم در روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » وجود دارد و آن فرض این می باشد که در زمان ابتدایی (ساعت صفر)، هیچ « هسته ی دختر : Daughter Nucleus » وجود ندارد و تمامی نمونه فقط شامل « هسته های والد : Parent Nucleus » می باشد. این فرض در شرایط آزمایشگاهی و تحت کنترل دانشمندانی که می خواهند بر روی یک ماده ی رادیواکتیو خالص کار کنند، می تواند صادق باشد، اما در مورد نمونه های مورد مطالعه در زیست شناسی و زمین شناسی، هیچ اطمینانی که این فرض در خارج از محیط آزمایشگاه و در محیط طبیعی نیز صدق کند، وجود ندارد.

برای مثال در مورد واکنش تبدیل عنصر رادیواکتیو « بریلیوم 10 : 10 Be » به « بریلیوم 9 : 9 Be » که در برخی مطالعات زمین شناسی و زیست شناسی (از جمله مطالعه ی طول عمر فسیل « جنوبی کپی بحرالغزالی : Australopithecus bahrelghazali »)،(46) مورد استفاده قرار می گیرد، اطمینانی وجود ندارد که در زمان ابتدایی (ساعت صفر)، تمام نمونه صرفاً فقط و فقط از « بریلیوم 10 : 10 Be » تشکیل شده باشد و فاقد « بریلیوم 9 : 9 Be » باشد، چرا که ممکن است از طریق هوا، آب های زیر زمینی و ...، در همان زمان اولیه ی تشکیل فسیل، مقادیر قابل ملاحظه ای عنصر « بریلیوم 9 : 9 Be » وارد نمونه ی تحت مطالعه شده باشد و به همین دلیل، تمامی محاسبات فعلی ما را تحت تأثیر قرار دهد!

3) نکته ی دیگری که موجب غیر دقیق بودن روش زمان سنجی رادیواکتیو می شود، این است که مطالعات مبتنی بر روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating »، عمدتاً در سیستم های بسته قابل بحث و بررسی هستند. چرا که در سیستم بسته است که غلظت و نسبت غلظتی « هسته های والد : Parent Nucleus » و « هسته های دختر : Daughter Nucleus » تنها وابسته به « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » می باشند و نسبت بین هسته های والد و دختر را تبدیل ناشی از واپاشی هسته ای هسته های مادر به هسته های دختر، تعیین می کند. اما هنگامی که سیستم یک سیستم بسته نباشد و از محیط خارج از مطالعه نیز بتواند ذرات رادیواکتیو اضافه شود، یا به طرقی غیر از واپاشی هسته ای، ذرات رادیواکتیو از محیط مطالعه خارج گردند، باز هم مطالعات مبتنی بر روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » چندان قابل استفاده نخواهند بود.

در طبیعت نیز نمونه های مورد مطالعه در سیستم های بسته واقع نشده اند و در سیستم های باز قرار دارند. برای مثال « کربن 14 : 14 C » در اثر برخورد تشعشعات کیهانی با جو و به دنبال زنجیره ای از واکنش های فیزیکی - شیمیایی تولید می شود(47) و غلظت « بریلیوم 10 : 10 Be » اتمسفر نیز با تشعشات کیهانی مرتبط است.(48) با توجه به تولید مداوم و البته با غلظت های متفاوت در زمان های متفاوت، بسیاری از این عناصر رادیواکتیو ایجاد شده، می توانند در نمونه های در حال تشکیل فسیل یا در برگیرنده ی فسیل ها، ادغام شوند و با نقض سیستم بسته، موجب اشکالات محاسباتی جدی شوند.

4) از سوی دیگر تمام اشکالات وارد شده در فوق، مربوط به وقایع فیزیکی موثر بر « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » و « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » می باشد. حال آن که علاوه بر واپاشی هسته ای فیزیکی، روش ها و علل دیگری نیز وجود دارند که می توانند موجب بروز تغییر در غلظت های « هسته های والد : Parent Nucleus » و « هسته های دختر : Daughter Nucleus » در نمونه ی تحت مطالعه شده، و محاسبات مبتنی بر روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » را کاملاً مخدوش نمایند!

برای مثال واکنش های شیمیایی و پروسه های شیمیایی نیز می توانند بر غلظت « هسته های والد : Parent Nucleus » و « هسته های دختر : Daughter Nucleus » تأثیر بگذارند و علاوه بر پروسه ی « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay »، به عنوان یک عامل جانبی، موجب تغیییر در غلظت های « هسته های والد » و « هسته های دختر » گردند و بدین ترتیب با تحت الشعاع قرار دادن محاسبات مبتنی بر روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating »، موجب محاسبه ی نامناسب و غیر صحیح طول عمر فسیل ها گردند!

به عنوان نمونه، جسد یک جانور را فرض کنید که در بستر یک رود مرده، و بعد از گذشت 10000 سال یک لایه ی نیم متری از گل و لای، جسد وی را پوشانده باشد. حال اگر نفوذ آب به لایه ی جسد مدفون شده کماکان ادامه داشته باشد، بخشی از « هسته های والد : Parent Nucleus » در صورتی که قابلیت انحلال در آب داشته باشند، می توانند از فسیل و محیط اطراف آن شسته شده و ضمن انحلال در آب، وارد آب های زیرزمینی یا آب های جاری گردند و از محدوده ی فسیل و محیط اطراف آن، دور گردند! بدین ترتیب در این صورت دیگر تنها پروسه ی « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay » عامل کاهش غلظت « هسته های والد : Parent Nucleus » نبوده و عامل بسیار مهمی به نام « انحلال در آب » نیز می تواند موجب کاهش غلظت « ماده ی رادیواکتیو » مورد مطالعه گردد! با این اوصاف دیگر کاهش غلظت « هسته های والد : Parent Nucleus » صرفاً تنها محدود به پروسه ی « واپاشی هسته ای » نبوده و علاوه بر پروسه ی مذکور، تحت تأثیر پروسه ی « انحلال » نیز قرار می گیرد که این امر موجب به هم ریختن تمامی محاسبات مبتنی بر روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » می گردد:


عناصر رادیواکتیو موجود در فسیل هایی که در محیط های آبی و مرطوب قرار می گیرند و یا عناصر رادیواکتیو اطراف این فسیل ها، ممکن است علاوه بر پروسه ی « واپاشی هسته ای : Radioactive Decay »، تحت تأثیر پروسه ی « انحلال » قرار گیرند! بدین ترتیب پروسه ی « انحلال » نیز موجب انحلال « هسته های والد : Parent Nucleus » شده و با « حل کردن » و « شستن » این « هسته ها »، موجب کاهش هرچه بیشتر و نامتناسب با پروسه ی « واپاشی هسته ای » آن ها شود! بدین ترتیب پروسه ی انحلال با کاهش نامتناسب « هسته های والد »، موجب اختلال محاسباتی شده و تمام معادلات مربوط به روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » را بر هم زده و موجب نامعتبر شدن نتایج به دست آمده می گردد!


البته بحث درباره ی سایر عوامل مخدوش کننده ی روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » بسیار طولانی است و از حوصله ی این مقاله، خارج است و ما مطالعه ی بیشتر در این زمینه را بر عهده ی مخاطبان محترم می گذاریم. به هر حال همان گونه که ملاحظه فرمودید، روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » با اشکالات، سوالات، ابهامات و تناقضات بسیاری موجه می باشد و عوامل متعددی وجود دارند که این روش و دستاوردهای منتسب به آن را مخدوش می نمایند! به عبارت دیگر بر خلاف ادعای « تکامل شناسان » و طرفداران روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating »، این روش نه یک روش دقیق و بی عیب و نقص، بلکه یک روش پر عیب و ایراد می باشد و اتکا بر آن جهت محاسبه ی طول عمر فسیل ها، عملاً غیر ممکن است!

اما آیا ایرادات و اشکالات روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » تنها مربوط به مطالعات آزمایشگاهی است؟ آیا مثال عملی برای اثبات غیر دقیق بودن این روش وجود دارد؟

در یک کلام باید گفت که: ایرادات و اشکالات روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » تنها مربوط به مطالعات آزمایشگاهی نیست و مثال های عملی مهمی برای اثبات غیر دقیق بودن این روش وجود دارد! مطالعه بر روی نمونه های سنگ های آتشفشانی که در طی چند قرن اخیر فعال بوده اند، تناقضات بزرگی را بین زمان حقیقی تشکیل این سنگ ها و زمان محاسبه شده توسط روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » نشان می دهد! دکتر « جی. برنت. دالریمپل : G. Brent. Dalrymple » از دانشگاه استنفورد در کتاب خود با عنوان « عمر زمین : Age of the Earth »، به مقایسه ی عمر واقعی و عمر محاسبه شده توسط روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » سنگ های آذرین (آتشفشانی) موجود در برخی آتشفشان های معروف می پردازد:(49)




همان گونه که ملاحظه فرمودید، تفاوت های فاحشی بین طول عمر واقعی سنگ های مورد مطالعه و طول عمر محاسبه شده توسط روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » وجود دارد! تا جایی که اختلاف زمانی حدود 1100000 (یک میلیون و صد هزار سال)؟!!! نیز بین زمان های مذکور ملاحظه می گردد!!!

دکتر « جی. برنت. دالریمپل : G. Brent. Dalrymple » که خود از طرفداران روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » و استفاده از این روش در مطالعات زمین شناسی به شمار می رود، در توجیه این اشتباهات فاحش محاسبه ای که توسط روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » به وقوع می پیوندد، چنین می گوید که علت محاسبات اشتباه رخ داده در نمونه های مذکور، وجود ذرات ناخالصی به نام « گزنولیت (زنولیت) : Xenoliths » در نمونه های مذکور می باشد!(50) « گزنولیت (زنولیت) : Xenoliths » ها ذرات صخره ای ناخالصی هستند که در دل ماگما « ماگما (درده) : Magma » ذرات آتشفشانی یافت می شوند و به دلیل دارا بودن « آرگون اضافی : Excess Argon » در دل خود، موجب محاسبه ی غلط طول عمرشان شده است!(51)

این سخن دکتر جی. برنت. دالریمپل : G. Brent. Dalrymple » و حامیان وی در این توجیه، چندان قابل قبول نیست. زیرا:

1) اولاً سخن دکتر « دالریمپل » و حامیانش، قبل از هر چیز و قبل از این که بخواهد دهان منتقدانی همانند ما را ببندد، از ادعای ما در چند سطر قبل حمایت می کند!!! زیرا همان گونه که در چند سطر قبل ذکر نموده ایم، یکی از اشکالات استفاده از روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » در زمین شناسی، دیرینه شناسی و فسیل شناسی، این است که نمونه های مورد مطالعه در علوم مذکور، در سیستم های بسته واقع نشده اند و جزء سیستم های باز طبقه بندی می شوند؛ حال آن که همان گونه که گفتیم، استفاده از روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » تنها در سیستم های بسته که امکان ورود و خروج ذرات « هسته های والد : Parent Nucleus » و « هسته های دختر : Daughter Nucleus » به نمونه امکان ندارد، قابل قبول می باشد!

این مسئله که در نمونه های مورد مطالعه بر پایه ی روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » مبتنی بر تبدیل « پتاسیم 40 : 40 K » به « آرگون 40 : 40 Ar »، به دلیل وارد شدن « گزنولیت (زنولیت) : Xenoliths » ها و سایر ناخالصی ها، مقادیر اضافی از « آرگون 40 : 40 Ar » (که همانا « هسته های دختر : Daughter Nucleus » واکنش 40 Ar → 40 K می باشند) وارد شونده به نمونه، موجب اشتباهات محاسباتی می شود، دقیقاً سخن ما را در چند پاراگراف قبل اثبات می نماید که به دلیل « بسته نبودن » سیستم های مورد مطالعه در زمین شناسی، دیرینه شناسی و فسیل شناسی و به علت ورود ناخالصی ها از محیط اطراف به نمونه های مورد مطالعه، عملاً نمی توان از روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » به عنوان یک روش قابل اعتماد در مطالعات زمین شناسی و فسیل شناسی بهره برد!!! بنابراین به نظر می رسد که توجیهات دکتر « دارلیمپل » بیش از این که بخواهد به نفع استفاده از روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » در زمین شناسی و زیست شناسی تمام شود، به ضرر این گونه مطالعات تمام شده و بیش از پیش، ادعای ما را اثبات می نماید!

2) ثانیاً همان گونه که دکتر « دالریمپل » و همفکرانش، از « گزنولیت (زنولیت) : Xenoliths » ها و سایر ناخالصی ها به عنوان عاملی برای بروز اشتباهات محاسباتی در مطالعات « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » نام می برند، باید از خود آن ها پرسید که چه تضمینی وجود دارد که در نمونه های مورد مطالعه در علم فسیل شناسی، همین ذرات « گزنولیت (زنولیت) : Xenoliths » وجود نداشته اند؟!!! برای مثال، عمر فسیل دایناسوری که بر اساس مطالعات انجام شده بر روی سنگ های آذرین پیرامونش، حدود 65 میلیون سال تخمین زده شده است، از کجا معلوم که این عمر محاسبه شده، تحت تأثیر گزنولیت های همزمان با تشکیل ماگما قرار نگرفته باشد؟!!! از کجا معلوم که عمر واقعی فسیل مذکور، 55 میلیون سال نبوده و با دخالت « گزنولیت (زنولیت) : Xenoliths » اشتباهاً عمر این فسیل، بیش از میزان واقعی تخمین نزده شده باشد؟!!!

در واقع همان گونه که امروزه دکتر « دالریمپل » و همفکرانش، « گزنولیت (زنولیت) : Xenoliths » را موجب اختلالات محاسباتی شمرده اند، ما نیز می توانیم این مسئله را به گذشته تعمیم داده و در تمامی طول عمرهای محاسبه شده در مورد فسیل ها، تشکیک ایجاد نماییم، زیرا ممکن است در موقع تشکیل سنگ های مذکور نیز « گزنولیت (زنولیت) : Xenoliths » ها وارد نمونه ها شده باشند!!!

3) ثالثاً به نظر می رسد که دکتر « دالریمپل » و همفکرانش، تأثیرات سایر فاکتورهای محیطی همچون « فرم های متغیر شیمیایی »، « فشارهای مختلف وارد شده از سوی اتمسفر و لایه های زمین شناسی فوقانی »، « تغییر فاصله ی زمین از خورشید »، « بروز دفعات متعددی از شراره های خورشیدی » و ... بر سرعت واپاشی هسته ای را که در مطالعات علمی دهه های اخیر کشف شده اند(52) و نیز صدها عامل نامکشوف دیگر را در این میان نادیده گرفته اند و اختلافات فاحش ملاحظه شده بین طول عمر واقعی نمونه های زمین شناسی و دیرینه شناسی با طول عمر محاسبه شده به روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » را تنها به علت وجود « آرگون اضافی : Excess Argon » دانسته اند! این در حالی است که همان گونه که در بخش های قبلی مقاله نیز مورد اشاره قرار گرفت، حتی نمونه های شامل سایر عناصر رادیواکتیو شامل « رادیوم 226 : 226 Ra »، « بریلیوم 7 : 7 Be »، « سیلیسیوم 32 : 32 Si »، « یوروپیوم 152 : 152 Eu »، « منگنز 54 : 54 Mn » و « تریتیوم 3 : 3 H » که وجود « آرگون اضافی : Excess Argon » تأثیری در محاسبات مربوط به « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » مرتبط با آن ها نیز ندارد، باز هم می بینیم که سرعت واپاشی هسته ای آن ها، تحت تأثیر عوامل محیطی همچون « فرم های متغیر شیمیایی »، « فشارهای مختلف وارد شده از سوی اتمسفر و لایه های زمین شناسی فوقانی »، « تغییر فاصله ی زمین از خورشید »، « بروز دفعات متعددی از شراره های خورشیدی » و ... قرار می گیرد!(53) بنابراین به نظر می رسد که توجیهات « دالریمپل » و همفکرانش، بیش از حد ساده انگارانه بوده است!

4) رابعاً بر خلاف ادعای « دکتر دالریمپل » و همفکرانش که تنها به 3 مورد فوق اشاره نموده اند و آن ها را به عنوان استثنائاتی که به دلیل وجود ناخالصی و « گزنولیت (زنولیت) : Xenoliths » رخ داده اند، معرفی کرده اند، نمونه های متعدد دیگری نیز در عالم واقع و در طبیعت یافت شده اند که باز هم اختلافات بسیار فاحش و واضحی را بین زمان حقیقی تشکیل این نمونه ها و زمان محاسبه شده توسط روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » نشان می دهند! مثال های زیر، گوشه ای از این تناقضات کشف شده را نشان می دهد:(54)




با اندکی دقت در جداول فوق، در می یابیم که برخلاف ادعای طرفداران استفاده از روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating »، وجود محاسبات غلط و نادرست در بررسی عمر نمونه های زمین شناسی و دیرینه شناسی، از شیوع بسیار بالایی برخوردار است و برخلاف سخن آنان، این محاسبات غلط، تنها به چند استثناء مربوط نمی شوند! در واقع تعدد محاسبات غلط و نادرست در محاسبه ی عمر نمونه های زمین شناسی و دیرینه شناسی، آن هم در بررسی بر مبنای یکی ار پرکاربردترین واکنش های واپاشی هسته ای رادیواکتیو (واکنش 40 Ar → 40 K)، نشان می دهد که اتکا بر روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » در جهت تعیین طول عمر نمونه های زیست شناسی و زمین شناسی، چندان صحیح و دقیق نمی باشد!

به طور خلاصه، با توجه به مطالبی که در قسمت چهارم سلسله مقالات « فرضیه ی تکامل: منطقه ی ممنوعه! » ذکر گردید، در می یابیم که بر خلاف ادعاهای طرفداران « فرضیه ی تکامل »، طول عمر و قدمت فسیل ها که عمدتاً بر پایه ی روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » محاسبه گردیده اند، دقیق و صحیح نمی باشند! چرا که استفاده از روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » در محاسبه ی طول عمر فسیل ها، بر پایه ی مفروضاتی بنا نهاده شده است که امروزه این مفروضات، تا حدود زیادی نقض شده و زیر سوال رفته است! مفروضاتی همچون « عدم تأثیر فاکتورهای محیطی بر زمان واپاشی هسته ای »، « عدم ورود ناخالصی به نمونه های مورد مطالعه »، و ... در حال حاضر با چالش های جدی مواجه می باشند و صدق این مفروضات، کاملاً زیر سوال رفته است!

در عرصه ی عملی و میدانی نیز مطالعات انجام شده بر روی نمونه های زمین شناسی، نشان دهنده ی وجود تناقضات فاحش و چشمگیری بین طول عمر واقعی نمونه ها و طول عمرهای محاسبه شده به روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » می باشد! محاسبه ی طول عمر 8/5 میلیون سال برای نمونه ای که فقط 11 سال از عمر آن می گذشته است و محاسبه ی طول عمر 23 میلیون سال، برای نمونه ی 170 ساله، از شاهکارهایی است که در نتیجه ی اتکا بر روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » به دست آمده است!!!(55)

مطالب این مقاله، نشان می دهد که زمان های محاسبه شده برای بسیاری از فسیل ها و سنگواره ها، دارای عدم دقت و صحت لازم بوده و باید بازنگری جدی در مورد محاسبات مربوط به این طول عمرها انجام شود. (در برخی موارد نیز به دلیل عدم اطلاع از کم و کیف تأثیرات محیط چند میلیون سال قبل بر واپاشی هسته ای، اصولاً امکان محاسبه ی دقیق در آینده نیز ممکن نخواهد بود!!!)

با توجه به عدم دقت و صحت کافی طول عمرهای ارایه شده در مورد فسیل های مکشوفه، توالی های سنگواره ای که توسط طرفداران « فرضیه ی تکامل » ارایه می شود، عملاً با داستان « آلیس در سرزمین عجایب »! تفاوتی ندارد! چرا که وقتی برای نمونه ی زمین شناسی مربوط به قرن 20 میلادی، در آزمایشگاه مربوط به « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating »، طول عمر 8/5 میلیون ساله محاسبه می شود، هیچ بعید نیست که سنگواره ای که تاکنون با اتکا به همین روش، حدود 3/6 میلیون سال قدمت برایش در نظر گرفته می شد، عملاً سنگواره ی 30000 ساله بوده باشد! و بالعکس، نمونه ای که تاکنون 1/5 میلیون سال برایش قدمت در نظر گرفته می شد، عملاً طول عمر 5 میلیون ساله داشته باشد!!!

با در نظر گرفتن این تشویش، اعوجاج و عدم صحت در طول عمرهای محاسبه شده ی فسیل ها تا به امروز، به نظر نمی رسد که آن بخش از توالی فسیل ها (سنگواره ها) که طرفداران « فرضیه ی تکامل » به آن ها تمسک می جستند، در عالم واقع و طبیعت نیز صدق نماید! چرا که آن فسیلی که تکامل شناسان مدعی بودند در 10 میلیون سال قبل بوده، بعید است که واقعاً مربوط به 10 میلیون سال قبل باشد و آن فسیل 8 میلیون ساله، واقعاً 8 میلیون ساله باشد!!!

با توجه به اشتباهات محاسباتی فاحش موجود در روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating »، آن فسیل 8 میلیون ساله، ممکن است در اصل، عمر 12 میلیون ساله داشته و فسیل 10 میلیون ساله ی مورد ادعای طرفداران « فرضیه ی تکامل »، در عالم واقع تنها 4 میلیون سال قدمت داشته باشد!!! با این اوصاف، ادعاهای قبلی « تکامل شناسان » که فسیل اشتباهاً محاسبه شده ی 10 میلیون ساله شان را جد و نیای فسیل اشتباهاً 8 میلیون سال محاسبه شده، می پنداشتند، از بیخ و بن غلط و ناصحیح می گردد!!!:



آن چه که محاسبات اشتباه بر سر توالی فسیل ها می آورد!؛ تصویر سمت چپ، یکی از تصاویری است که طرفداران تکامل بر اساس محاسبات مبتنی بر روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » که تاکنون استفاده می شده است، سازمان داده اند. بر اساس این نوع محاسبات، فسیل ها را بر اساس قدمتی که محاسبه نموده اند، چینش داده تا از آن ها به عنوان شاهدی بر مدعای خود بهره بگیرند. تصویر سمت راست: با توجه به وجود تناقضات و اشتباهات فاحش در زمان سنجی رادیواکتیو (از جمله محاسبه ی طول عمر 8/5 میلیون سال برای نمونه ای که فقط 11 سال از عمر آن می گذشته است!!!)، بسیار محتمل است که طول عمر حقیقی فسیل های مذکور، با آن چه تکامل شناسان ادعای آن را دارند، تفاوت عمده داشته باشد! با این اوصاف توالی زمانی فسیل های مذکور تغییر کرده و این شواهد مورد استفاده ی تکامل شناسان نیز زیر سوال می رود!!!


پاسخ به یک شبهه: در این بخش از سخنان ما، ممکن است طرفداران فرضیه ی تکامل این اشکال را به ما وارد نمایند که حتی در صورت بروز اشتباهات محاسباتی در محاسبه ی طول عمر سنگواره ی کشف شده از یک کشور یا قاره ی خاص، با بررسی فسیل های مشابه از همان گونه ی خاص جانوری که در کشور یا قاره ی دیگری کشف می گردد، می توان بر اشتباهات محاسباتی غلبه نمود و با میانگین گرفتن از سنین محاسبه شده به روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » فسیل های مختلف کشف شده از یک نوع جانور زنده (برای مثال دایناسور) که در قاره های مختلفی کشف شده اند، می توان بر اشتباهات محاسباتی فائق آمد!

این سخن گرچه در برخی موارد می تواند صادق و درست باشد، اما در کل صحیح نیست! زیرا اولاً تعدد نمونه ها، اشتباهات محاسباتی را به حداقل می رساند، اما تا حد صفر کاهش نمی دهد. ثانیاً این سخن تنها در مواردی می تواند تا حدودی صدق کند که جانور مورد مطالعه، دارای فسیل های متعدد کشف شده از نقاط مختلف جهان باشد. برای مثال دایناسور « تیرانو سوروس رکس : Tyrannosaurus rex » که فسیل های مربوط به آن به وفور و در مناطق مختلف جهان مکشوف گردیده اند (حداقل 30 فسیل)،(56) می تواند مصداق سخن تکامل شناسان قرار بگیرد؛ اما بسیار جالب است بدانیم که بسیاری از فسیل های مکشوفه، از تعدد کافی برخوردار نیستند و تنها در حد یک یا چند عدد یافت شده اند و حتی در برخی موارد، فقط بخش کوچکی از اسکلت آن ها (فقط سر یا دندان یا ...) کشف گردیده و متأسفانه همین تک نمونه ها ملاک ارزیابی قرار گرفته است! برای مثال در مورد دایناسورهای « آناسازی سوروس : Anasazisaurus » و « ناشویبیتوساروس : Naashoibitosaurus » تنها یک فسیل کشف شده از هر کدام وجود دارد و حتی تک فسیل کشف شده نیز تمامی استخوان های جانور را در بر ندارد!(57) اما جالب این که « تکامل شناسان » با اتکا به همین تک نمونه های ناقص، طول عمر این فسیل ها و زمان زیستن این دایناسورها را معین کرده و به داستان سرایی در مورد آن ها پرداخته اند.

جالب این که این فقر اطلاعاتی و کمبود فسیل ها، در مورد فسیل های مربوط به توالی تکامل انسان بیشتر به چشم می خورد! تا آن جا که بسیاری از فسیل های منسوب به اجداد یا خویشاوندان انسان های امروزی، تنها فقط در یک نقطه و به تعداد یک عدد کشف شده اند و « تکامل شناسان » نیز بر اساس محاسبه ی زمان سنجی رادیومتریک همین تک فسیل ها، به جمع بندی عجولانه دست زده و به افسانه سرایی پرداخته اند!!! فسیل هایی همچون فسیل منسوب به جانوران به اصطلاح تکامل شناسان « انسان سا : Hominid » ی موسوم به « جنوبی کپی بحرالغزالی : Australopithecus bahrelghazali »، « کنیا مردم پخت رخ : Kenyanthropus platyops » و ... فقط و فقط در حد یک نمونه فسیل کشف شده یا حتی فقط بخش کوچکی از یک فسیل کشف شده را شامل می شده اند(58) و کاشفان آن ها تنها بر اساس همان یک نمونه فسیل کشف شده، دست به محاسبه ی طول عمر آن ها زده اند!!! نمونه های دیگری شامل « جنوبی کپی سدیبا : Australopithecus sediba » نیز تنها شامل دو نمونه فسیل بوده است!(59) و جالب این که کاشفان آن ها نیز مبنای محاسبات خود را، تنها همین نمونه های اندک، قرار داده اند!!! با توجه به مطالبی که در بخش های قبلی مقاله مورد اشاره قرار گرفت، احتمال خطا در محاسبه ی طول عمر فسیل های مکشوفه، قویاً بالا است و برای فسیل هایی که تنها شامل یک یا دو نمونه می باشند، بیش از فسیل های شامل چندین نمونه می باشد. با عنایت به این مسئله نیز درخواهیم یافت که بسیاری از فسیل های مورد اشاره ی تکامل شناسان نیز به دلیل تک فسیل بودن یا حاوی تعداد اندکی فسیل بودن، مستعد اشتباه محاسباتی در طول عمرشان می باشند.

یک تذکر بسیار مهم: علاوه بر روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » که به عنوان پرکاربردترین روش در زمان سنجی نمونه های زمین شناسی، زیست شناسی و دیرینه شناسی مورد استفاده قرار می گیرد، روش های زمان سنجی دیگری نیز وجود دارند که صد البته نسبت به « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » از اهمیت، اعتبار و دقت کمتری برخوردارند. برای مثال روش « زمان سنجی بر پایه ی اسیدهای آمینه : Amino acid Dating » نیز یک روش زمان سنجی است که بر اساس محاسبه ی نسبت های اسید آمینه های نوع D و نوع L موجود در نمونه های پروتئین های فسیل ها شکل گرفته است و بر پایه ی نسبت بین این دو نوع ایزومر نوری اسیدهای آمینه، و با فرض اینکه بعد از مرگ جاندار و به مرور زمان، کم کم تعدادی از ایزومرهای نوری نوع L اسیدهای آمینه تبدیل به نوع D می شوند، سازماندهی گردیده است.(60) ما در این مقاله به صورت تفصیلی به نقد و بررسی روش « زمان سنجی بر پایه ی اسیدهای آمینه : Amino acid Dating » نپرداخته ایم؛ چرا که این روش نیز دقیق و معتبر نمی باشد و چندان در مجامع علمی نیز مورد استفاده قرار نمی گیرد.(61) دلیل این امر نیز این مسئله است که سرعت تبدیل ایزومر L اسید آمینه به ایزومر D اسید امینه بعد از مرگ، تحت تأثیر عوامل محیطی چون « دما »، « غلظت آب در محیط »، « PH »، « میزان اتصال »، « سایز ماکرومولکول »، « محل خاص در ماکرومولکول »، « تماس با خاک »، « حضور آلدئید ها »، « غلظت بافرها » و « قدرت یونی محیط » قرار دارد(62) و با توجه به نامشخص بودن این عوامل محیطی در طی چندین میلیون سال قبل بر روی نمونه ی مورد مطالعه، عملاً استفاده از روش « زمان سنجی بر پایه ی اسیدهای آمینه : Amino acid Dating » در تعیین طول عمر فسیل ها غیرممکن بوده و به بیان بهتر حتی این روش از روش « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » نیز کم دقت تر می باشد! به همین دلیل روش « زمان سنجی بر پایه ی اسیدهای آمینه : Amino acid Dating » کاربرد چندانی در محاسبه ی طول عمر فسیل ها ندارد(63) و ما به همین دلیل از نقد تفصیلی آن چشم می پوشیم.

تذکر بسیار مهم: در بین برخی مسیحیان طرفدار « خلقت گرایی : Creationism »، عقیده به « زمین جوان : Young Earth » وجود دارد و به این عقیده، « خلقت گرایی مبتنی بر نظریه ی زمین جوان : Young Earth Creationism (YEC) » اطلاق می گردد(64) و تعدادی از دانشمندان زیست شناس و زمین شناس مخالف « فرضیه ی تکامل »، طرفدار « خلقت گرایی مبتنی بر نظریه ی زمین جوان : Young Earth Creationism (YEC) » می باشند. در دیدگاه « خلقت گرایی مبتنی بر نظریه ی زمین جوان : Young Earth Creationism (YEC) »، اعتقاد بر این است که بر طبق تعالیم کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان، طول عمر زمین بین 5700 سال تا 10000 سال می باشد!(65)

در این بخش از مقاله، خاطر نشان می کنیم که ما با این عقیده، موافق نیستیم و معتقدیم بنا بر آیات و روایات، عدد قطعی پیرامون طول عمر زمین نمی توان به دست آورد.(66) در ضمن، بسیاری از آیات و روایات، به طولانی بودن عمر زمین اشاره می نمایند.(67) إن شاء الله بحث در این خصوص را به بخش های پایانی این سلسله مقالات موکول می نماییم.

در پایان این قسمت از مقاله، مجدداً یادآوری می نماییم که با توجه به تناقضات، اشتباهات، و عدم صحت کافی موجود در محاسبات مربوط به طول عمر فسیل ها (سنگواره ها) که عمدتاً نیز بر پایه ی مطالعات انجام شده بر اساس روش غیر قابل اعتماد « زمان سنجی رادیومتریک : Radiometric Dating » می باشد، حتی طول عمر فسیل های مورد ادعای طرفداران « فرضیه ی تکامل »، با چالش ها و ابهامات جدی رو به رو است و به همین دلیل، نمی توان به زمان های منسوب به فسیل های کشف شده، اعتماد کافی نمود. این امر، مشکل بزرگی در جهت پذیرش فسیل ها و سنگواره ها به عنوان یک شاهد قابل اعتماد در بررسی های تکاملی پدید می آورد! تا آن جا که بنا بر آخرین مطالعات انجام شده، حتی زمان های منسوب به این فسیل ها نیز قابل اعتماد نمی باشد!!! بنابراین این مسئله، خود مانعی بزرگ در جهت ادعاهای طرفداران « فرضیه ی تکامل » و قبول سخنان آن ها در مورد فسیل های مکشوفه می گردد!

در پایان مجدداً متذکر می شویم که این تمام ادله ی ما در رد سخنان طرفداران « فرضیه ی تکامل » پیرامون فسیل ها نیست! بلکه این قسمت از مقاله، بخش اول نقد سخنان تکامل شناسان پیرامون فسیل ها می باشد! ان شاء الله در پنج یا شش قسمت آتی این سلسله مقالات، به ادامه ی نقد علمی سخنان و ادعاهای طرفداران « فرضیه ی تکامل » پیرامون فسیل ها می پردازیم و پس از اتمام قسمت های مربوط به فسیل شناسی، به نقد و ابطال ادعاهای تکامل شناسان در سایر حوزه های بیولوژی از جمله مباحث مرتبط با بیولوژی سلولی و مولکولی خواهیم پرداخت. از خداوند متعال درخواست می نماییم تا إن شاء الله ما را در ادامه ی مسیر یاری فرماید.

به امید این که هر چه زودتر عظمت پوشالی ستمگران و ایادی آنان فرو ریزد.


با سلام خدمت دوستان امیدوارم از سری مقالات "فرضیه تکامل" استفاده کرده باشید، قسمت های بعدی این مقاله رو بصورت لینک قرار میدم تا از وب سایت اصلی خود نویسنده بخونید چون نمیخوایم از موضوع اصلی وبمون که بیشتر در رابطه با نجوم هست دور بشیم

قسمت پنجم مقدمه

http://l1l.ir/13ue


قسمت پنجم 1 

http://l1l.ir/13ug


قسمت پنجم 2

http://l1l.ir/13uh


قسمت پنجم 3

http://l1l.ir/13ui


قسمت پنجم 4

http://l1l.ir/13uj


قسمت پنجم 5

http://l1l.ir/13uk


قسمت پنجم 6

http://l1l.ir/13um


قسمت پنجم 7

http://l1l.ir/13un


قسمت پنجم 8

http://l1l.ir/13uo


قسمت پنجم 9

http://l1l.ir/13up


قسمت پنجم 10

http://l1l.ir/13uq


قسمت پنجم پایانی 

http://l1l.ir/13ur





منابع و مآخذ



1 - 
http://science.howstuffworks.com/environmental/earth/geology/dinosaur-bone-age1.htm
و
http://en.wikipedia.org/wiki/Radiometric_dating
و
http://www.answers.com/topic/radiometric-dating


2 - 
http://science.howstuffworks.com/environmental/earth/geology/dinosaur-bone-age1.htm
و
http://en.wikipedia.org/wiki/Radiometric_dating
و
http://www.answers.com/topic/radiometric-dating
و
http://en.wikipedia.org/wiki/Radioactive_decay
و
http://www.answers.com/topic/radioactive-decay



3 - 
http://science.howstuffworks.com/environmental/earth/geology/dinosaur-bone-age1.htm
و
http://en.wikipedia.org/wiki/Radiometric_dating
و
http://www.answers.com/topic/radiometric-dating
و
http://en.wikipedia.org/wiki/Radioactive_decay
و
http://www.answers.com/topic/radioactive-decay
و
http://en.wikipedia.org/wiki/Radiocarbon_dating
و
http://www.answers.com/topic/radiocarbon-dating


4 - 
http://en.wikipedia.org/wiki/Radiometric_dating
و
http://www.answers.com/topic/radiometric-dating
و
http://en.wikipedia.org/wiki/Radioactive_decay
و
http://www.answers.com/topic/radioactive-decay
و
http://en.wikipedia.org/wiki/Radiocarbon_dating
و
http://www.answers.com/topic/radiocarbon-dating


5 - 
http://en.wikipedia.org/wiki/Radiometric_dating
و
http://www.answers.com/topic/radiometric-dating


6 - 
http://www.euronuclear.org/info/encyclopedia/f/fissionproducts.htm


7 - 
http://oceanexplorer.noaa.gov/edu/learning/player/lesson15/l15_la1.html


8 - 
http://en.wikipedia.org/wiki/Radiometric_dating
و
http://www.answers.com/topic/radiometric-dating


9 - 
http://en.wikipedia.org/wiki/Radiometric_dating
و
http://www.answers.com/topic/radiometric-dating


10 - 
http://www.tulane.edu/~sanelson/eens211/radiometric_dating.htm


11 - 
http://oceanexplorer.noaa.gov/edu/learning/player/lesson15/l15_la1.html
و
http://www.fas.org/irp/imint/docs/rst/Sect2/Sect2_1b.html


12 - 
http://www.tulane.edu/~sanelson/eens211/radiometric_dating.htm


13 - 
http://www.tulane.edu/~sanelson/eens211/radiometric_dating.htm
و
http://science.howstuffworks.com/environmental/earth/geology/dinosaur-bone-age1.htm


14 - 
http://www.tulane.edu/~sanelson/eens211/radiometric_dating.htm
و
http://science.howstuffworks.com/environmental/earth/geology/dinosaur-bone-age1.htm


15 - 
http://www.tulane.edu/~sanelson/eens211/radiometric_dating.htm
و
http://science.howstuffworks.com/environmental/earth/geology/dinosaur-bone-age1.htm
و
http://www.bobspixels.com/kaibab.org/geology/gc_layer.htm
و
http://www.plainscreation.org/scientific/Flood_files/image004.jpg
و
http://www.geolsoc.org.uk/gsl/education/rockcycle/page3464.html


16 - 
http://en.wikipedia.org/wiki/Radiometric_dating
و
http://www.answers.com/topic/radiometric-dating


17 - 
http://en.wikipedia.org/wiki/Radiometric_dating
و
http://www.answers.com/topic/radiometric-dating


18 - 
Chih-An Huh. Dependence of the Decay Rate of 7Be on Chemical Forms. Earth and Planetary Science Letters 171 (1999): 325-28.


19 - 
Chih-An Huh. Dependence of the Decay Rate of 7Be on Chemical Forms. Earth and Planetary Science Letters 171 (1999): 325-28.


20 - 
Chih-An Huh. Dependence of the Decay Rate of 7Be on Chemical Forms. Earth and Planetary Science Letters 171 (1999): 325-28.


21 - 
Chih-An Huh. Dependence of the Decay Rate of 7Be on Chemical Forms. Earth and Planetary Science Letters 171 (1999): 325-28.
و
http://www.tulane.edu/~sanelson/eens211/radiometric_dating.htm


22 - 
http://www.tulane.edu/~sanelson/eens211/radiometric_dating.htm


23 - 
http://en.wikipedia.org/wiki/Anasazisaurus
و
http://www.answers.com/topic/anasazisaurus


24 - 
Liu L, Huh C. Effect of pressure on the decay rate of 7Be. Earth Planet. Sci Lett, 2000, 180: 163-167.


25 - 
Liu L, Huh C. Effect of pressure on the decay rate of 7Be. Earth Planet. Sci Lett, 2000, 180: 163-167.


26 - 
Liu L, Huh C. Effect of pressure on the decay rate of 7Be. Earth Planet. Sci Lett, 2000, 180: 163-167.


27 - 
Liu L, Huh C. Effect of pressure on the decay rate of 7Be. Earth Planet. Sci Lett, 2000, 180: 163-167.


28 - 
Liu L, Huh C. Effect of pressure on the decay rate of 7Be. Earth Planet. Sci Lett, 2000, 180: 163-167.


29 - 
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%BE%DB%8C_%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%BA%D8%B2%D8%A7%D9%84%DB%8C
و
https://www.msu.edu/~heslipst/contents/ANP440/bahrelghazali.htm
و
Lebatard AE, Bourlès DL, Duringer P, Jolivet M, Braucher R, et al. (2008) Cosmogenic nuclide dating of Sahelanthropus tchadensis and Australopithecus bahrelghazali: Mio-Pliocene hominids from Chad. Proc Natl Acad Sci U S A 105: 3226–3231.


30 - 
Jenkins, J.H., Fischbach, E., Buncher, J.B., Gruenwald, J.T., Krause, D.E. & Mattes, J.J., Evidence of Correlations Between Nuclear Decay Rates and Earth-Sun Distance. Astroparticle Physics, 2009. 32(1): p. 42-46.


31 - 
http://en.wikipedia.org/wiki/Earth%27s_orbit
و
http://en.wikipedia.org/wiki/Earth
و
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=92183
و
http://www.irannaz.com/news_print_166.html


32 - 
Jenkins, J.H., Fischbach, E., Buncher, J.B., Gruenwald, J.T., Krause, D.E. & Mattes, J.J., Evidence of Correlations Between Nuclear Decay Rates and Earth-Sun Distance. Astroparticle Physics, 2009. 32(1): p. 42-46.


33 - 
Jenkins, J.H., Fischbach, E., Buncher, J.B., Gruenwald, J.T., Krause, D.E. & Mattes, J.J., Evidence of Correlations Between Nuclear Decay Rates and Earth-Sun Distance. Astroparticle Physics, 2009. 32(1): p. 42-46.


34 - 
D.E. Alburger, G. Harbottle, E.F. Norton,Half Life of 32Si. Earth Planet Sci. Lett. 78 (1986) 168.





35 - 
H. Siegert, H. Schrader, U. Schِtzig, Half-Life Measurements of Europium Radionuclides and the Long-Term Stability of Detectors. Appl. Radiat. Isot. 49 (1998) 1397.


36 - 
E. D. Falkenberg, “Radioactive Decay Caused by Neutrinos?” Apeiron, Vol. 8, No. 2, 2001, pp. 32-45.


37 - 
D.E. Alburger, G. Harbottle, E.F. Norton,Half Life of 32Si. Earth Planet Sci. Lett. 78 (1986) 168.
و
H. Siegert, H. Schrader, U. Schِtzig, Half-Life Measurements of Europium Radionuclides and the Long-Term Stability of Detectors. Appl. Radiat. Isot. 49 (1998) 1397.
و
E. D. Falkenberg, “Radioactive Decay Caused by Neutrinos?” Apeiron, Vol. 8, No. 2, 2001, pp. 32-45.


38 - 
E. Norman et al., Evidence against correlations between nuclear decay rates and Earth–Sun distance. Astropart. Phys. 31 (2009) 135.


39 - 
Jenkins, J.H., Fischbach, E., Buncher, J.B., Gruenwald, J.T., Krause, D.E. & Mattes, J.J., Evidence of Correlations Between Nuclear Decay Rates and Earth-Sun Distance. Astroparticle Physics, 2009. 32(1): p. 42-46.
و
D.E. Alburger, G. Harbottle, E.F. Norton,Half Life of 32Si. Earth Planet Sci. Lett. 78 (1986) 168.
و
H. Siegert, H. Schrader, U. Schِtzig, Half-Life Measurements of Europium Radionuclides and the Long-Term Stability of Detectors. Appl. Radiat. Isot. 49 (1998) 1397.
و
E. D. Falkenberg, “Radioactive Decay Caused by Neutrinos?” Apeiron, Vol. 8, No. 2, 2001, pp. 32-45.


40 - 
Jenkins, J.H. and E. Fischbach, Perturbation of nuclear decay rates during the solar flare of 2006 December 13. Astroparticle Physics, 2009. 31(6): p. 407-411.


41 - 
http://www.sciencedaily.com/releases/2010/08/100825093253.htm
و
http://news.stanford.edu/news/2010/august/sun-082310.html
و
http://wattsupwiththat.com/2010/08/23/teleconnected-solar-flares-to-earthly-radioactive-decay/
و
http://www.stanford.edu/group/Sturrock/Peter/
و
http://en.wikipedia.org/wiki/Peter_A._Sturrock


42 - 
Jenkins, J.H. and E. Fischbach, Perturbation of nuclear decay rates during the solar flare of 2006 December 13. Astroparticle Physics, 2009. 31(6): p. 407-411.


43 - 
Jenkins, J.H. and E. Fischbach, Perturbation of nuclear decay rates during the solar flare of 2006 December 13. Astroparticle Physics, 2009. 31(6): p. 407-411.


44 - 
Chih-An Huh. Dependence of the Decay Rate of 7Be on Chemical Forms. Earth and Planetary Science Letters 171 (1999): 325-28.
و
Liu L, Huh C. Effect of pressure on the decay rate of 7Be. Earth Planet. Sci Lett, 2000, 180: 163-167.
و
Jenkins, J.H., Fischbach, E., Buncher, J.B., Gruenwald, J.T., Krause, D.E. & Mattes, J.J., Evidence of Correlations Between Nuclear Decay Rates and Earth-Sun Distance. Astroparticle Physics, 2009. 32(1): p. 42-46.
و
D.E. Alburger, G. Harbottle, E.F. Norton,Half Life of 32Si. Earth Planet Sci. Lett. 78 (1986) 168.
و
H. Siegert, H. Schrader, U. Schِtzig, Half-Life Measurements of Europium Radionuclides and the Long-Term Stability of Detectors. Appl. Radiat. Isot. 49 (1998) 1397.
و
E. D. Falkenberg, “Radioactive Decay Caused by Neutrinos?” Apeiron, Vol. 8, No. 2, 2001, pp. 32-45.
و
Jenkins, J.H. and E. Fischbach, Perturbation of nuclear decay rates during the solar flare of 2006 December 13. Astroparticle Physics, 2009. 31(6): p. 407-411.


45 - 
http://en.wikipedia.org/wiki/Anasazisaurus
و
http://www.answers.com/topic/anasazisaurus



46 - 
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%BE%DB%8C_%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%BA%D8%B2%D8%A7%D9%84%DB%8C
و
https://www.msu.edu/~heslipst/contents/ANP440/bahrelghazali.htm
و
Lebatard AE, Bourlès DL, Duringer P, Jolivet M, Braucher R, et al. (2008) Cosmogenic nuclide dating of Sahelanthropus tchadensis and Australopithecus bahrelghazali: Mio-Pliocene hominids from Chad. Proc Natl Acad Sci U S A 105: 3226–3231.


47 - 
http://science.howstuffworks.com/environmental/earth/geology/carbon-141.htm
و
http://en.wikipedia.org/wiki/Radiocarbon_dating
و
http://www.answers.com/topic/radiocarbon-dating


48 - 
http://en.wikipedia.org/wiki/Beryllium-10
و
http://www.answers.com/topic/beryllium-10


49 - 
G.B. Dalrymple, The Age of the Earth (1991, Stanford, CA, Stanford University Press), Pages 132 - 134.
و
G.B. Dalrymple, "40Ar/36Ar Analyses of Historic Lava Flows," Earth and Planetary Science Letters, 6 (1969): pp. 47-55.


50 - 
G.B. Dalrymple, "40Ar/36Ar Analyses of Historic Lava Flows," Earth and Planetary Science Letters, 6 (1969): pp. 47-55.
و
http://www.gate.net/~rwms/AgeEarth.html
و
http://en.wikipedia.org/wiki/Xenolith
و
http://www.answers.com/topic/xenolith


51 - 
http://en.wikipedia.org/wiki/Xenolith
و
http://www.answers.com/topic/xenolith



52 - 
Chih-An Huh. Dependence of the Decay Rate of 7Be on Chemical Forms. Earth and Planetary Science Letters 171 (1999): 325-28.
و
Liu L, Huh C. Effect of pressure on the decay rate of 7Be. Earth Planet. Sci Lett, 2000, 180: 163-167.
و
Jenkins, J.H., Fischbach, E., Buncher, J.B., Gruenwald, J.T., Krause, D.E. & Mattes, J.J., Evidence of Correlations Between Nuclear Decay Rates and Earth-Sun Distance. Astroparticle Physics, 2009. 32(1): p. 42-46.
و
D.E. Alburger, G. Harbottle, E.F. Norton,Half Life of 32Si. Earth Planet Sci. Lett. 78 (1986) 168.
و
H. Siegert, H. Schrader, U. Schِtzig, Half-Life Measurements of Europium Radionuclides and the Long-Term Stability of Detectors. Appl. Radiat. Isot. 49 (1998) 1397.
و
E. D. Falkenberg, “Radioactive Decay Caused by Neutrinos?” Apeiron, Vol. 8, No. 2, 2001, pp. 32-45.
و
Jenkins, J.H. and E. Fischbach, Perturbation of nuclear decay rates during the solar flare of 2006 December 13. Astroparticle Physics, 2009. 31(6): p. 407-411.



53 - 
Chih-An Huh. Dependence of the Decay Rate of 7Be on Chemical Forms. Earth and Planetary Science Letters 171 (1999): 325-28.
و
Liu L, Huh C. Effect of pressure on the decay rate of 7Be. Earth Planet. Sci Lett, 2000, 180: 163-167.
و
Jenkins, J.H., Fischbach, E., Buncher, J.B., Gruenwald, J.T., Krause, D.E. & Mattes, J.J., Evidence of Correlations Between Nuclear Decay Rates and Earth-Sun Distance. Astroparticle Physics, 2009. 32(1): p. 42-46.
و
D.E. Alburger, G. Harbottle, E.F. Norton,Half Life of 32Si. Earth Planet Sci. Lett. 78 (1986) 168.
و
H. Siegert, H. Schrader, U. Schِtzig, Half-Life Measurements of Europium Radionuclides and the Long-Term Stability of Detectors. Appl. Radiat. Isot. 49 (1998) 1397.
و
E. D. Falkenberg, “Radioactive Decay Caused by Neutrinos?” Apeiron, Vol. 8, No. 2, 2001, pp. 32-45.
و
Jenkins, J.H. and E. Fischbach, Perturbation of nuclear decay rates during the solar flare of 2006 December 13. Astroparticle Physics, 2009. 31(6): p. 407-411.



54 - 
Snelling, A. A. 1999. "Excess Argon": The "Archilles' Heel" of Potassium-Argon and Argon-Argon "Dating" of Volcanic Rocks. Acts & Facts. 28 (1).
و
Snelling, A.A., 1998. Andesite flows at Mt. Ngauruhoe, New Zealand, and the implications for potassium-argon ‘dating’. Proc. 4th ICC, pp. 503-525.
و
http://www.icr.org/research/index/researchp_as_r01/
و
Radioisotopes & the Age of the Earth (E-Book), Larry Vardiman. Andrew A. Snelling. Eugene F. Chaffin., Institute for Creation Society (Publisher), 2000, Page 128.


55 - 
Snelling, A. A. 1999. "Excess Argon": The "Archilles' Heel" of Potassium-Argon and Argon-Argon "Dating" of Volcanic Rocks. Acts & Facts. 28 (1).
و
Snelling, A.A., 1998. Andesite flows at Mt. Ngauruhoe, New Zealand, and the implications for potassium-argon ‘dating’. Proc. 4th ICC, pp. 503-525.
و
http://www.icr.org/research/index/researchp_as_r01/
و
Radioisotopes & the Age of the Earth (E-Book), Larry Vardiman. Andrew A. Snelling. Eugene F. Chaffin., Institute for Creation Society (Publisher), 2000, Page 128.



56 - 
http://en.wikipedia.org/wiki/Tyrannosaurus
و
http://www.answers.com/topic/tyrannosaur
و
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%B1


57 - 
http://en.wikipedia.org/wiki/Anasazisaurus
و
http://www.answers.com/topic/anasazisaurus
و
http://en.wikipedia.org/wiki/Naashoibitosaurus
و
http://www.answers.com/topic/naashoibitosaurus


58 - 
http://en.wikipedia.org/wiki/Australopithecus_bahrelghazali
و
http://www.answers.com/topic/australopithecus-bahrelghazali
و
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%BE%DB%8C_%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%BA%D8%B2%D8%A7%D9%84%DB%8C
و
http://en.wikipedia.org/wiki/Kenyanthropus
و
http://www.answers.com/topic/kenyanthropus-platyops
و
http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85_%D9%BE%D8%AE%D8%AA%E2%80%8C%D8%B1%D8%AE


59 - 
http://www.sciencemag.org/content/328/5975/195.abstract
و
http://en.wikipedia.org/wiki/Australopithecus_sediba
و
http://www.answers.com/topic/australopithecus-sediba


60 - 
http://en.wikipedia.org/wiki/Amino_acid_dating
و
http://www.answers.com/topic/amino-acid-dating-1


61 - 
http://grisda.org/origins/12008.htm
و
http://www.creation-science-prophecy.com/amino/
و
http://en.wikipedia.org/wiki/Amino_acid_dating
و
http://www.answers.com/topic/amino-acid-dating-1


62 - 
http://grisda.org/origins/12008.htm
و
http://www.creation-science-prophecy.com/amino/
و
http://en.wikipedia.org/wiki/Amino_acid_dating
و
http://www.answers.com/topic/amino-acid-dating-1


63 - 
http://grisda.org/origins/12008.htm
و
http://www.creation-science-prophecy.com/amino/
و
http://en.wikipedia.org/wiki/Amino_acid_dating
و
http://www.answers.com/topic/amino-acid-dating-1


64 - 
http://en.wikipedia.org/wiki/Young_Earth_creationism
و
http://www.answers.com/topic/young-earth-creationism


65 - 
http://en.wikipedia.org/wiki/Young_Earth_creationism
و
http://www.answers.com/topic/young-earth-creationism


66 - 
http://www.ghadeer.org/aqaed/raz_afrinsh/323-0001.htm


67 - 
http://www.ghadeer.org/aqaed/raz_afrinsh/323-0001.htm




s

  • flat earth

نظرات  (۵۳)

سلام علیکم
تمامی قسمت های مقاله رو مطالعه کردم. نویسنده مدعی هستند از اساتید دانشکده پزشکی هستند و در واقع تیمی ار محققین دانشگاه تیپ یک پزشکی هستند بنده مطلقا باور نمی کنم. ادعاهای  ایشون که کل بنیان علم فیزیک رو مردود اعلام میکنند در حالی که ما هر روز در آزمایشگاه عملا اونها رو به چشم میبینیم و با دستان خودمون انجام میدیم. به هر حال این نظریه بیدی نیست که با این بادها بلرزد چون نه تنها اثبات شده بلکه هر روز و هر روز اثبات میشه.  تازه به فرض محال که مردود بشه چه چیز جایگزین دیگری میتونه وجود داشته باشه؟  این تنها نظریه کاربردی هستش که میتونه تنوع زیستی رو با موفقیت توجیه کنه اونم اگه فرض محال بگیریم که هر روز در آزمایشگاه دیده نمیشه که میشه. بنده سیاستمدار نیستم اما به عنوان یک دانشمند و محقق که از نظر مالی به لطف خدا مشکلی ندارم و باز به لطف حضرت حق این توفیق رو دارم که عمرم رو در راه خدمت خلق و کم کردن درد و رنج بیماریهای خلق و حیوانات دیگر صرف کنم  بدون نگرانی مالی,واقعا نگران آینده عده ای هستم که این جور غرض ورزی ها رو باور میکنند. خداوند کمکون  کنه. 
روز بر شما خوش.
پاسخ:
سلام
لطفا مقاله ای برای نقد مقاله ایشون بنویسید تا برای ایشون ارسال کنم البته خودتون هم میتونید ارسال کنید
با سلام 
جایی نوشته بودید که روز و شب قبل از آفرینش خورشید وجود داشته اند. 
اینقدر مطلب زیاد دارید که هرچی گشتم نتونستم توضیحات شما رو در این مورد پیدا کنم. 
میشه مجددا توضیح بفرمایید 
پاسخ:
سلام
بله! این موضوع بسیار عجیبه! هنوز مطالب زیادی درباره این موضوع وجود نداره اما یکسری از افراد بر طبق آیات قرآن اینطور نتیجه گیری کردن که خورشید و ماه قبل از شب و روز به وجود آمدند همانطور که در تورات هم ذکر شده! یعنی در صورت نبود خورشید، در طول روز همیشه وضعیتی مانند صبح زود که هنوز خورشید در آسمان قابل مشاهده نیست ولی آسمان روشنه خواهیم داشت.

جناب موسی

شما عرایض بنده رو نارسا دریافت کردین و برداشت تون از فرضیه تکامل کاملا غلطه

اسم این فرضیه تحول انواع است یا تکامل انواع.

ولی برداشت شما تفاوت بین افراد یه نوع هست که اصلا هیچ نوع تکامل و تحول توش نیست. و منظور داروین هم این نبود.

بنده نگفتم تفاوتی در بین رنگ انسانها نیست بنده ادعا هم نکردم که مردم دارای نژادهایی هستند بلکه مدعی هستم که نژادها ساختگی و ذهنی است و چینی با افریقایی دو نژاد مختلف نیستند بحث نژاد یه بحث ذهنی استعماری است نه حقیقی.

رنگ پوست سفید و سیاه در اثر تحولات طبیعی و اجتماعی می تونن به هم تبدیل بشن

تکامل در فکر بشر همیشه رخ میشه حتی دم به دم و برای همین بشر دارای علم میشه.

ولی تکامل در اندامها محاله

اگه شما مثالی بزنید که مثلا موجود زنده  الف در اثر طی زمان ایکس تبدیل به موجود زنده ب شده است و نوع اون موجود به کل تغییر کرده است(یعنی گونه طبقه بندی زیست شناختی اون تغییر کرده باشه مثلا خزنده ای 4 پا تبدیل به پرنده 2 پا شده است) در اونصورت مثالی از تحول انواع که مورد نظر داروین بود زده اید. او هم گفت همه موجودات از تک سلولی در دوران قدیم بوجود آمده اند و اون یه تک سلولی پدر همه موجودات زنده است.

ولی خدا میگه نه. اقلا تا اونجایی که سراغ دارم در مورد بشر چنین نیست.

همنیطور برخی از بنی اسرائیل(از اجداد داروین) به دلیل مراعات نکردن احکام روز شنبه، تبدیل به میمون شده اند(برعکس نظر داروین).

حال با این فرض شما بنده می پرسم طبیعتا موجود غیر کامل الف که توانایی سازگاری در طبیعت رو نداشته باید منقرض شده باشه. ولی مشکل اینه که امروزه هم الف هست و هم ب. پس تکامل یا تحول انواع صورت نگرفته است بلکه این اشتباه ماست که تا هر 4 پایی می بینیم می گیم باید پدرشون فلان 4پا بوده باشه و... نهایتا همه شونو به یک تک سلولی در بعد از بیگ بنگ وصله می کنیم.

باز می پرسم پس چرا همون تک سلولیی که مدعی هستید کل موجودات زنده جهان از اون زائیده شده، و ماموریتش هم که تموم شده و خودش هم که مغلوب بوده زندگی میکنه؟

پس چرا هنوز آغازیان هم به همراه موجوداتی که ملیونها سال قبل تکامل یافته اند هستند؟

نتیجه اینکه همه موجودات از اول بوده اند.

درسته که در دنیا داره تعداد گونه ها، سال به سال کاهش پیدا می کنه و ممکنه روزی برسه که انواع موجودات زنده به تعداد انگشت شمار برسه ولی برعکسش محاله یعنی نمی بینین که اقلا در طی 100 سال گذشته موجود جدیدی به جهان اضافه شده باشه بلکه هزاران گونه از بین رفته اند و جدیدی اضافه نشده.

تغییر رنگ و قد و ظاهر افراد و بلندی مو و عمل لب و بینی و ... هرگز نمی تونه گونه یا نوعی از یک موجود ایجاد کنه چون سلولهای بنیادی هر چیزی بنیادی هستند.

برعکس نظریه داروین وقتی هم که یه نوع جدیدی بوجود میاد مثلا یه گوساله 8 پایی به دنیا میاد نه تنها قوی نیست بلکه بعد از تولد بلافاصله هم میمیره

اینا نشون میدن که برعکس نظریه داروین، جریان داره، ولی خود نظریه ش هرگز.

ممنون اما من باز متوجه نشدم چطور این اتفاق میفته.  بسیار سپاسگزار میشم اگر در مورد چگونگی روز و شب بدون خورشید توضیح بفرمایید. 
چون همونطور که گفتید طبق کتاب های مقدس اول روز و شب آفریده شدن بعد خورشید.
یعنی ممکنه که این نور کمرنگ که گفتید مربوط به گنبد آسمان باشه که میچرخه. 
پاسخ:
سلام
احتمالا باید از خود گنبد باشه من اطلاعات زیادی ندارم باید بیشتر مطالعه کنم
جناب عربگری عزیز اولا در نوشته شما تناقض عجیب وجود داره شما می گید الان در طبیعت موجوداتی هستن که نتونستن خودشونو با طبیعت طبیق بدن و هنوز زنده هستن!!! من نمی دونم چطور همچین حرف عجیبی ممکنه! دوست عزیز شما چون مدام از کلمه تکامل استفاده می کنید دچار اشتباه شدید اسم صحیح فرگشت یا دگر گونش هستش نه تکامل به معنی کامل تر شدن یعنی از نظر این نظریه انسان به هیچ عنوان کامل تر و قوی تر از اون تک سلولی نیست بلکه هر کدام از این گونه ها با توجه به محیط اطرافشون و نوع تهدیداتشون به نوعی کامل ترین ((اون محیط)) هستن. اما در مورد این حرف شما که می گید چرا  تغییر رو ما با چشم نمی بینیم دلیل واضح هستش چون شما مفهوم زمان رو درست درک نمی کنید اصولا انقدر این تغییرات کند هستش که در طول عمر انسان هیچ چیزی احساس نمی شه حرف شما مانند کسی هستش که دره ای رو که ناشی از فرسایش خاک توسط اب در طول میلیون ها سال تشکیل شده رو بهش نشون بدن و طرف برگرده بگه این دروغه چون من هر وقت با شلنگ اب زمینو میشورم دره به وجود نمی آد!! دوست من چکه های اب در زمان طولانی حتی سخترین سنگو سوراخ میکنه ولی اصلا با چشم وگذر چند سال عمر قابل مشاهده نیست! این می شه مفهوم زمان اما در مورد اون مثال که من در مورد تفاوت انسان ها زدم بله حرف شما درسته اون تفاوت ها در یک گونه هستش ولی باید بدونید تفاوت های ظاهری یا به اصطلاح فتوتیپ تنها در صورتی به وجودمی ان که ژنوتیپ یک گونه تغییر کنه و تفاوت های مستمر ژنوتیپ (ژنوم) در طول زمان باعث تشکیل گونه جدیدی میشه یعنی امکان نداره شما بگید ژن ها هیچ تغییری با گذر زمان نمی کن ولی ظاهر گونه ها همین جوری الکی تغییر میکنه! واین پذیرش ناگزیر ژنوم سنگ بنای اولیه فرگشت هستش. حالا یک مثال دیگه میزنم حتما شما شنیدید که زبان شناسان میگن فرضا زبان فارسی و انگلیسی از هم مشتق شده اند ولی در ظاهر این خیلی عجیبه چون اگه یک نفر فارسی و یکی انگلیسی حرف بزنه هیچ کدوم هیچی از حرفای هم نمی فهمن! حالا یکم نزدیک تر میشیم مثلا در زبان ترکی گویش های مختلفی بین مناطق مختلف وجود داره که فرضا ترک قزوین خیلی به سختی می تونه با ترک اردبیل ارتباط برقرار کنه در حالی که کاملا مشخصه این دو گویش از هم مشتق شدن! خوب دلیل این مثال ها که زدیم چیه؟ پاسخ مشخصه زبان در طول تاریخ تحول پیدا می کنه حالا اگر به دلایلی بین مردمی بایک زبان مشترک جدایی منطقه ای پیش بیاد چون این تحولات زبانی منفک از هم ایجاد میشه رفته رفته این تحولات اونقدر زیاد می شه که در اوایل در صورت برخود بین افراد دو منطقه فهمیدن زبان مشترک هم بسیار سخت و در نهایت این تفاوت ها اینقدر زیاد میشه که هیچی از زبان هم نمی فهمن! این اتفاق در فرگشت هم می افته وقتی دیک گونه مشترک جدا از هم می افتن فرضا گروهی در افریقا می مونن و گروه دوم به اروپا مهاجرت میکنن تغییراتشون به صورت جدا از هم اتفاق می افته حالا چون شرایط گروه اول همون شرایط اولیه هستش ریتم تغیرات در اونها ثابت بسار کندتر هستش و انتخاب طبیعی برای تغییرات امتیازی قائل نمی شه ولی به دلیل نیاز به سازگاری با محیط در گروه دوم انتخاب طبیعی به تغییراتی مثبت امتیاز میده و باعث میشه رفته رفته گروه دوم اونقدر تغییر کنه که دیگه نشه باور کرد اونا با گروه اول ریشه مشترک دارن! اما در مورد انقراض در طی سالیان گذشته اینو باید در نظر داشته باشید که فعالیت های مخرب انسان ها در طی دو قرن اخیر باعث شده بسیاری از گونه ها به شکل وحشت ناکی در خطر قرار بگیرن که این بی سابقه بوده مثلا جنگل زدایی سریع باعث میشه گونه فلان دارکوب نتونه اشیانه درست کنه و باعث نابودیش میشه و سرعت تغییرات اونقدر زیاده که نمی تونه در زمان کوتاه خودشو با محیط سازگار کنه هرچند که انقراض گونه ها محدود به الان و تغییرات انسان نیست و همیشه در جریان بوده در ضمن همین حرف خودتون در مورد انقراض گونه با اون حرف عجیبتون که میگید گونه هایی هستن که نتونستن خودشون و با محیط طبیق بدن و هنوز هستن!!! در تناقض هستش
سلام علیکم. آیا اندازه گنبد آسمان مشخص هست که چقدره؟  
پاسخ:
سلام اندازه خیر

موسای عزیز

25- در مورد نظریه داروین نمیدونم این کلمه فرگشتو از نوشته های دارین یافتی یا از ساخته های آشوری و هرندی و کسروی و حدادعادل، به هر حال اصل ماجرا رو که فرمایشات چارلز داروین هست ول کرده و چسبیدی به کلمه ش، که اصرار داری عربها غلط نامگذاری کردن بلکه باید میومدن و از ایرانیا کلمه فرگشت و برگشت و... رو برای Evolution  می خریدند! ایرانیانی که 70% کلماتشون عربیه!
نمیدونم اگه همون Evolution  بگم شما باز اشکال کلمه ای خواهی گرفت یا نه!
25- شما اگه به قرآن اعتقاد داری قرآن که گفته آدمو مستقیما مثل عیسی با دست خودش ساخته و زنش هم از اون درست کرده نه از تک سلولی. و این غلط بودن فرگشت انسان از تک سلولی رو ثابت می کنه.

26- همچنین چرا طبق قرآن، تبدیل بنی اسرائیل به میمون رو قبول نمیکنی ولی دوست داری بگی که داروین میگه مردم از میمون ساخته شدن؟

27- بنده کجا منکر تاثیر طول زمان در چیزایی مثل دره و... شدم که از طرف من ادعا می کنی و خودت هم ردش می کنی؟

زمان در همه چیز تاثیر میذاره ولی گونه جانورانو به گونه جدیدی تبدیل نمی کنه اگه هم بشه تجربه میگه این گونه جدیده که نابود میشه نه گونه قبلی.

28- می خوام بپرسم اگه به من تذکر میدی که فرایند فرگشت، شدیدا در حد ملیونها سال، زمانبره و قابل لمس برای بشر نیست پس در این بین، شما و چارلز داروین، چه جوری اونو متوجه شدین؟؟؟

29- همچنین جواب ندادی وقتی همه موجودات از آغازیان ایجاد شده اند پس چرا آغازیان خودشان هنوز هم هستند مگه در طی ملیونها سال مثلا به قورباغه تبدیل نشده بودند؟؟؟

30- جناب موسی، اگه شما تازه چند ساله داری نظریه داروینو می خونی و برات شگفت انگیز شده ولی ما 35 سال پیش دفنش کردیم. چند سال قبل دانش آموز پیشدانشگاهی تجربی بود که برای شکست من هر چی در مورد این فرضیه بود خوند تا برام جوابی دندان شکن بده و ا زدبیرای زیستش و... کمک گرفت ولی خودش هنوز قانع نشده تا به سراغ من بیاد الان سال شوم پزشکیه ولی هر دفعه میگه یه روز اطلاعاتم کامل میشه مطمئنم که باید اون فرضیه درست باشه!

ولی من هم منتظرم همچنان.

31- هدف از طراحی اون فرضیه ضربه فنی کردن دین برای احاطه بیشتر استعمار بر کشور های مستعمره بود که ظاهرا موفق شدن.

جناب عربگری
متاسفانه شما به خاطر اعتقادتون اصلا حاضر نیستید به حرف من توجه کنید
اولا درمورد کلمه فرگشت یا دگرگونش یا تکامل مشکل من عربی و فارسی بودن اونا نیست مشکل در معنای اوناست یعنی همین کلمه تکامل باعث شده شما متوجه حرف من نشید وقتی که اسم تکامل میاد انسان فکر میکنه که به قول شما تک سلولی کامل تر از قورباقه هست که کاملا اشتباه هستش می تونید بگید قورباقه پیچیده تر از تک سلولی هستش ولی به هیچ عنوان کامل تر نیست مثل این می مونه که کسی بگه یخچال کامل تر از فندک هستش!! این اشتباهه و همین اشتباه باعث شده که شما مدام بگید حالا که قورباقه کامل تر از تک سلولی هستش چرا تک سلولی ناقص و مردنی هنوز وجود داره!! دوست عزیز هم تک سلولی کامل هستش و هم قورباقه.
دوما مورد اینکه می گید من 35 سال پیش این نظریه رو خاکش کردم با عرض تاسف باید بگم شما نه الان و نه 35 سال پیش اصلا فرگشتو نفهمید که خاکش کنید
سوما شما نه تنها فرگشت که حتی معنی علم رو هم نمی دونید مدام فکر میکنید که افرد در علم وقتی می خوان در مورد فرگشت حرف بزنن می گن قال داروین (ع) ! نه عزیزم در علم هیچ کس معصوم نیست و تمام گفته ها باید راستی آزمایی بشن برای همین ممکنه بسیاری از حرف های داروین در مورد فرگشت اشتباه باشه که همین الان در هیچ دانشگاهی تدریس نشه اون چیزی که مشخص هستش اصل نظریه فرگشت و انتخاب طبیعی به دلایل مختلف ثابت شده ملاک اون ونظریات جدید علمی هستش برای مثال لامارک این فرضیه رو داد که تغییرات در گونه ها به علت تغییرات اکتسابی در طول زندگی گونه ایجاد میشه مثلا زرافه چون نیاز به کشیدن گردنش برای خوردن برگ درختان داشته گردنش کم کم دراز شده وبعد محققا شروع به راستی آزمایی این فرضیه کردن و متوجه شدن کاملا اشتباه هستش برای همین به هیچ عنوان به عنوان حقیقت علمی مورد پذیرش قرا نگرفته حالا شما بیان بیگن فرضا لامارک  یا داروین چی گفته اصلا اهمیت نداره داروین صد و پنچاه سال پیش چی گفته اون چیزی که اهمیت داره اینه که داروین چه چیز(( اثبات شده ودرستی)) گفته.
چهارما من کاملا باز زدن مثال برای تقریب ذهن (مثال زبان شناسی) به شما گفتم که چرا گونه ها متکثر میشن
پنجما اینکه می گید اگه این فرایند زمان بر هستش شما چطور متوجه اون شدید من اونم در قالب مثال می گم اگه یه وقتی یه کارگاه میره سر صحنه قتل و با تحقیقات قاتلو شناسایی میکنه قاضی به کارگاه میگه مگه تو اونجا بودی؟ و با چشمات دیدی؟!!! کارگاه چی جواب می ده؟ میگه من اونجا نبودم و ندیدم ولی از شواهد به جا مونده این نتیجه رو گرفتم درست مثل فرگشت که شواهد غیر قابل انکاری ( از جمله ژن ها فسیل ها و...)به جا گذاشته
ششم  در مورد اعتقادات مذهبی باید بگم که از نظر اغلب افردا از جمله مرتضی مطهری فرگشت تناقضی با قران نداره! چون داستان ادم و حوا رو نمادین می دونن و در ضمن در غیر این صورت صحبت های این دوستمون در مورد زمیین تخت طبق قران هم بپذیریم!!
هفتم در زمان داروین هنوز ژن ها کشف نشده بودن و کشف ژن تاییدی بزرگ بر نظریه فرگشت هستش همین الان انسان دست به تغییر گونه ها به وسیله تغییر ژنتیکی زده (فرگشت مصنوعی) و بازم جالبه که بدونید یک سری تحقیقات در جریان هستش تا به وسیله اون دوباره بتون ماموت هارو با مهندسی معکوس تولید کنن که طبق پیش بینی ها تنها دو سه سال تا اون موقع فاصله داریم هرچند اون موقع هم افرادی مثل شما خواهند گفت فرگشت میتونه موجودات نزدیک به هم به وجود بیاره ولی نمی تونه موجودات دور از هم رو به وجود بیاره!
هشتم در پایان بهتون توصیه می کنم اگه خواستید چیزی رو رد کنید ابتدا کامل اونو بفهمید!

اقای عربگری
حالا که یه سری از افردا دقیقا طبق ادعا های خودتون دارن می گن زمین تخت هستش و تمام چیزهای علمی طبق قران دروغ هستش یکم به خودتون بیاین و در نظریات خودتون در مورد تکامل هم شک کنید!
می بیند راه توهم توطئه به کجا ختم می شه؟
حالا من فقط یه چیز ذهنمو درگیر کرده اون اینه که چرا این متوهمین چرا هیچ وقت نمی گنن شاید این داستان زمین تخت توطئه باشه!!! خخخخ

دروغی به نام evolution  یا تحول انواع یا فرگشت

دکتر پل راجرز

در سمیناری که در دانشگاه شیکاگو در زمینه مورفولوژی evolutional morphology برگزار شد، دانشمند برجسته‌، دکتر پاترسون‌، سؤال ساده‌ای مطرح کرد: آیا در اینجا کسی هست که بتواند در مورد evolution‌، نکته‌ای قطعی و ثابت‌شده را عنوان کند؟? سکوتی طولانی بر فضای تالار حکمفرما شد. سرانجام شخصی از گوشه‌ای گفت‌: ?من یک چیز را با قطع و یقین می‌دانم‌: اینکه evolution را نباید در مدارس تدریس کرد !?

با اینکه بسیاری از مردم عادی بر این باورند که evolution پدیده‌ای علمی و اثبات‌شده می‌باشد، واقعیت این است که بعد از گذشت 150 سال‌، evolution فرضیه‌ای است اثبات‌نشده و بدون سندیت‌. در واقع باید گفت که قرائن و شواهد بسیاری‌ evolution را رد می‌کنند.

فرضیه evolution که نخستین بار توسط چارلز داروین در کتابش به‌نام "اصل انواع‌" مطرح شد، این نظر را پیش می‌نهد که موجودات زنده از اَشکال ساده نظیر باکتری‌، به اَشکال پیچیده‌تر نظیر انسان evolution یافته‌اند. این تحول و evolution زاییده تصادف بوده است‌؛ نخستین مولکول نیز در اثر تصادم اتم‌ها در یک ملغمه ابتدایی به‌وجود آمده است‌. نتیجه این امر پیدایی موجودات زنده بوده است‌.

نابسندگی شواهد و دلایل‌

تأثیر و نفود فرضیه evolution را نمی‌توان دست‌کم گرفت‌؛ این فرضیه طرز تفکر انسان‌ها را درباره جهان و وجود خودشان دگرگون کرده است‌. اما اکنون بعد از گذشت 150 سال‌، evolution هنوز در سطح یک فرضیه باقی مانده است‌، و هنگامی‌که شواهد و دلایل مطرح‌شده را موشکافانه بررسی می‌کنید، پی می‌برید که چقدر نابسنده و غیرقطعی هستند.

فسیل‌ها evolution را اثبات نمی‌کنند

?فسیل‌ها گواه بر evolution می‌باشند!? این ادعایی بوده که دانشمندان با صدایی بلند عنوان می‌کردند. اما مشکلی که در مورد فسیل‌ها وجود دارد، این است که میان حیواناتی که فسیل‌ها گواه بر وجود آنها هستند، و حیوانات همنوعشان در عصر ما، هیچ فسیلِ میانی وجود ندارد، گویی حیوانات اولیه ناگهان به‌صورت حیوانات امروزی تحول و evolution یافته‌اند. داروین نیز خود متوجه این نقصان در فرضیه خود بود، اما بر این باور بود که یک روز فسیل‌های میانی یافت خواهند شد. هنوز بعد از گذشت 150 سال‌، فسیلی دال بر وجود حیوانات میانی و در حال evolution یافت نشده است‌.

دانشمندان معتقد به evolution برای رفع این نقیصه‌، این نظر را مطرح کردند که تحول با چنان سرعتی رخ داد که فسیلی از آنها باقی نمانده است‌. طبعاً دلیل و مدرکی علمی در این زمینه وجود ندارد.

"هومولوژی‌" evolution را اثبات نمی‌کند

هومولوژی نظریه‌ای است که معتقد است‌ ارگانیزم‌های زنده‌ای که از ساختاری همسان برخوردارند، از یک اصل واحد ناشی شده‌اند و به این ترتیب این نظریه‌، evolution را اثبات می‌کند.

مشکل در اینجاست که نمونه‌های فراوانی با این نظریه تناقض دارند. به‌عنوان مثال‌، بافت کلیوی جانداران را در نظر بگیرید. کلیه‌های ماهی دارای شکل جنینی کاملاً متفاوتی با خزندگان و پستان‌داران می‌باشند. ممکن نیست که آنها از یک ساختار ناشی شده باشند.

یا به دستگاه گوارش توجه کنیم‌. اگر همه جانداران از یک اصل ناشی شده‌اند، evolution و تحول این دستگاه در جانداران مختلف نیز می‌بایست یکسان باشد. اما عکس این صادق است‌. کوسه‌، قورباغه‌، خزندگان‌، و پرندگان‌، دارای دستگاه گوارشی‌ای هستند که به‌گونه‌ای متفاوت تحول یافته‌اند. نمونه‌های بسیار دیگری می‌توان برای این امر آورد.

زائده‌ها evolution را اثبات نمی‌کنند

evolution‌گرایان بر این نظر پا می‌فشردند که بدن جانداران دارای اندام‌هایی است که امروز دیگر کاربردی ندارند. اندام‌هایی مثل آپاندیس و لایه‌های نیمه‌کروی در چشم زائده نامید شده‌اند زیرا در زمان داروین تصور می‌شد که اینها بلامصرف می‌باشند. طبق این نظریه‌، این اندام‌ها در دوره‌های اولیه هستی کاربردی داشته‌اند، اما به‌تدریج که انسان خود را با محیط سازگار ساخت‌، کاربرد خود را از دست دادند. به‌عقیده این دسته از دانشمندان‌، آنها اکنون شاهدی هستند بر آنچه قبلاً بودیم‌.

باز در این مورد هم شواهد، علیه این نظریه هستند. تمام آنچه که زائده نامیده شده‌، امروز نیز کاربردی مفید دارند. آپاندیس در واقع غده‌ای است لنفاوی‌، و لایه نیمه‌کروی نیز همچون یک قاشقک‌، اشیاء خارجی را از داخل چشم جمع‌آوری می‌کند. بسیاری از ما شنیده‌ایم که انسان قبلاً دُم داشته است‌. این حرف خنده‌دار است‌. ستون فقرات انسان دارای 33 مهره است‌. هیچ شاهدی بر این مدعا وجود ندارد که او قبلاً 34 مهره داشته است‌. فردی به‌اسم هِکل بود که نظریه دم انسان را پیش نهاد؛ او بعدها توسط دانشگاه خودش محکوم به تقلب شد!

زیست‌شناسی مولکولی بیش از سایر عوامل‌، evolution را رد می‌کند!

چیزی به‌نام شکل ساده حیات وجود ندارد

در روزگار داروین این عقیده رواج داشت که حیات از اَشکال ساده‌تر به‌سوی اشکال پیچیده‌تر حرکت می‌کند. علم امروزه ثابت کرده است که چیزی به‌نام ? شکل ساده حیات‌ ? وجود ندارد. حتی ساده‌ترین سلول باکتری به‌گونه‌ای باورنکردنی پیچیده است‌. آنچه که سلول‌های ساده نامیده می‌شود، شامل DNA و RNA و پروتئین می‌باشد که به یکدیگر وابسته و مرتبط هستند. در واقع‌، تمام سیستم‌های بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی به یکدیگر وابسته می‌باشند. لذا این تصور evolution‌گرایان که اندام‌ها به‌گونه‌ای مستقل تحول می‌یابند، پذیرفتنی نیست‌.

اَشکال میانی وجود ندارد

نه فقط فسیل‌های میانی یافت نشده‌، بلکه زیست‌شناسی مولکولی نیز با قطعیت ثابت کرده که در سطح بیوشیمی نیز شکل میانی وجود ندارد.

به‌این ترتیب‌، مثلاً پروتئین‌ها هیچگاه از یک مرحله تا مرحله دیگر تحول نمی‌یابند، بلکه همیشه از نوع تا نوع دیگر تحول پیدا می‌کنند. پروتئین‌ها از اسید آمینه درست شده‌اند. اگر آنها مانند مهره‌های رنگی در یک گردنبند تصور کنیم، طبق نظر evolution‌گرایان‌، پروتئین وقتی به انواع پیشرفته‌تر تبدیل شود، باید مهره‌ای به این "گردنبند" پروتئین اضافه شود. بنابراین‌، باید طبعاً انتظار داشت که در جانداران پیشرفته‌تر، مهره‌های بیشتری بر گردنبند پروتئینی وجود داشته باشد. اما در عمل اینطور نیست‌. مثلاً بیایید انسان را با دو نوع ماهی مقایسه کنیم (با توجه به اینکه ماهی در طرح evolutional‌، پیش از انسان به‌وجود آمده است‌): ماهی بدون آرواره (که در سیر evolution بسیار قدیمی‌تر است‌) و ماهی آرواره‌دار که جدیدتر است‌. با کمال تعجب می‌بینیم که پروتئین موجود در هموگلوبین انسان به پروتئین ماهی بدون آرواره بیشتر شبیه است تا به ماهی آرواره‌دار، در حالیکه طبق نظر evolution‌گرایان می‌بایست عکس این باشد.

سه میخ واپسین بر تابوت evolution

1 - عدم قطعیت در اثبات شواهد

همه شواهدی که مخالفین evolution در دست دارند، evolution را رد می‌کند. اما هیچیک از شواهدی که طرف‌داران evolution می‌کوشند ارائه دهند، قطعیت ندارد زیرا هیچگاه نمی‌توان آنها را در سیر طولانی evolution اثبات کرد. مثلاً نمی‌توان یک باکتری و یک ماهی را گرفت و گفت که آنها به مراحل مختلف evolution تعلق دارند، زیرا طبق نظر evolution‌گرایان‌، حیات از 300 میلیون سال پیش آغاز شده‌، و در این مدت هم باکتری تحول یافته و هم ماهی‌. هیچکس نمی‌تواند بگوید که باکتری ساده قبلاً چطور بوده‌، چون باکتری هم مانند ماهی تحول یافته است‌. این فرض که باکتری موجود ساده‌تری است‌، بی‌اساس است‌.

2 - نظم هرگز از بی‌نظمی ناشی نشده‌

طبق نظر evolution‌گرایان‌، نظم از بی‌نظمی اولیه به‌وجود آمده است‌. این ادعا کاملاً برخلاف قانون دوم ترمودینامیک است که می‌گوید هر سیستمی به‌سوی بی‌نظمی و اضمحلال فزاینده پیش می‌رود. این اصطلاحات بسیار علمی می‌باشند، اما ما خودمان در زندگی روزمره شاهد آن هستیم‌. هیچ استثنای شناخته‌شده‌ای در مورد این قانون وجود ندارد. اما evolution‌گرایان می‌کوشند تمام نظریه خود را بر یک استثناء استوار سازند.

3 - تصادفی استهزاءآمیز

فرضیه evolution، پیدایی حیات را یک تصادف می‌داند. از نظر آماری پیدایی حیات در اثر تصادف امری محال است‌. مثلاً در مورد پروتئینی که در هموگلوبین وجود دارد، این احتمال که اسیدهای آمینه به‌طرزی درست ترکیب شوند، 1 در 10 به توان 167 می‌باشد، چیزی که از نظر ریاضی غیرممکن است‌. تازه این فقط در مورد پروتئین موجود در هموگلوبین است‌.

کاهن اعظمِ evolution‌، ریچارد داوکینز، خودش پذیرفته که ?هر سلول شامل اطلاعات کدبندی‌شده دیجیتالی است که اطلاعات موجود در آن‌، بیشتر از مجموعه سی جلدی دائره‌المعارف بریتانیکا است‌.? او این را می‌پذیرد، با این‌حال معتقد است که باید انتظار داشت که افراد هوشمند باور کنند که کتاب پرحجمی چون دائره‌المعارف بریتانیکا در اثر یک تصادف به‌وجود آمده باشد!

فرضیه evolution در دادگاه دانش محکوم است‌. ما مسیحیان می‌توانیم مطمئن باشیم که تعلیم کلام خدا در مورد خلقت بسی متقاعدکننده‌تر از فرضیه evolution است‌. معتقدین به خلقت الهی نباید منتظر کشف فسیل‌های میانی باشند زیرا مخلوقات هر یک در نوع و جنس خود آفریده شده‌اند (پیدایش 1:‌21 و 24 و 25). معتقدین به خلقت الهی انتظار دارند که برای هر نوع و هر جنس از جانداران‌، ژن خاص خود آنها یافت شود. ایشان به بعضی از اندام‌های انسان به‌عنوان زائده نگاه نمی‌کنند. ایشان از پیچیدگی سلول‌ها آشفته‌خاطر نمی‌شوند بلکه از مهارت و عظمت خالقی که آنها را ساخته است در حیرت می‌افتند‌. و سرانجام‌، معتقدین به خلقت نیازی ندارند که منتظر تصادف و شانس شوند، زیرا می‌دانند که ? در ابتدا خدا آسمان‌ها و زمین را آفرید . ?.


منبع :انجمن فیزیک ایران

http://hupaa.com/20000000000002386/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84

 

آقای عربگری
متاسفانه دید شما هم مذهبیه و دگم و مطلق گراست.
نظریه فرگشت هنوز هم معتبر و بحث میشه روش دوست عزیز اگر نظریه فرگشت مدتها قبل دفن شده بود دیگه چرا الان در معتبرترین دانشگاههای دنیا دارن رو بحث و تبادل نظر میکنن؟!!!! ایراداتی داره درست اما یکی از بزرگترین دستاوردهای بشریه. من نمیدونم چرا شما همه چیز رو فراماسونری میبینید! آقاجان بحث استعمار و استثمار یک چیز دیگست 
البته حالا اینجا جایی نیست که آدم بخاد توضیح علمی بده... 
و اینکه اگر تلگرام مال آقای رسایی بود شما باهاش مشکلی نداشتی؟

لطفاً در مورد صوری که در نیمکره جنوبی دیده میشود توضیحاتی ارایه فرمائید و نام آنها چه میباشد و چرا در نیمکره شمالی دیده نمیشود؟؟؟؟

ستاره سیگما که در نیمکره جنوبی به عنوان ستاره قطبی شناخته میشود در مدل زمین تخت شما به چه صورت دیده میشود؟؟؟؟

پاسخ:
سلام
در نیمکره جنوبی شما میتونید 32 صورت فلکی رو ببینید مانند مرغ بهشتی و قنطورس و... این صورت های فلکی از قسمت های شمالی قابل رویت نیستند چون در قسمتی از گنبد آسمان قرار دارند که فقط از قسمت های جنوبی قابل مشاهده میشن درست مانند ابر های کوچک و بزرگ ماژلانی که فقط از نیمکره جنوبی دیده میشه و بسیار هم زیبا هستند. به عبارت دیگه این صورت های فلکی در میدان دید شمالی نیستند.
ستاره جنوبی هم مانند دیگر ستارگان هست و فرقی نداره اما گفته میشه ستاره جنوبی همون ستاره شمالی هست چون قدر ظاهری این ستاره از شمالی کمتره کمتره و برخی احتمال دادند باید انعکاس ستاره شمالی در سمت جنوب باشه.
آیات زیر نشون میدن که زمین همواره در حرکت رفت و برگشت است مثل شتر رام و نرم و غیر محسوس البته بسیار یاز آیات، کرویت زمینو ثابت می کنن ولی دوستان تو روز روشن میگن، می بینید شبه!

1- آیه 15 سوره ملک:

هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَإِلَیْهِ النُّشُورُ

اوست کسى که زمین را براى شما رام گردانید پس در گستره آن رهسپار شوید و از روزى ش بخورید و رستاخیز به سوى اوست(خدا).

ذلول یعنی شتر رام و فرمانبر
اگه قرار بود زمین ساکن باشه و خورشید بچرخه لزومی نبود از ذلول استفاده بشه
چون چیزی که ساکنه دلیلی برای ذلول نامیدنش نیست

2-
آیه 6 سوره نبأ:

أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا

آیا زمین را گهواره‏ اى نگردانیدیم

 

مهد و گهواره چیزی است که در حرکت رفت و برگشته و گرد هم هست و نرم حرکت می کنه ولی اغلب کودک متوجه اون حرکت نمی شه

3-
آیه 53 سوره طه:

 

الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَسَلَکَ لَکُمْ فِیهَا سُبُلًا وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْ نَبَاتٍ شَتَّى

همان کسى که زمین را برایتان گهواره‏ اى ساخت و براى شما در آن راهها ترسیم کرد و از آسمان آبى فرود آورد پس به وسیله آن رستنیهاى گوناگون جفت جفت بیرون آوردیم


4-
آیه 10 سوره زخرف:

 

الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَجَعَلَ لَکُمْ فِیهَا سُبُلًا لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ

همان کسى که این زمین را براى شما گهواره‏ اى گردانید و براى شما در آن راهها نهاد باشد که راه یابید

 

 

5- سوره یس:

 

به سیاق این آیات توجه کنید تا متوجه تفسیر به رأی دوستان تخت گرا شوید(آیات رو اغلب نباید به تنهایی معنا کرد بلکه در سیر آیات قبلی و بعدی منظور اصلی مشخص میشه):

 

سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنْفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا یَعْلَمُونَ ﴿۳۶﴾

پاک است کسی که از آنچه زمین مى ‏رویاند و از خودشان و از آنچه نمى‏ دانند همه را نر و ماده گردانیده است

 

وَآیَةٌ لَهُمُ اللَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُمْ مُظْلِمُونَ ﴿۳۷﴾

و نشانه‏ اى براى آنها شب است که روز را از آن برمى ‏کنیم و بناگاه آنان در تاریکى فرو مى ‏روند

 

وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ذَلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ ﴿۳۸﴾

و خورشید به قرارگاه ویژه خود روان است تقدیر آن عزیز دانا این است

 

وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ

و براى ماه منزلهایى معین کرده‏ ایم تا چون شاخک خشک خوشه خرما بپیچد

 

لَا الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهَا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ ﴿۴۰﴾

نه خورشید را سزد که به ماه رسد و نه شب بر روز پیشى جوید و هر کدام در سپهرى شناورند

 

وَآیَةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّیَّتَهُمْ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ ﴿۴۱﴾

و نشانه‏ اى براى آنان اینکه ما نیاکانشان را در کشتى انباشته سوار کردی

 

* نکته در سیاق این آیات اینه که از آیه 36 تا 40 د ر مورد طبیعت و نجوم حرف می زنه و بعد در انتهای داستان یعنی در ایه 40 میگه که کل اینها که بر شمردم(شامل زمین و خورشید و ماه) در سپهری شناورند

**ولی نکته زیبا تر در آیه بعدی است که همه اینها مقدمه اون هست یعنی آیه 41، که میگه یه نشونه دیگه اینکه نیاکان تونو سوار کشتی کردیم

یعنی ای مردم و تمام ازواج، شما هم مانند اون کشتی، در کشتی کره زمین نشسته و در فلکی اقیانوس گونه، شناور هستید و زمین همون کشتی شماست.

 

 

6- سوره انبیاء: سیاق این سوره نیز دقیقا مثل سوره یاسین هست:  

أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ ﴿۳۰﴾

آیا کسانى که کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختیم و هر چیز زنده‏ اى را از آب پدید آوردیم آیا ایمان نمى ‏آورند

 

وَجَعَلْنَا فِی الْأَرْضِ رَوَاسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِیهَا فِجَاجًا سُبُلًا لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ ﴿۳۱﴾

و در زمین کوههایى استوار نهادیم تا مبادا آنان را بجنباند و در آن راههایى فراخ پدید آوردیم باشد که راه یابند

 

وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آیَاتِهَا مُعْرِضُونَ ﴿۳۲﴾

و آسمان را سقفى محفوظ قرار دادیم در حالی که آنان از نشانه‏ هاى آن اعراض مى کنند

 

وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ ﴿۳۳﴾

و اوست آن کسى که شب و روز و خورشید و ماه را پدید آورده است هر کدام از این دو در مدارى شناورند

***ابتدا مرز بندی بین زمین و آسمانها گوشزد شده ****سپس گفته که کل این بساطی که برشمردیم در مدار خودشون شناور هستند.   من از کسی که کلام خدا رو وانهاده و دست به دامن کلام دشمنان قرآن شده انتظار ندارم معنای قرآنو جستجو کنن.
(لطفا اگه ممکنه فاصله بین خطوط متن بنده، حذف نشه)
پاسخ:
سلام لازم میدونم جدا از بقیه کامنت های شما این کامنت رو پاسخ بدم چون درباره قرآن هست و من نمیخوام مردم به اشتباه بیوفتند(بقیه مطالب به راحتی در کانال ما با یک سرچ قابل یافت هستند اما ما کمتر به آیات اشاره کردیم و آیات در کانال پخش هست بنابراین لازم میدونم یک توضیح بدم)
قبل از اینکه پاسخ متن شمارو بدم یکسری متن از کانال تلگرام میارم لطف کنید کامل بخونید متشکرم:

سوره  الحجر
وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَظَلُّوا فِیهِ یَعْرُجُونَ ﴿۱۴﴾ 

و اگر درى از آسمان بر آنان مى‏ گشودیم که همواره از آن بالا مى ‏رفتند


لَقَالُوا إِنَّمَا سُکِّرَتْ أَبْصَارُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ ﴿۱۵﴾

قطعا مى گفتند در حقیقت ما چشم‏بندى شده‏ ایم بلکه ما مردمى هستیم که افسون شده‏ ایم

وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِی السَّمَاءِ بُرُوجًا وَزَیَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِینَ ﴿۱۶﴾

و به یقین ما در آسمان برجهایى قرار دادیم و آن را براى تماشاگران آراستیم

وَحَفِظْنَاهَا مِنْ کُلِّ شَیْطَانٍ رَجِیمٍ ﴿۱۷﴾

و آن را از هر شیطان رانده‏ شده‏ اى حفظ کردیم


إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُبِینٌ ﴿۱۸﴾

مگر آن کس که دزدیده گوش فرا دهد که شهابى روشن او را دنبال مى ‏کند


وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَیْنَا فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنْبَتْنَا فِیهَا مِنْ کُلِّ شَیْءٍ مَوْزُونٍ ﴿۱۹﴾

و زمین را گسترانیدیم و در آن کوههاى استوار افکندیم و از هر چیز سنجیده‏ اى در آن رویانیدیم

سوره  قمر
فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُنْهَمِرٍ ﴿۱۱﴾
پس درهاى آسمان را به آبى ریزان گشودیم


سوره  النبیا

وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آیَاتِهَا مُعْرِضُونَ ﴿۳۲﴾
و آسمان را سقفى محفوظ قرار دادیم و[لى] آنان از [مطالعه در] نشانه‏ هاى آن اعراض مى کنند

وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ ﴿۳۳﴾
و اوست آن کسى که شب و روز و خورشید و ماه را پدید آورده است هر کدام از این دو در مدارى [معین] شناورند


سوره  الطور
وَالسَّقْفِ الْمَرْفُوعِ ﴿۵﴾
سوگند به بام بلند [آسمان

یَوْمَ تَمُورُ السَّمَاءُ مَوْرًا ﴿۹﴾
روزى که آسمان سخت به جنبش افتد

وَإِنْ یَرَوْا کِسْفًا مِنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا یَقُولُوا سَحَابٌ مَرْکُومٌ ﴿۴۴﴾
و اگر پاره ‏سنگى را در حال سقوط از آسمان ببینند مى‏ گویند ابرى متراکم است

سوره  الرحمن
الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ ﴿۵﴾
خورشید و ماه بر حسابى [روان]اند

وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ ﴿۷﴾
و آسمان را برافراشت و میزان را در عالم وضع فرمود


یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانْفُذُوا لَا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ ﴿۳۳﴾
اى گروه جنیان و انسیان اگر مى‏ توانید از کرانه ‏هاى آسمانها و زمین به بیرون رخنه کنید پس رخنه کنید [ولى] جز با [به دست آوردن] تسلطى رخنه نمى ‏کنید

یُرْسَلُ عَلَیْکُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنْتَصِرَانِ ﴿۳۵﴾
بر سر شما شراره ‏هایى از [نوع] تفته آهن و مس فرو فرستاده خواهد شد  تا  نصرت نیابید


فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّمَاءُ فَکَانَتْ وَرْدَةً کَالدِّهَانِ ﴿۳۷﴾
پس آنگاه که آسمان از هم شکافد و چون روغن گلگون گردد



سوره  الملک
وَلَقَدْ زَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّیَاطِینِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِیرِ ﴿۵﴾
و در حقیقت آسمان دنیا را با چراغهایى زینت دادیم و آن را مایه طرد شیاطین [= قواى مزاحم] گردانیدیم و براى آنها عذاب آتش فروزان آماده کرده‏ ایم

سوره  نوح
وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ بِسَاطًا ﴿۱۹﴾
و خدا زمین را برای شما فرشی گسترده قرار داد

سوره جن 
وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاءَ فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِیدًا وَشُهُبًا ﴿۸﴾
و  ما آسمان را لمس کردیم پس او را پر شده از نگهبان شدید و تیر ها یافتیم

سوره  النبا
وَفُتِحَتِ السَّمَاءُ فَکَانَتْ أَبْوَابًا ﴿۱۹﴾
و آسمان گشوده و درهایى [پدید] شود یا بصورت در های متعددی در آید

وَسُیِّرَتِ الْجِبَالُ فَکَانَتْ سَرَابًا ﴿۲۰﴾
و کوهها را روان کنند و [چون] سرابى گردند

سوره  النازعات
أَأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ بَنَاهَا ﴿۲۷﴾
آیا آفرینش شما دشوارتر است‏ یا آسمانى که [او] آن را بنا کرده است

رَفَعَ سَمْکَهَا فَسَوَّاهَا ﴿۲۸﴾
سقفش را برافراشت و آن را [به اندازه معین] درست کرد

وَأَغْطَشَ لَیْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا ﴿۲۹﴾
و شبش را تیره و روزش را آشکار گردانید

وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِکَ دَحَاهَا ﴿۳۰﴾
و پس از آن زمین را با غلتانیدن گسترد

وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا ﴿۳۲﴾
و کوهها را لنگر آن گردانید

سوره  النفطار
إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ ﴿۱﴾
آنگاه که آسمان زهم بشکافد

وَإِذَا الْکَوَاکِبُ انْتَثَرَتْ ﴿۲﴾
و آنگاه که اختران پراکنده شوند

سوره  الانشقاق
إِذَا السَّمَاءُ انْشَقَّتْ ﴿۱﴾
هنگامی که آسمان شکافته شود

وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ ﴿۳﴾
و آنگاه که زمین وسیع شود

وَأَلْقَتْ مَا فِیهَا وَتَخَلَّتْ ﴿۴﴾
و آنچه را که در آن است بیرون افکند و تهى شود

سوره  البروج
وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ ﴿۱﴾
سوگند به آسمان دارای کاخ های با عظمت



سوره فاطر
یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهَارِ وَیُولِجُ النَّهَارَ فِی اللَّیْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّى ذَلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ الْمُلْکُ وَالَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا یَمْلِکُونَ مِنْ قِطْمِیرٍ ﴿۱۳﴾
شب را به روز درمى ‏آورد و روز را به شب درمى ‏آورد و آفتاب و ماه را تسخیر کرده است [که] هر یک تا هنگامى معین روانند این است‏ خدا پروردگار شما فرمانروایى از آن اوست و کسانى را که بجز او مى‏ خوانید مالک پوست هسته خرمایى [هم] نیستند

سوره  طه
تَنْزِیلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى ﴿۴﴾
 نازل شده از جانب کسى که زمین و آسمانهاى بلند را آفریده است

سوره تکویر
إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ ﴿۱﴾
آنگاه که خورشید تاریک شود

وَإِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ ﴿۲﴾
و آنگه که ستارگان همى‏ تیره شوند

وَإِذَا الْجِبَالُ سُیِّرَتْ ﴿۳﴾
و آنگاه که کوهها به حرکت آیند

وَإِذَا السَّمَاءُ کُشِطَتْ ﴿۱۱﴾
و آنگاه که آسمان زجا کنده شود

سوره الغاشیه
وَإِلَى السَّمَاءِ کَیْفَ رُفِعَتْ ﴿۱۸﴾
و به آسمان که چگونه برافراشته شده

وَإِلَى الْأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ ﴿۲۰﴾
و به زمین که چگونه گسترده شده است

سوره حج
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی الْأَرْضِ وَالْفُلْکَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَیُمْسِکُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ ﴿۶۵﴾
آیا ندانسته ای که خدا آنچه را در زمین است و [نیز] کشتی ها را که به فرمان او در دریا روانند، برای شما رام و مسخّر کرده است؟ و آسمان را نگه می دارد که بر زمین نیفتد مگر به اذن او؟ یقیناً خدا به همه مردم رؤوف و مهربان است.



این آیات را لطفا با دقت بالایی بخوانید 
قرآن برای توصیف زمین همیشه از کلماتی مانند: وسیع، گسترده،پهن شده و... استفاده می کند! حال شما کلمات پهن و گسترده را در یک کره تصور کنید. 
یک کره هرگز دارای سطح مسطح و پهن نبوده، نیست و نخواهد بود. 
با فرض مدل کرویت زمین هرجایی از زمین که باشید درواقع بر روی انحنای زمین قرار دارید و آن جا گسترده نیست بلکه کاملا دارای انحنا با درجه معینی است پس کلماتی مانند گسترده، پهن و مسطح را اصلا برای یک کره با هر ابعادی که فکر میکنید در نظر نگیرید زیرا اصلا باهم جور در نخواهند آمد. 
یک کره هرگز پهن و گسترده نمیشود و پهن و گسترده و مسطح هم هرگز به معنای کروی بودن نیستند.

نکته دیگر توصیف آسمان در قرآن است! خداوند در قرآن آسمان را بلند، رفیع و محکم توصیف می کند. 
آسمانی که از انسان حفاظت میکند و کسی قادر به خروج از اطراف زمین و آسمان ها یا مرز زمین و آسمان ها نیست زیرا آسمان سقفی محفوظ و طاقی محکم است 
خداوند در قرآن فرموده آسمان را بلند و محکم آفریده و این آسمان در قیامت: شکاف بر می دارد، می شکند،تکان میخورد و به جنبش می افتد، از جای خود کنده میشود و فرو میریزد و حتی دارای در است که از آب فرو میریزد 
حال به کلمات بالا فکر کنید. 
این کلمات هرگز برای یک جو گازی استفاده نمی شوند و البته هر کسی میداند که کلماتی مانند کلمات بالا برای جسم به کار میروند! یک جسم سقف مانند و جامد و سخت و محکم. 
همچنین خداوند نمی گذارد تا آسمان به زمین سقوط کند. آسمان با فرض کرویت زمین چیست؟ 
دور تا دور کره زمین آسمان است! آسمان از کدام طرف نیافتد؟!! افتادن یعنی در اثر نیروی جاذبه چیزی از بالا بر یک سطح بیافتد! یک سیاره کروی بالا و پایین و زیر و رو ندارد! جاذبه از تمام جهات اعمال میشود و آسمان چیزی جز خطای دید نیست. رنگ آبی آسمان چیزی جز انکسار نور خورشید در میان گازهای جو نیست. چیزی نیست که بیافتد!
در واقع با مدل کرویت زمین کلمه آسمان اصلا معنا ندارد! جالب است بدانید آسمان به معنای چیزی است که حرکت می کند و درحال گردش است. 
برای همین برای توصیف گنبد آسمان از کلماتی مانند فلک و گنبد دوار و آسمان استفاده میکنند. 
نتیجه پایانی هم این است که آسمان در قرآن به معنای جو گازی زمین نیست بلکه آسمان یک جسم است. 
موضوع هفت آسمان نیز اینجا مطرح میشود! خیلی ها هفت آسمان را هفت لایه جوی زمین می دانند و خب اگر ادعای آن ها درست باشد، پس طبق گفته قرآن (آسمان پایین را با زینت ستارگان آراستیم) ستارگان باید در پایین ترین لایه جو باشند. 
هرچیزی را به علم غرب ربط ندیم! ابتدا تحقیق و کمی فکر کنیم!

🔴🔴🔴نکته مهم و جالبی درباره دو آیه قرآن از دو سوره مختلف 
سوره الانفطار آیه 2 و سوره تکویر آیه 2 
خداوند در این دو سوره به موضوع تاریک شدن و فروافتادن ستارگان اشاره کرده است و این موضوع فقط با تخت بودن زمین جور در می آید حال چگونه؟ نجوم مدرن اعتقاد دارد ستارگانی که ما در آسمان میبینیم با ما میلیون ها یا شاید میلیارد ها سال نوری فاصله دارند و حتی ممکن است برخی ستارگان از بین رفته باشند اما نورشان همچنان به ما برسد و بعد از چند میلیون سال آینده پس از طی مسیری طولانی نورشان ازبین برود و اینکه نور خورشید هشت دقیقه طول خواهد کشید که به زمین برسد. 
قرآن در این دو سوره  اشاره داشته که ستارگان ناگهان تاریک میشوند و خورشید از هم میپاشد ولی این با علوم مدرن نجوم اصلا سازگار نیست! چگونه ستارگانی که میلیون ها سال نوری با ما فاصله دارند ناگهان تاریک میشوند؟ اگر اینگونه باشد خیلی وقت است قیامت شده و باید منتظر باشیم چندین میلیون سال دیگر ستارگان بی فروغ شوند اما این کاملا بی معنی است! ببینید قرآن در این آیه و آیات قبل و بعد در این دو سوره اشاره به شکافته شدن آسمان و فرو ریختن ستارگان کرده و این نشان می دهد که آسمانی جسمی جدا است و ستارگان چیز های دیگری هستند که بر روی آسمان قرار گرفته اند و با شکستن آسمان فرو میریزند درست مانند سقفی که لامپی به آن چسبیده وقتی سقف ترک بردارد و فرو بریزد لامپ نیز سقوط خواهد کرد این درواقع به این معنا است که آسمان جسم جامدی است که ستارگان به آن چسبیده اند و آسمان و ستاره دو چیز متفاوت از هم هستند و با شکاف برداشتن آسمان ستارگان ناگهان بی فروغ شده و انرژی آن ها از دست میرود و فرو میریزند و دیگر از طی مسیر های طولانی توسط نور خبری نیست. به علم حقیقی که سال هاست درون قرآن نهفته شده روی بیاورید این آیات نیازی به تفسیر خاصی ندارند زیرا تفاسیر همگی با علم امروز برابر هستند و میخواهند به زور هم که شده آیات را به علم دروغین ربط بدهند اما برای یکبار هم که شده خودتان باشید و آیات قرآن را بدون تعصب مطالعه کنید! قطعا به حقیقتی عظیم خواهید رسید. متشکریم که مارا همراهی میکنید سپاس از شما.🔵🔵🔵

خب حال پاسخ به شبهات شما:
1- آیه 15 سوره ملک: هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَإِلَیْهِ النُّشُورُ

بله کاملا درسته ذَلُولًا دقیقا معنی شتر رو میده این حرف شما صحیحه و هیچ مشکلی نداره اما مشکل در تصور شماست! شما تصور میکنید شتر رام شده یعنی زمین درحال حرکت! 
اگر هر منبع اسلامی رو چک کنید حتی نهج البلاغه و اگر اشتباه نکنم در آیاتی از قرآن، این تاکید شده که زمانی که زمین آفریده شده میلرزید و مدام تحرک داشت و خداوند با آفریدن و قرار دادن کوه ها زمین رو آرام کرد و از حرکت متوقف.
خب در اینجا هم میشه گفت خداوند زمین رو مانند یک شتر که رام نبوده و مدام تحرک داشته رام کرده و اون رو از حرکات و لرزش متوقف ساخته! تا الان امیدوارم مشکلی نبوده باشه چون کاملا منطقی هست. پس متوجه شدیم که شتر رام شده به معنای زمین در حال حرکت نیست بلکه به معنای زمینی هست که خداوند اون رو برای انسان رام کرده مانند مسخر یا رام کردن خورشید و ماه برای انسان که در آیات مختلفی بیان شده.

2-أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا آیا زمین را گهواره‏ اى نگردانیدیم

این هم درسته بله دقیقا همین معنی رو میده اما باز هم شما برداشت اشتباهی از آیه کردید! قبل از هرچیز باید بدونید(که البته مطمئنم میدونید اما در نظرش نگرفتید)، که گهواره یک مکان آرامش بخش برای یک کودک هست! گهواره های مختلفی داریم همه گهواره ها کروی نیستند. این آیه این مفهوم رو میرسونه که درحقیقت زمین مکانی برای آرامش انسان هست البته من در قرآن های بسیاری دیدم که بجای گهواره از آرامگاه یا محل آرامش انسان استفاده شده و این آیه بسیار جالبه! یعنی زمین محل زندگی و آرامش انسان هست. دوست عزیز لطفا در نظر بگیرید که اگر قرآن به حرکت زمین اشاره میکرد مستقیم بیان میداشت: زمین و خورشید و ماه به فرمان او در حرکت هستند!
اما همیشه تاکید میکنم همیشه قرآن از چرخش ستارگان،ماه و خورشید سخن گفته نه حرکت زمین. خب میریم برای ادامه
گزینه های 3 و 4 هم همون موضوع گهواره بود که توضیح دادم!
5- درباره گزینه 5 بگم که واقعا تعجب میکنم چون نمیدونم از کجا زمین رو آوردید! آیه درباره خورشید و ماه حرف میزنه و از زمین حرفی زده نشده! منظور از کلمه عربی کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ یعنی خورشید و ماه و ستارگان درواقع یعنی خورشید، ماه و ستارگان و من اینجا کلمه زمین رو نمیبینم!
درباره آیه 41 من نمیدونم شما زمین رو از کجا آوردید اصلا حرفی از زمین زده نشده دوست عزیز!

6-
وَجَعَلْنَا فِی الْأَرْضِ رَوَاسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِیهَا فِجَاجًا سُبُلًا لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ ﴿۳۱﴾ 
در زمین کوههایى استوار نهادیم تا مبادا آنان را بجنباند و در آن راههایى فراخ پدید آوردیم باشد که راه یابند
این آیه که آوردید دقیقا تاییدی بر حرف های منه که بالاتر گفتم! کوه ها در زمین قرار داده شدن تا زمین نلرزه و زمین توسط خداوند اینگونه رام شد.
در آیه اول این قسمت که درباره مرز آسمان ها و زمین صبحت شده یعنی جدا شدن آسمان و زمین باید بگم به معنی بیگ بنگ نیست چون زمان بیگ بنگ هیچ زمینی وجود نداشته! در تفکر زمین تخت معنی آسمان در همه قرآن یکیه و اون یعنی گنبد آسمان! اما مفسران قرآن گاهی السَّمَاءِ رو جو،گاهی فضای بین ستارگان،گاهی آسمان معنوی(نه حقیقی) و... معرفی میکنند اما اینطور نیست! زیرا در قرآن آسمان جامد توصیف شده!
اتفاقا بنده اولین بار با کلام خدا بود که به این حقیقت رسیدم و سپس از نظر علمی در پی اثباتش هستم و البته کم کاری ای هم نکردم و همه مطالب رو آماده و ترجمه کردم همه رو در اختیار مردم گذاشتم درضمن توهین بسیار هم شدم اما ارزش کار من رو پایین نیاورد.

در پایین از نهج البلاغه متونی میارم

چون تصویر نمیشه به اینجا اضافه کرد تصویر رو بصورت لینک میگذارم: تصویر از یکی از صفحات نهج البلاغه
http://s2.picofile.com/file/8287423250/photo_2017_02_23_22_01_19.jpg
ا سلام
دوستان ما پست مذهبی اگه بتونیم نمی ذاریم و یا کم میذاریم چون عده ای سو استفاده می کنند و به ما تهمت میزنند اما میخوایم چند گفته از نهج البلاغه رو مورد بررسی قرار بدیم که البته فکر کنم متن اون خطبه رو در کانال قبلا گذاشتیم اما خب ارزش بررسی کردن رو داره.
صحبت من با دین داران است حال آن هایی که نهج البلاغه و دین و... رو قبول ندارند میتوانند این را  فقط به عنوان یک بررسی ساده و استفاده از منابع دینی به شمار بیاورند چون چیزی برای آن  اشخاص با این بررسی روشن نمیشود و مطمئنا دنبال منابع علمی هستند که باید بگیم کانال زمین تخت فارسی اکثرا مطالب علمی قرار میدهد تا مذهبی تا یک وقت سو تفاهمی پیش نیاید!

خب من در ادامه همراه بحثمون سوالاتی هم مطرح میکنم.
تصویر اول رو ببینید.

بحث ما در این تصویر حرکت خورشید و ماه هست. حضرت علی در این خطبه این موضوع رو مطرح کردند که خورشید برای روز و ماه روشنایی بخش در شب هست و حرکات این دو دقیق اندازه گیری شده تا در درجات تعیین شده خودشون حرکت کنند! اگه شما کلیپ مسیر های حرکت ماه و خورشید رو که توسط انجمن اصلی ساخته شده دیده باشید منظور مسیر های تعیین شده رو به خوبی درک خواهید کرد.
 خب نکته مهم در این جملات ذکر شده و اون هم تفاوت بین شب و روز هست! علم نجوم مدرن در این مورد چی میگه؟ علم نجوم مدرن زمین رو درحال چرخش میدونه که باعث پدید آمدن شب و روز میشه اما.. حضرت علی (ع) حرکت حساب شده خورشید و ماه رو دلیل ایجاد شب و روز میدونند.
نکته بعدی حساب سال و ماه هست که با حرکت این دو حساب میشه و به دست میاد! حال سوالی رو مطرح میکنم!
1-  اگر زمین در حقیقت کرویست و درحال چرخش به دور خود و خورشید است که باعث پدید آمدن شب و روز میشود، چرا خداوند در قرآن و حضرت علی در نهج البلاغه به آن اشاره نکرده اند؟ چرا سخنی از حرکت زمین نیست و فقط از حرکت خورشید،ماه و ستارگان سخن گفته شده؟
لطفا پاسخ رو کاملا دقیق بدید و البته به تفاسیر رجوع نکنید چون بنده تمامی سایت های تفاسیر رو خوندم و تنها چیزی که متوجه شدم ربط بی مورد خیلی مسائل به قرآن و نهج البلاغه بود و کسانی که اون تفاسیر رو انجام دادند از روی اجبار این کار رو کردند چون حرف علم مدرن این هست که زمین به دور خود و خورشید درحال چرخشه و اگه کسی خلاف این تفسیر کنه یا خلاف گفته های علم مدرن تفسیر کنه برای اون شخص قطعا مشکلاتی پیش میاد.

در ادامه در خطبه دیگری از نهج البلاغه حضرت علی گنبد گردون و آسمان چرخنده یا همان گنبد آسمان را توصیف میکند

تصویر دوم:
http://s1.picofile.com/file/8287423442/photo_2017_02_23_22_03_12.jpg

حضرت علی خورشید و ماه را در آسمان پایین و پایین تر از ستارگان می داند که درحال چرخش هستند! و به نکته این متن دقت کنید!
گفته شده در مدار فلکی گردنده! فلک به چه معناست؟ خودتان هم میتوانید سرچ کنید! فلک به معنای آسمان یا جسمی گردان است که جایگاه ستارگان است.حال آسمان به چه معناست! آسمان به معنی جسمی است که حرکت میکند و در جای خود ثابت نیست و حتی آسمان، گنبد نیز معنی میشود! گنبدی چرخنده یا گنبدی گردون.
در این متن از نهج البلاغه آسمان را جامد توصیف میکند و حال این متن را با فضای بی کران که علم مدرن ادعا دارد مقایسه کنید!
چه می شود؟؟؟ فضای بینهایت را با گنبد گردان و آسمان چرخنده مقایسه کنید! اصلا ربطی بهم ندارند!
همینطور حضرت آسمان را سقفی متحرک و بی قرار توصیف کرده و جالب است حتی در قرآن نیز آسمان به سقف و طاق توصیف شده یا به فلک توصیف شده که همان گنبد است.
آسمان در قرآن به طرز شگفت انگیزی توضیح داده شده! آسمانی که شکافته خواهد شد، آسمانی که از جای خود کنده خواهد شد و آسمانی که فرو خواهد ریخت و جامد است! میتوانید با یک سرچ ساده تمامی این هارا پیدا کنید و برای خودتان در این مورد تحقیق کنید.
حال سوال اینجاست!
چرا در سخنان قرآن و کتاب هایی مانند نهج البلاغه تفکر نمی کنید؟ همه چیز توضیح داده شده، همه چیز بصورت دقیق نوشته شده است! همه چیز جلوی چشمان شما قرار دارد حتی شما خیلی از آن هارا میبینید اما آن هارا ناخواسته انکار میکنید!
به امید خدا در آینده سعی میکنم باز هم مطالبی از نهج البلاغه و قرآن را مورد بحث و بررسی قرار دهم با تشکر از همراهی شما.
خطبه های 1 و 90


حقیقت بصورت واضح در قرآن موجوده دوست عزیز!
موفق باشید





مخابرات رادیوئی

دوست عزیز، هر شاگرد رشته الکترونیک گرایش مخابرات دریایی، بصورت تجربی آزمایش می کنه تا انحنای زمینو تجربه کنه به کمک امواج بلند و کوتاه

چون تدریس کرده ام می گم که امواج رادوئی 3 قسم هستند همونی که شما از رادیوتون استفاده می کنید

قسم اول: موج بلند یا LW

قسم دوم: موج متوسط یا MW

قسم سوم: موج کوتاه یا SW

البته در گیرنده های رادیوئی محلی امروزه از موج اف ام(FM) هم استفاده می کنن که در پهنای باند امواج تلویزیونی قرار داره نه رادیوئی.

 

موج بلند یا LW که اینا در خشکی برد کوتاه دارند چون جذب زمین و موانع میشن. لذا رادیوی موج بلند امروزه حدود 20 ساله در ایران مناسب نیست و کاربردش منسوخ شده

این امواج ولی در دریا نوردی بسیار کارآمد هستند و اتفاقا مخابرات دریائی با همین امواجه.

میدونید چرا؟

چون زمین قوس داره

دقیقا به دلیل قوس زمین در دریاها.

 

موج بلند که در خشکی نمی تونه برد زیادی داشته باشه در کشتیها برای ارتباط بین کشتیهای دوردست در دریا که اصلا همدیگه رو نمی بینن و در دو سوی خمیدگی زمین قرار دارند به کار میره، چون این امواج دقیقا در انحنای دریا پیش می رن تا به کشتی پشت قوس زمین برسند.

 

جالبه که موج متوسط و و موج کوتاه در خشکی برد بسیار زیادی دارند ولی هرگز در دریانوردی استفاده نمیشن میدونی چرا؟

چون این دو موج کاملا به خط مستقیم طی می کنن و پیش می رن

یعنی چی؟

خب معلومه موج متوسط معمولا تا انحنای زمین پیش میره نه دور تر ولی کم کم تضعیف میشه

اما اشکال موج تیزروی و دور برد کوتاه اینه که از نقطه انتشار به خط مستقیم پیش میره تا بخوره به یونسفر جو زمین. لذا در دریا برد بسیار کمی داره چون کشتیهایی که دیده میشن که هیچ ولی به کشتیهای اونور انحنای زمین نمی رسه چون نمی تونه قوس زمینو ادامه بده بلکه مستقیم میره تا به یونسفر بخوره، اتفاقا یونسفر به منزله آینه برای این موج عمل می کنه و اونو با زاویه بازتابش مناسب، به طرف زمین مجددا منعکس می کنه

این موج کوتاه به زمین میرسه و ممکنه اگه فرستنده اولیه قوی بوده باشه به قدری هنوز انرژی داشته باشه که دوباره به سمت یونسفر برگرده و باز منعکس شده به سمت زمین بیاد.

از این تکنیک برای رادیوهای برون مرزی استفاده میشه

برای همینه شما رادیوی صدا امریکا و صدای بی بی سی و صدای اسرائیلو در موج کوتاه می گیرید چرا که اونا این موجو به سمت آسمون طوری می تابانند که انعکاس اون صاف به سمت ایران برگرده ولی موج بلند بردی نداره موج متوسط هم بردش مناسب نیست و ضمنا انعکاس در یونسفر هم نداره و اصلا تا اونجا نمی رسه.

هرگز نمیشه با موج بسیار با کیفیت FM ایستگاه برون مرزی داشت با وجود اینکه مستقیم میره و تا یونسفر هم می رسه، ولی از یونسفر رد میشه و به بیرون از زمین در فضای لاینتناهی می رسه.

برای همینه باید یه ماهواره در آسمان باشه و امواج بسیار متنفذ تلویزیونی فراتر از UHF به سمت اون فرستاده بشه و اون ماهواره امواجو بصورت واگرا در سطح هر منطقه ای که در برابر بشقاب اون قرار داره بصورت واگرا پخش کنه.

غرض این بود که بگم از نظر ما که مخابرات تدریس کرده و عملا آموزش میدیم دریا دقیقا قوس زمینو نشون میده و اگه موج لیزری متنفذ موازی با سطح دریا بفرستیم هرگز به اون کشتی که در آنطرف قوس زمین هست نخواهد رسید بلکه لازمه موج چسبنده به سطح دریا یهنی LW استفاده بشه که در سطح دریا خم میشه و چون موانع بلند زمینی در سر راهش نیست اگه یه فرستنده مناسب هم داشته باشه کشتی های بسیار دور هم می تونن اون موجو بگیرن.

در قرآن راجع به آسمان دو کلمه داریم یکی سماء که منظور از اون آسمان زمینه که داریم می بینیم و ابرها در اون قرار می گیرند و دارای جو هست.

سماوات مربوط به آسمان زمین و آسمان خارج از جو زمین هست که خارج از جو تا به حال برای ما ناشناخته مانده است.

 

با توجه به توضیحات فوق و همچنین بی توجه به اون، آیا می تونم بپرسم که در آیه زیر که شما به عنوان شاهد اوردید منظور از «کرانه های زمین» و همچنین منظور از «کرانه های آسمانها» که از هم جدا هستند چیستند؟

 

یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانْفُذُوا لَا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ ﴿رحمان-۳۳﴾

اى گروه جنیان و انسیان اگر مى‏ توانید از کرانه ‏هاى آسمانها و زمین به بیرون رخنه کنید پس رخنه کنید [ولى] جز با [به دست آوردن] تسلطى رخنه نمى ‏کنید

 

 یعنی آیا کرانه های زمین کجاست که کسی نمی تونه ازش نفوذ کنه؟

همچنین کرانه های آسمانها کجایند که باز کسی نمی تونه ازش نفوذ کنه؟

 

این آیه رو شما شاهد آوردید:

وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِکَ دَحَاهَا ﴿نبأ-۳۰﴾

و پس از آن زمین را با غلتانیدن گسترد

 

حالا میشه بگید زمین چه طور می تونه غلتیده باشه وقتی که کروی نباشه؟

این آیه را نیز شما شاهد آوردید:

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی الْأَرْضِ وَالْفُلْکَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَیُمْسِکُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ ﴿حج-۶۵﴾

آیا ندانسته ای که خدا آنچه را در زمین است و [نیز] کشتی ها را که به فرمان او در دریا روانند، برای شما رام و مسخّر کرده است؟ و آسمان را نگه می دارد که بر زمین نیفتد مگر به اذن او؟ یقیناً خدا به همه مردم رؤوف و مهربان است.

 

فاعل در این آیه، الله است پس خداست که آسمانو نگه میداره که از افتادن امساک کنه، ولی شما گفتید که گنبد سفت و سخت اونو نگه داشته!!! فکر نمی کنی که اگه اینچنین بود و جسمی جامد و ملموس اونو نگهداری می کرد دیگه لازم نبود خدا خودشو به عنوان نگهدارنده آسمان معرفی کنه؟

شما فرمودید:
«

قرآن برای توصیف زمین همیشه از کلماتی مانند: وسیع، گسترده،پهن شده و... استفاده می کند! حال شما کلمات پهن و گسترده را در یک کره تصور کنید

یک کره هرگز دارای سطح مسطح و پهن نبوده، نیست و نخواهد بود

»

 

بنده اولین باری است که می بینم یه نفر با توسل به قرآن مبین داره اینچنین متناقض سخنرانی می کنه:

چطور کره به این بزرگی که به دلیل بزرگی حتی خمیدگی اون فقط در جاهایی مثل دریاهای بزرگ قابل حسه، نمیتونه بیانگر مسطح بودن زمین باشه ولی اینهمه ناهمواریهای زمین و کوه هایی به ارتفاع 8000 متری و حتی امواج مداوم و لاینقطع دریاها و اقیانوسها، در نظر شما می تونن بیانگر مسطح بودن زمین باشند؟

«و الی الارض کیف سطحت» به معنای وسیع و پهناوری زمینه که میشه افق رو مشاهده کرد و در اون بدون مبارزه با نیروی جاذبه در بالا و پایین رفتن مدام از کوهها، موقعیت جغرافیائی خود رو سنجید و شناخت، نه اینکه لودر انداخته و تراز گذاشته باشه!

 این آیه هرگز نمیگه که انحنای هزاران کیلومتری که حتی خارج از دسترس چشم بشره ممنوع شد به نظر شما اگر هم چنین چیزی گفته میشد کسی می فهمید که زمین واقعا کرویه؟

این مسائل جزء علاقمندیهای جویندگان دانش هست که بعد ها باید کشف بشه.

وقتی ما ادعا میکنیم که قرآن هرگز نباید با شبه زبان الکن فارسی بررسی بشه برای همینه دیگه چون اول یه معادل غلط فارسی برای اون کلمه قرآنی ارائه می کنید و بعد همه مفاهیم مندرج در آیات قرآنو با همون خشت اول کج تا ثریا کج می برید.

 

شما خوب بلدید در برابر منطق قهر کنید تا به سوالاتی مثل ستاره قطب جنوب واینکه چرا فلک به دور اون می چرخه جواب ندید

ولی برای شخص بنده مسلمه که با کلماتی مثل میگن یا تصور میشه یا تصویر قطب شماله یا ... فقط دارید به سر خودتون کلاه میذارید.

 

اینکه می فرمائید آسمان سقفی جامد مثلا ساروجی داره که حتی اون بمب اتم دروغین هم براش کارساز نیست باید گفت هم درسته و هم غلط

اما اینکه سقف مادی باشه غلطه چون سقف هست ولی نیروها و میدانهایی هستند که بر هر نفوذگری اثر میذارن مثل ذرات باردار که عملا در مخابرات از اون استفاده میشه ولی برخی چیزها از اون رد می شن. یا نبود هوا برای تنفس. یا فشار غیر معمول. یا سرما و گرما.

 

همچنین فراموش کردی که خودت نوشته بودی:

وَلَقَدْ زَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّیَاطِینِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِیرِ ﴿ملک-۵﴾

و در حقیقت آسمان دنیا را با چراغهایى زینت دادیم و آن را مایه طرد شیاطین [= قواى مزاحم] گردانیدیم و براى آنها عذاب آتش فروزان آماده کرده‏ ایم


که معنی کردین که این سقف مانع عبور شیطانهاست!

 

ما اگه بخوایم به ترجمه شما دل ببندیم باید مطمئن باشیم که شیطانی دیگه در زمین نیست. آیا منظورتون همینه؟

اگه بله که غلطه چون با نص قرآن نمی سازه چون شیطان داره بشرو اغوا می کنه.

اگه خیر که این ترجمه تون که گفته هیچ چیز نمی تونه از اون رد بشه اشکال داره.

 

عبارت زیر هم از متون گهربار شماست:

«

همچنین خداوند نمی گذارد تا آسمان به زمین سقوط کند. آسمان با فرض کرویت زمین چیست؟ 

دور تا دور کره زمین آسمان است! آسمان از کدام طرف نیافتد؟!!...

در واقع با مدل کرویت زمین کلمه آسمان اصلا معنا ندارد! جالب است بدانید آسمان به معنای چیزی است که حرکت می کند و درحال گردش است

»

چطور میشه آسمان در کرویت خطای دید بشه ولی در تخت بودن حقیقت؟

مگه آسمون می فهمه که ما در مغزمون چی میگذره؟

چطور کرویت زمین مغایر با وجود آسمانه؟

اصلا میدونی کره یعنی چه و جهت نیروی جاذبه به کدام طرفه؟

شما دچار اختلاط در معنای تخت با معنای کره شدین چون در عین حالی که از کره بحث می کنی باز فکر می کنی باید بصورت خطوط نیروی جاذبه همگی با هم موازی باشند!!!

نه خیر تمام خطوط نیروی جاذبه عمود بر سطح زمین هستند که نقطه انتشار یا تمرکز اونا در مرکز کره زمینه و البته و هر جرم فضایی دیگر هم مرکز ثقل جاذبه ش در مرکز کره اونه.

 

باز شما گفتید:

«

پس طبق گفته قرآن (آسمان پایین را با زینت ستارگان آراستیم) ستارگان باید در پایین ترین لایه جو باشند

»

چرا چنین بهتان و افترای بزرگی رو به قرآن نسبت می دین؟

منظور شما آیه زیر بوده که البته با ترجمه غلط به فارسی، نظر خودتونو از اون گرفتین:

 

فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَأَوْحَى فِی کُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَحِفْظًا ذَلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ ﴿فصلت-۱۲﴾

پس آنها را هفت آسمان در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمانى فرمانش را وحى فرمود و آسمان دنیا را به چراغها آذین کردیم و نگاه داشتیم این است تقدیر آن نیرومند دانا.

 

این کلمه دنیا نسبت به آسمانها معنای پایین نمیده بلکه نسبت به آخرت معنای پایین میده واسم خاصه نه صفت، که شما برای آسمان منظور کنید.

 

قرآن در کجا گفته ستاره ها باید در آسمان زمین نصب شده باشند؟

قرآن فقط گفته که ستاره ها در آسمان زمین، زیبا دیده می شن و چشمک می زنن که این به خاطر خاصیت جو هست و در واقع از خارج از جو، ستاره ها دیگه چشمک نمی زنن و خورشید هم اون درخشنده ای که بر سطح زمین از پشت جو داره اونجا نداره چون جوی نیست تا نورو مثل برلیان در همه جا پخش کنه.

 

 

***اما نکته های سه نقطه دار مهم و جالب شما کاملا استدلال منطقی و درستی داره ولی بار هم باید عرض کنم که هم دچار اختلاط در بحث کروی و تخت شده اید و هم در برداشت تون از آیات، چشم بسته اید و کلمات قرآنو ندیده اید که چی میگن.

در کجای قرآن گفته که ستارگان خاموش خواهند شد؟

در کجای قرآن گفته که ستارگان بر روی زمین فرو خواهند ریخت؟

در واقع اگه من هم خدای ناکرده به این سبک می خواستم به قرآن بنگرم الآن شده بودم کسی مثل مطهری و ملاعمر و کلینی و ابوبکر بغدادی.

قرآن گفته ستارگان پراکنده می شن یعنی دیگه به اون نظمی که می بینید نخواهید دید.

گفته ستارگان کدر میشن یعنی دیگه به اون براقی و چشمک زنی که می بینین نخواهید دید.

گفته خورشید در خودش پیچیده خواهد شد کجا گفته مثل لامپ سقف اتاق بر روی زمین می افته؟

شما در عین حالی که داری در مورد کرویت بحث می کنی در ناخود آگاه خودت به تخت بودن زمین می اندیشی لذا وقتی میگه ستارگان تاریک میشن فورا میگی آهان پس لامیهای چسبیده به سقف در گنبد زمین تخت باید فیوزشون بپره!!!

قرآن وقتی میگه ستارگان پراکنده میشن چون در ناخودآگاهت داری به زمین تخت فکر میکنی میگی  خب پس این لامپها و ستارگان که به سقف گنبد چسبیده بودن باید بپاشن و بیفتن روی زمین!!!

همه اینا اشتباهه اتفاقا تمام آیاتی که ذکر کردید با ظرافت و دقت تمام دارن توصیف کرویت زمینو می کنن

آیات میگن که وقتی قیامت میشه:

خورشید در هم می پیچه و جو زمین می شکافه و اون حالت مواظبت کنندگی و تنظیم گری جو، برای پخش نور خورشید و درخشش ستارگان، دیگه از بین میره وقتی جو شفاف، دور زمین نباشه نور خورشید هم در زمین پخش نمیشه ضمن اینکه ستارگان هم دیگه دیده نخواهند شد چون جو خاصیت خودشو از دست میده.

ایم مغایر با اون نتیجه است که شما میگین اول باید ستارگان نورشون تموم بشه بعد ملیونها سال منتظر بشیم تا تاریک شدن نور اون تک ستاره در زمین هم احساس بشه!!!

وقتی به شما میگن برقو قطع کن به معنی این نیست که برو نیروگاه برق مثلا سیکل ترکیبی قزوینو نابود کن تا برق قطع بشه، بلکه منظور اینه که دو قدم اون طرفت اون کلید برقو بزن، همین.

1-  در مورد جواب تون به بند 1 واقعا خیلی جالبه که هیچ اثری نه از استدلال علمی و نه از استدلال عقلی و نه از استدلال منطقی دیده نمیشه فقط توسل به خرافه است

آیه گفته ذلول، نگفته که ساکن!

اگه قرار بود ساکن باشه دیگه لازم نبود مثال ذلول یا شترسواری زده بشه چون شترو سوار میشن که حرکت کنه اگه قرار بود حرکت نکنه که چرا باید سوار شتر شد، آیا برای عکس سلفی گرفتن با شتر ساکن؟

ولی خدای قرآن، هرگز نگفته به حدیث متوسل بشین چون همه چیز در قرآن هست و مثال شتر رام، نشون میده که مردم بر زمینی سوارند که مثل شتر رام داره حرکت می کنه و بر روی اون زندگی می کنن بدون اینکه وحشیگری از شتر ببینند.

2-  در بند 2 هم کاملا به خطا رفتین.

اولا که مهد هرگز به معنای قبر نیست در حدیث جعلی هم دارید که «اطلبوا العلم من المهد الی اللحد» این حدیث مطمئنا منظورش این نیست که بگه علم را از قبر تا قبر بیاموز بلکه منظورش اینه که زگهواره تا گور دانش بجوی.

ثانیا گهواره رو برای ثابت نگه داشتن نمی سازن بلکه برای حرکت دادن می سازن مثل همون شتر نرم رونده.

3-  .

4-  .

5-  متأسفم که مفهوم سیاقو نمی دونین چیه!

در سوره یس بحثی جداگانه از سایر آیات پیرامون طبیعت و نجوم از آیه 36 آغازیدن میگیره که در همین آیه زمین فاعل هست و ادامه پیدا می کنه تا آیه 40 که بحث نجومش ختم میشه که در آیه 40 از عبارت «کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ» استفاده می کنه که کلمه « کُلٌّ» یعنی تمام این مخلوقاتی که برشمردم که از زمین شروع شد و با ماه و خورشید ادامه یافت در فلک خودشون شناور هستند.

نمیدونم چرا توجه نمیکنی که اگه منظورش فقط خورشید و ماه آیه 40 می بود باید می گفت «کُلُهُما» یعنی «هر دوی شان»، ولی چنین کاری نکرده.

اینجاست که گفته میشه با وجود ساده و مبین بودن قرآن، لازمه کسی که تسلطی بر زبان عربی نداره، قرآنو با قاشق ناقص و الکن فارسی نسنجه.

اما درآیه 41 که نتیجه گیری از سیاق آیات 36 تا 40 هست از عبارت «فَلک المشحون» یعنی کشتی پر از انسان، استفاده کرده تا بگه این زمین هم همه رو رو سینه خودش داره، همانا مثل کشتی در دریای خودش شناوره.

یعنی تاکیدی دوگانه بر شناوری زمین در فضا.

ضمن اینکه شما در همون زمین تخت تون هم گفته اید که غیر از این زمین تخت و گنبدی، زمین های دیگری هم هستند یعنی کل مخلوقات خدا به یه زمین چند هزار کیلومتری که ختم نمیشه بالاخره این زمین تخت شما هم باید خواه ناخواه در فضای بیکران معلق باشه. چرا اینقدر با خودتون هم لجاجت دارید؟

6-  متاسفم که بنده سیاق چند آیه در این بندو توضیح دادم و شما به یه آیه بند کردید مثل اینکه من بگنم لا اله الا الله و شما لا اله رو می بینید.

باید بدانید که منظور از سیاق یعنی مضمون به هم پیوسته و هدف مشترک این چند آیه که دارای محتوای یکسان هستند.

لذا در این آیات باز هم سیاق، نشون دهنده اینه که زمین و ماه و خورشید در سپهر خودشون شناورند

خدا با مضمون مشترک دادن به این 3 آیه نشون داده که باید هر 3 آیه باهم دیده بشن

یعنی اگه فقط به خود آیه

« وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ ﴿انبیاء-۳۳﴾»

به تنهایی نگاه کنید که باید نتیجه بگیرید شب و روز و خورشید و ماه، 4 تایی در فلک خودشون شناورند!!!

ولی مگه شب و روز هم ماده است که بتونه شناور بشه؟؟؟

نخیر.

پس می مونه ماه و خورشید، اما در اینصورت هم باید به دلیل 2 تا بودن ماه و خورشید از کلمه «کُلُهُما» استفاده می کرد ولی از « کُلٌّ» استفاده کرده تا نشون بده که از ابتدای داستان تا اینجا عناصر زمین و ماه و خورشید کُل شون در گردونه خودشون شناور هستند.

برای بنده هیچ اهمیتی نداره که موسسین یهودی حوزه علمیه قم در سده اخیر، چه چیزی بافته و نامشو نهج البلاغه گذاشتن که کلش با حقایق عقلی و قرآنی مغایره

و شایدعلت اینکه برخی از وابستگان و شیفتگان حوزه ها به مفاهیم خرافیی مثل زمین تخت چسبیده اند این باشه که نمی خوان اون کتاب های حدیث خرافی امثال نهچ البلاغه و اصول کافی و ... به کمک کرویت زمین و هر مطلب علمی دیگه، بی آبرو بشن لذا گاهی برای زادو ولد طاووس ها داستان و قانون می سازن، که پرورش دهندگان طاووس به صراحت، اونارو رد می کنن. و گاهی هم با قرآن مبارزه می کنن

اگه چنین اقوالی واقعا نماینده دوره صدر اسلام و از قول اون غیب دانان بزرگ می بودند اقلا معنای هشتمین آیه قرآن که «الم» باشه و امثال اونو هم باید درش ذکر می کردند که 500 ساله مفسرین بزرگ در کف معنای اونا، ناکام جان به جان آفرین تسلیم کرده اند.

شما نمی تونید سقف گنبد تونو نشون بدید هر کسی هم نشون بده خواهید گفت چشم خطا داره

از طرفی خودتون هم با همون چشم خطادار و دوربین سینمایی، می خواید بگید که حق با شماست.

شما منطقی بحث نمی کنید.

شما هرگز نخواهید تونست جواب بدید که چرا در نیمه جنوبی زمین همه اون گنبد گردون شما همیشه داره به دور ستاره قطب جنوب میچرخه ولی همینکه سوار هواپیما میشید و به نیمه شمالی زمین میائید یکهو می بینید داره به دور ستاره قطب شمال هم می گرده.

چون آشنایی با منطق ندارید به خرافات متوسل میشید.

پاسخ:
سلام
چطور به این تفاسیر رسیدید؟ کدام معنی و ایه قرآن حرف شمارو تایید میکنه؟ چطور نتیجه گرفتید جو زمین سما و آسمان بالا سماوات هست؟ سماوات جمع هست و به معنی آسمان هاست و آسمان ها طبقه طبقه بر روی هم آفریده شدن همینطور به هفت زمین هم اشاره شده.
هفت آسمان و زمین.
در سوره الرحمن در آیه ای که بهش اشاره کردید، کاملا مشخصه که منظور از کرانه آسمان ها و زمین حاشیه و کنار هست! ما در کره زمین و مدل زمین کروی حاشیه و کنار برای زمین نداریم اما در مدل زمین تخت زمین حاشیه و کنار داره و نمیشه از زمین خارج شد این آیه دقیقا این رو میرسونه که نمیشه از زمین عبور کرده و سپس از آسمان های هفتگانه عبور کرد این کاملا مشخصه!

غلتیدن معمولا برای حرکت جسمی بر روی یک جسم یا مایع یا هرچیز دیگری بکار میره مثلا غلتیدن در آب! زمین با غلتیدن گسترد به معنای چرخش زمین نیست اشتباه نکنید! چون زمین در مدل کروی در فضا نمیغلته و این کاملا بی معنیه! منظور از غلتانیدن این هست که زمین پهن و آماده شده کدام کره رو دیدید که غلت بزنه گسترده بشه اصلا کره با غلت زدن گسترده میشه؟

دوست عزیز! تمامی اتفاقات این جهان به خواست خدا افتاده و میافته! خداوند در قرآن بار ها اشاره کرده آسمان دارای ستون های نامریی هست و این یعنی آسمان نیاز به ستون داره و به اذن خداوند استوار هست و سقوط نمیکنه! آیا جو سقوط میکنه؟ جو چیزی برای سقوط نداره ما همگی درون جو زمین هستیم اینکه جو سقوط کنه کاملا بی معنی هست! پس خداوند خواسته تا آسمان سقوط نکنه این کاملا واضحه!
دوست عزیز بذارید خیالتون رو راحت کنم! خداوند در قرآن به هیچ وجه زمین رو کروی معرفی نکرده چرا که از کلماتی مانند کروی،گرد،توپ مانند،مانند تخم مرغ و.... استفاده نکرده! خداوند به سادگی میتونست از کلماتی مانند مثال های بالا برای زمین استفاده کنه! اما همیشه زمین مسطح و گسترده بیان شده! همیشه آسمان سخت و محکم و دارای ستون و بلند و رفیع توصیف شده! از کجای این آیات شما کرویت زمین رو بیرون میکشید و به قرآن ربط میدید؟
حرف شما"وقتی ما ادعا میکنیم که قرآن هرگز نباید با شبه زبان الکن فارسی بررسی بشه برای همینه دیگه چون اول یه معادل غلط فارسی برای اون کلمه قرآنی ارائه می کنید و بعد همه مفاهیم مندرج در آیات قرآنو با همون خشت اول کج تا ثریا کج می برید."
دوست عزیز این دقیقا کار شماست! ما اصلا تفسیری از قرآن نکردیم ما معنی مستقیم کلمه به کلمه قرآن رو قبول داریم نه تفاسیر رو! من نمیدونم شما چطور از شب و روز و ذلول و محل آرامش کرویت و حرکت زمین رو در میارید. واقعا این تعصبه! تعصب سفت و سخت که حتی باعث میشه منکر واقعیاتی به این واضحی بشید! من واقعا تعجب میکنم! به همین دلیل هست که علاقه ای ندارم تا کامنت شمارو پاسخ بدم چون بدون فکر کردن نظر میذارید و فقط حرف خودتون رو قبول دارید.
حرف شما"شما خوب بلدید در برابر منطق قهر کنید تا به سوالاتی مثل ستاره قطب جنوب واینکه چرا فلک به دور اون می چرخه جواب ندید" شما پاسخ های مارو قبول ندارید حرف های مارو مستند نمیدونید و کلیپ های علمی و مستند رو هالیوودی میدونید پس نتیجه میگیریم پاسخ دادن به شما بی فایده هست چون هرچه که خودتون بخواید رو قبول میکنید! این تعصبه! خواهش میکنم متعصب نباشید! شما بمب هسته ای رو قبول ندارید،سفر به ماه رو قبول ندارید،تصویر برداری ماهواره هارو قبول ندارید و ... پس تنها فرق شما با یک زمین تخت گرا این هست که شما فکر میکنید زمین کرویه! من هم قبلا مثل شما بر روی این موضوع تعصب داشتم اما تعصب رو کنار گذاشتم رو فکر کردم! بنده قبلا پیج نجومی داشتم و کارم فقط گذاشتن مطالب نجومی بود فکر میکنید چرا الان اینجام؟ و چرا به زمین تخت معتقدم؟ فکر میکنید همین سوالات شما برای بنده سوال نبود؟ سوال بود و پاسخ گرفتم! و هرکسی این سوالات رو بپرسه پاسخ میدم اما وقتی متوجه بشم وقتم رو دارم بیهوده هدر میدم دیگه ادامه نمیدم! سکوت من هم به معنای نداشتن پاسخ نیست! این رو بار ها گفتم باز هم میگم هرکس با موضوع زمین تخت مواجه میشه این سوالات رو میپرسه برای اولین بار از من پرسیده نشده که شما میگید من فرار میکنم! فرض کنیم حرف شما درست، بنده تا کی باید فرار کنم؟ بنده اگر از پاسخ طفره برم در واقع دارم خودمو فریب میدم اما من این کار رو نمیکنم!
فکر میکنید از این جمعیت چند میلیونی زمین تخت گرایان کسی تابحال با فیزیک،نجوم،ریاضیات،علم اپتیک و هزار علوم دیگه سروکار نداشته؟ همه زمین تخت گرایان بیکار هستند و صبح تا شب حرف های بی سروته میزنند؟ اگر اینطور فکر میکنید در اشتباه هستید و درواقع اصلا فکر نمیکنید!
دوست عزیز من این رو در پاسخ قبلی توضیح دادم در قرآن کلماتی برای توصیف آسمان بکار رفته که فقط برای یک جسم جامد بکار میره! مثلا شکافته شدن، از جای کنده شدن،حرکت کردن،جنبش داشتن و فرو ریختن! شما هیچکدوم از این کلمات رو برای توصیف گاز استفاده نمیکنید!

حرف شما:
"همچنین فراموش کردی که خودت نوشته بودی:

 

وَلَقَدْ زَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّیَاطِینِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِیرِ ﴿ملک-۵﴾

 

و در حقیقت آسمان دنیا را با چراغهایى زینت دادیم و آن را مایه طرد شیاطین [= قواى مزاحم] گردانیدیم و براى آنها عذاب آتش فروزان آماده کرده‏ ایم

 

 

که معنی کردین که این سقف مانع عبور شیطانهاست!

 

 

 

ما اگه بخوایم به ترجمه شما دل ببندیم باید مطمئن باشیم که شیطانی دیگه در زمین نیست. آیا منظورتون همینه؟

 

اگه بله که غلطه چون با نص قرآن نمی سازه چون شیطان داره بشرو اغوا می کنه.

 

اگه خیر که این ترجمه تون که گفته هیچ چیز نمی تونه از اون رد بشه اشکال داره."


دوست عزیز این حرف شما کمی عجیبه! به آیه ای که فرستادید دقت کنید! منظور از زینت همگی میدونیم ستارگان هستند! سپس بعد از این جمله کلمه وَجَعَلْنَاهَا اومده و به معنی این هست که ستارگان مایه طرد شیاطین هستند تا نگذارن شیاطین از آسمان عبور کنند خب در مدل کرویت زمین ستارگان کجا هستند؟ میلیون ها مایل دورتر از زمین و حتی بیشتر! در مدل زمین تخت ستارگان ارتفاعی ندارند! در حدود 5000 مایل! خب بر طبق مدل کرویت زمین شیاطین میتونند از زمین خارج بشن چون ستارگان از زمین فاصله بسیاری دارند و البته ستاره چطور میتونه باعث طرد شیاطین بشه؟ ستاره یک توپ گازی و آتشین هست(در مدل کرویت) اما در مدل زمین تخت موضوع کاملا فرق داره!

چرا شیطانی نباید در زمین باشه؟ سوره جن رو بخونید کامل متوجه میشید منظور از این آیات چی هست!

اینکه شیاطین نمیتونند از آسمان رد بشن و اینکه وجود دارند و بشر رو فریب میدن دو موضوع کاملا جداست! چون واقعا ربطی بهم ندارند! 

خب حال درباره آسمان! آسمان همانطور که قبلا گفتم یک جسم جامد و گردان هست و در مدل کرویت زمین این جسم گردان وجود نداره اما در کتاب التفهیم ابوریحان بیرونی زمین کروی تصور شده که یک گوی شیشه ای به دور زمین در گردشه و ستارگان به گوی چسبیده هستند حال به این موضوع کاری ندارم.

اما در مدل زمین کروی آسمان بی معنا هست چون فراتر از جو فضایی بی کران وجود داره و آسمان بی معنی میشه ولی در زمین تخت آسمان یک گنبده و نمیشه از اون عبور کرد.

حرف شما"اصلا میدونی کره یعنی چه و جهت نیروی جاذبه به کدام طرفه؟" این حرف شما توهین آمیزه! در یک کره هیچ بالا و پایینی معنا نداره بله میدونم سمت کشش گرانش به کدام سمته.

حرف شما"شما دچار اختلاط در معنای تخت با معنای کره شدین چون در عین حالی که از کره بحث می کنی باز فکر می کنی باید بصورت خطوط نیروی جاذبه همگی با هم موازی باشند!!! نه خیر تمام خطوط نیروی جاذبه عمود بر سطح زمین هستند که نقطه انتشار یا تمرکز اونا در مرکز کره زمینه و البته و هر جرم فضایی دیگر هم مرکز ثقل جاذبه ش در مرکز کره اونه."

با حرفی که الان زدید متوجه شدم چیزی از پاسخ من متوجه نشدید!

حرف و ایه شما:

چرا چنین بهتان و افترای بزرگی رو به قرآن نسبت می دین؟ 

منظور شما آیه زیر بوده که البته با ترجمه غلط به فارسی، نظر خودتونو از اون گرفتین:

"فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَأَوْحَى فِی کُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَحِفْظًا ذَلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ ﴿فصلت-۱۲﴾ پس آنها را هفت آسمان در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمانى فرمانش را وحى فرمود و آسمان دنیا را به چراغها آذین کردیم و نگاه داشتیم این است تقدیر آن نیرومند دانا."


دوست عزیز الان متوجه شدم شما حتی حرف خودتون رو هم قبول ندارید! شما کمی بالاتر گفتید که کلمه السَّمَاءَ به معنای آسمان زمین هست یعنی جو زمین همراه ابر و .... و گفتید که سَمَاوَاتٍ به معنای فضا و آسمان های بالاتر از جو هست بنابراین من طبق حرف خودتون حرف زدم! خداوند فرمود السَّمَاءَ  رو به زینت ستارگان آراستیم! پس مشکلی وجود نداره! زمین تخت ها السَّمَاءَ رو همان گنبد میدونند که ستارگان بر روی اون قرار دارند اما شما السَّمَاءَ  رو جو میدونید بنابراین ستارگان باید طبق تصور شما در جو زمین باشند! این حرف خودتون هست خواهش میکنم منکرش نشید دوست عزیز!


پاسخ به سوالات شما:

در کجای قرآن گفته که ستارگان خاموش خواهند شد؟

سوره تکویر: وَإِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ ﴿۲﴾ و آنگه که ستارگان همى‏ تیره شوند (۲)

در کجای قرآن گفته که ستارگان بر روی زمین فرو خواهند ریخت؟

سوره نجم:

وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى ﴿۱﴾

سوگند به اخت چون فرود مى ‏آید یا فرو افتد

سوره النفطار:

إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ ﴿۱﴾

آنگاه که آسمان زهم بشکافد (۱)

وَإِذَا الْکَوَاکِبُ انْتَثَرَتْ ﴿۲﴾

و آنگاه که اختران پراکنده شوند (۲)


حرف شما:

"قرآن گفته ستارگان پراکنده می شن یعنی دیگه به اون نظمی که می بینید نخواهید دید.

 گفته ستارگان کدر میشن یعنی دیگه به اون براقی و چشمک زنی که می بینین نخواهید دید.

 گفته خورشید در خودش پیچیده خواهد شد کجا گفته مثل لامپ سقف اتاق بر روی زمین می افته؟"


بله گفته ستارگان پراکنده میشن اما درست بعد از گفتن "آنگاه که آسمان زهم بشکافد و سپس گفت" و آنگاه که اختران پراکنده شوند" اینجا کاملا مشخصه که با شکافتن آسمان اختران پراکنده میشن! یعنی این دو بهم مربوط هستند!

بله خورشید هم با ماه در یکجا جمع میشه این هم جزوی از آیات قیامت هست که بسیار جالبه1


و همچنان همه ما اشتباه میکنیم و تصور غلط داریم ولی شما درست میگید؟ حرف شما:همه اینا اشتباهه اتفاقا تمام آیاتی که ذکر کردید با ظرافت و دقت تمام دارن توصیف کرویت زمینو می کنن"

من هنوز نمیدونم، چطور این آیات کرویت زمین رو توصیف میکنند؟ چطور ما میتونیم ستارگانی که میلیارد ها سال نوری از ما فاصله دارند و در یک چشم بهم زدن تیره میشن و پراکنده میشن رو ببینیم! اگر به راستی جو گازی هست چرا از کلماتی مانند شکافتن،گشوده شدن و بصورت در های متعدد در آمدن،فرو ریختن و... استفاده شده! سوره قمر آیه 11 رو بخونید! 

فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُنْهَمِرٍ ﴿۱۱﴾

"پس درهاى آسمان را به آبى ریزان گشودیم (۱۱)"

خب حال بررسی میکنیم! شما میگید السَّمَاءِ  یعنی جو زمین خب! أَبْوَابَ السَّمَاءِ یعنی در های جو زمین؟ در مدل زمین تخت مشکلی نداره ما معتقد هستیم آسمان درهایی داره که خداوند اونهارو گشوده و آب فراوانی وارد زمین کرده اما در مدل کرویت زمین آسمان جایی نداره که اون رو درب حساب کنیم! در کل بی معنی میشه! خواهشا فکر کنید!

حرف شما"دیگه دیده نخواهند شد چون جو خاصیت خودشو از دست میده."

اما فضانوردانی که ادعا کرده اند در ایستگاه فضایی هستند مدعی دیده شدن ستارگان حتی در نور خورشید شده اند! شما چطور میتونید این رو توجیه کنید!؟ اونها از جو زمین فاصله بسیاری دارند و در فضای خارج از زمین درحال پرواز هستند(برطبق مدل شما)


1- واقعا فکر میکنید استدلال شما در تصور کردن ذلول در حال حرکت و تشبیه اون به زمین علمی و عقلی بوده؟ واقعا تعجب میکنم! چرا ذلول باید به معنای شتر درحال حرکت باشه؟ چرا نمیتونه به معنای شتر ساکن باشه؟ همانطور که گفتم زمین میلرزید و خداوند زمین رو برای انسان رام کرد نه اینکه زمین درحال حرکته! اصلا حرف شما بی معنیه!

حرف شما:

"اگه قرار بود ساکن باشه دیگه لازم نبود مثال ذلول یا شترسواری زده بشه"

ذلول به معنای شتر سواری نیست شما باز هم حرف خودتون رو قبول نکردید! ذلول یعنی شتر رام شده در این آیه خداوند زمین رو به شتری تشبیه کرده که رام شده! نه اینکه زمین حرکت میکرد و رام شد!


دوست عزیز خداوند انقدر توانا هست که لازم نیست بیاد در قرآن بطرز کاملا مخفی و پنهان یک کلمه جای بده که به معنای حرکت زمین باشه و شما بیایید این رو اینطور تفسیر کنید"ولی خدای قرآن، هرگز نگفته به حدیث متوسل بشین چون همه چیز در قرآن هست و مثال شتر رام، نشون میده که مردم بر زمینی سوارند که مثل شتر رام داره حرکت می کنه و بر روی اون زندگی می کنن بدون اینکه وحشیگری از شتر ببینند."
اگر زمین در حرکت بود مستقیما توسط خداوند بهش اشاره میشد چون زمین جایگاه مهمی برای انسان هست! درست مانند اشاره مستقیم به حرکت خورشید و ماه ستارگان و... اما به حرکت زمین اشاره ای نشده! همه تصورات شما از حرکت زمین یکسری تفاسیری هست که مطابق با علم روزه! پنجاه سال دیگه مفسران اون زمان قرآن، قرآن رو جور دیگری تفسیر میکنند اما معنی اصلی قرآن عوض نمیشه!خداوند فرموده در زمین بدنیا میایید و در زمین میمیرید یعنی نمیتونید از زمین خارج بشید و به سیاره دیگری برید که در اون حیات وجود داره! کمی فکر کنید! خواهشا فکر کنید! 
حرف شما"اولا که مهد هرگز به معنای قبر نیست" لطفا نشان بدید ما کی و کجا گفتیم گهواره به معنای قبر هست؟ ما گفتیم تشبیه زمین به گهواره یعنی زمین محل آرامش انسان هست!
حرف شما:
"ثانیا گهواره رو برای ثابت نگه داشتن نمی سازن بلکه برای حرکت دادن می سازن مثل همون شتر نرم رونده." گهواره اینجا به معنای آرامگاه هست یعنی محلی برای آرامش انسان! من واقعا نمیدونم چطور حرکت زمین رو از این آیه متوجه میشید؟

سوره نبأ آیات 6 و 7: «الم نجعل الارض مهادا و الجبال اوتادا»

 

ترجمه صاحب محدث دهلوی: «آیا نساخته‌ایم زمین را فرشی و نساخته‌ایم کوه‌ها را میخها؟»

 

ترجمه سید رضا سراج: «آیا نگردانیدیم زمین را فرشی گسترده و کوه‌ها را میخهائی؟»

 

ترجمه فیض الاسلام: «آیا ما زمین را فرش و گسترانیدن نگردانیدیم و کوه‌ها را میخها قرار ندادیم؟»

 

ترجمه الهی قمشه‌ای: «آیا ما زمین را مهد آسایش خلق نگردانیدیم و کوه‌ها را عماد و نگهبان آن نساختیم؟»

 

ترجمه محمد خواجوی: «آیا ما زمین را گسترده و کوه‌ها را میخها قرار ندادیم؟»

 

ترجمه جلال‌الدین مجتبوی: «آیا ما زمین را بستر و قرارگاه  نگردانیدیم و کوه‌ها را میخهائی؟»

 

ترجمه عباس مصباح‌زاده: «آیا نگردانیدیم زمین را بستر و کوه‌ها را میخها؟»

 

ترجمه اشرفی تبریزی: » آیا نگردانیدیم زمین را بستر و کوه‌ها را میخها؟»

 

ترجمه مکارم شیرازی: «آیا زمین را محل آرامش قرار ندادیم و کوه‌ها را میخهای زمین؟»

 

ترجمه فولادوند: «آیا زمین را گهواره‌ای نگردانیدیم و کوه‌ها را میخها؟»

 

ترجمه خرمشاهی: » آیا زمین را زیر انداز نساختیم و کوه‌ها را مانند میخها؟»

 

علامه طباطبائی در تفسیر المیزان «مهاد» را اینگونه معنی میکند: «به معنای بستر و قراری است که در آن تصرف میشود و بر فرشی که روی آن می‌نشینند نیز اطلاق میشود. «

 

در بسیاری از تفاسیر مانند تفسیر نمونه نیز از قول «راغب» در «مفردات» بیان شده مهاد در معنای فرش و بستر به مکان صاف و آماده و مرتب اطلاق میشود.

در ترجمه‌های معتبری که در بالا ذکر کردم فقط آقای فولادوند «مهاد» را به گهواره ترجمه کرده در صورتیکه مهاد یعنی فرش و بستر و زیرانداز صاف و گسترده شده و مهد یعنی گهواره کودک. حتی اگر تشبیه زمین را به گهواره به معنی ثابت نبودن زمین بتوان پذیرفت این تشبیه درستی نیست چون گهواره بر جائی قرار میگیرد و یک حرکت نوسانی پاندولی دارد ولی کره زمین در فضا معلق است و دارای دو حرکت دورانی به دور خود و به دور خورشید است. ایراد دوم به این تعبیر آقایان اینست که اگر مراد در این آیه گهواره بودن زمین باشد، پس نقش کوه‌هائی که به آن میخ شده و قرار است باعث لرزش آن نشود چیست؟

امیدوارم کامل متوجه شده باشید!

درباره شماره پنج بگم منظور خداوند تمامی اجرم آسمان هستند از خورشید و ماه گرفته تا ستارگان سیارات و ستارگان نه زمین! زمین برجای خود قرار داره! برای همین از کُلٌّ استفاده شده! یعنی تمامی ستارگان و خورشید و ماه و سیارات! زمین الان در اینجا کجاست؟

حرف شما:

"اما درآیه 41 که نتیجه گیری از سیاق آیات 36 تا 40 هست از عبارت «فَلک المشحون» یعنی کشتی پر از انسان، استفاده کرده تا بگه این زمین هم همه رو رو سینه خودش داره، همانا مثل کشتی در دریای خودش شناوره. یعنی تاکیدی دوگانه بر شناوری زمین در فضا."

شما چطور از این آیات زمین رو استنباط میکنید؟ به تفاسیر در این باره اعتقاد ندارم اما جایی در تفاسیر ندیدم که از این آیه برای حرکت زمین استفاده بشه و اگر هم جایی استفاده شده من ندیدم چون اولین باره از شما این رو میبینم!

حرف شما:

"این زمین تخت شما هم باید خواه ناخواه در فضای بیکران معلق باشه. چرا اینقدر با خودتون هم لجاجت دارید؟"

زمین تخت در فضا معلق نیست! شما که هنوز هیچ شناختی از مدل زمین تخت ندارید چطور میخواید نقدش کنید دوست گرامی؟  شما با همه لج دارید نه ما! خواهش میکنم فکر کنید!


درباره شماره 6 بگم من تمامی آیات رو در نظر گرفتم گویا پاسخ بنده رو هم کامل نمیخونید! بنده یکی از آیات رو برای مثال در متن پاسخم آوردم ولی در متن های پایین درباره بقیه آیاتی که قرار دادید هم نوشتم شما چطور نخوندید یا ندیدید؟ دوباره پاسخ های من رو بخونید! 


حرف شما: "لذا در این آیات باز هم سیاق، نشون دهنده اینه که زمین و ماه و خورشید در سپهر خودشون شناورند" 

خورشید،ماه،شب و روز! زمین از کجا استنباط شد؟


حرف شما"ولی مگه شب و روز هم ماده است که بتونه شناور بشه؟؟؟ نخیر."


اگر مراحل آفرینش رو بخونید ابتدا شب و روز خلق شد سپس خورشید و ماه یعنی شب و روز از خورشید و ماه جدا هست اما خورشید نشانه روز و برای گرما دهی و ماه نشانه شب آفریده شد تا نوری بسیار کمتر از خورشید در شب باشه! این آیات ربطی به کرویت زمین ندارند! 


این هم حرف شما:

"برای بنده هیچ اهمیتی نداره که موسسین حوزه علمیه قم در سده اخیر، چه چیزی بافته و نامشو نهج البلاغه گذاشتن که کلش با حقایق عقلی و قرآنی مغایره"

چرا با حقایق عقلی و قرآن مغایره؟ دقیقا همان چیزی که در قرآن ذکر شده در نهج البلاغه هم موجوده!

درباره ادامه حرف های شما بگم همه اش دور از بحث ماست و نوعی درگیری ذهنی هست که من نمیدونم شما چطور به این چیز ها باور دارید و خیلی چیز هارو برای خودتون استنباط میکنید! برای من بسیار عجیبه چون انسانی تا این حد بیدار  و عاقل ولی تا این حد متعصب ندیده بودم! واقعا عجیبه! خواهشا فکر کنید!

حرف شما:

"شما منطقی بحث نمی کنید." 

خیر، شما منطقی بحث نمیکنید! چون گاه حرف هایی میزنید که اصلا با عقل و منطق جور نیست و فقط تفسیری از سوی خود شماست برای تایید حرف های خودتون!


این حرف شما"شما هرگز نخواهید تونست جواب بدید که چرا در نیمه جنوبی زمین همه اون گنبد گردون شما همیشه داره به دور ستاره قطب جنوب میچرخه ولی همینکه سوار هواپیما میشید و به نیمه شمالی زمین میائید یکهو می بینید داره به دور ستاره قطب شمال هم می گرده."

من هرچه بگم شما قبول نمیکنید میدونم مستنداتی که قرار میدم نمیبینید چون به مستند علمی اعتقاد ندارید اما من میگذارم که اگر سوال شخص دیگه ای بود به پاسخ برسه!


مستنداتی برای پاسخ به چرخش ستارگان در نیمه شمالی و جنوبی:


https://www.youtube.com/watch?v=Hffevu88I0M

https://www.youtube.com/watch?v=RdoBXk9lWRU

http://www.aparat.com/v/bOfhW

http://www.aparat.com/v/OkRxM


شما هم ببینید اگر به ((مستند)) اعتقاد دارید! مستند علمی فیلم هالیوودی نیست دوست گرامی!


حرف شما"چون آشنایی با منطق ندارید به خرافات متوسل میشید."

خواهش میکنم شما این حرف رو نزنید چون کامنت های شما اکثرا مخالف منطق هستند نه حرف های ما.

موفق باشید

با دقت بخونید


با سلام خدمت جناب عربگری 
ممنون از توضیح شما. همیشه در مورد امواج رادیویی سوال داشتم که خیلی خوب توضیح دادید. نمیدونستم کدوم برمیگرده از یونوسفر. اما جناب عربگری عزیز همچنان که موضوع تخصصی ارتباطات برای شما قابل درکه موضوع تخصصی تکامل هم برای ما متخصصین علوم زیستی قابل درکه. هم از نظر مولکولی و هم از نظر ریاضی تخصصی و آمار. 
موفق باشید.

وقتی که از شب یلدا که بلندترین شب سال میباشد به فصل بهار نزدیک میشویم کمکم شبها کوتاهتر و روزها بلندتر میشود تا اولین روز تابستان که بلندترین روز سال میباشد میرسیم و .....

در مدل زمین تخت هر طور که ما نگاه بکنیم روز و شب به یک اندازه هستند و فرقی در زمستان و تابستان دیده نمیشود  و طول شب و روز یکی است  چرا؟؟؟؟

پاسخ:
چون شما فقط به یک مدار خورشید نگاه میکنید! دلیلش این هست
موفق باشید

همچنین طبق گفته خودتون ستاره قطبی جنوبی انعکاس ستاره قطبی شمالی میباشد !!!! چگونه چنین چیزی امکان پذیر میباشد ؟؟؟؟

همچنین در نیمکره جنوبی صور فلکی و ستارگان به دور ستاره سیگما گردش دارند در صورتیکه در مدل زمین تخت گردش صور فلکی باید به دور ستاره قطبی شمالی باشد؟؟؟؟؟

همچنین طبق مدل تخت شما خط سیر ستارگان در آسمان در نیمکره جنوبی و شمالی باید فرق داشته باشد ....آیا در عمل چنین چیزی مشاهده میشود ؟؟؟؟؟

پاسخ:
این موضوع هنوز قطعی نیست اما انعکاس بر روی گنبد اتفاق میوفته.
هیچ ستاره مرکزی و جنوبی ای در کار نیست تنها مربوط به دید شما و منطقه مورد نظر شماست!
چرا باید فرق داشته باشه؟
این یک مستند علمی در این مورد هست http://www.aparat.com/v/OkRxM

سلام علیکم جناب فریدون و سایر دوستان
در مورد evolotion یا تحول گونه ها، بنده هرگز نگفتم که با تکیه بر زیست شناسی اونو نقض میکنم که خود بنیان گذار این فرضیه هم اعتقاد داشت و مدعی بود که evolotion امری ملیونها سال زمانبره یعنی نمی شه با بررسی زیست شناسی اونو اثبات کرد بلکه ایشون با تکیه بر تشابهات ظاهری در اسکلت و انواع، چنین نظری داده است

ما هم بحث زیستی نمی کنیم چون قضیه ربطی به زیست نداره بلکه در حد امکان و عدم امکان این فرضیه هست و بحثی منطقی و فلسفیه . اگه از نظر فلسفی میسر باشه بعدش میشه در موردش بحث کرد. مثل اینکه یکی بگه که می تونه شتر زنده و بالغ رو در یه تخم گنجشک جا بده، خب، وقتی چنین امری منطقا محاله دیگه دنبال اثباتش رفتن کار عبثی هست.

بارها سوال پرسیدم و دوستان به جای جواب به سوال(البته چون جوابی نیست) بحث خودشونو به کوچه علی چپ می کشونن و اونو شخصی می کنن. ولی باز می پرسم

1- چه چیزی باعث evolotion میشه؟
2- جهش چیست؟
3- چرا آغازیان هنوز زنده هستند؟
4- چرا اقلا در 100 سال اخیر، به جای ایجاد گونه جدید، بلکه ادعا شده که هزاران گونه هم از بین رفته اند؟
خواهید گفت ایجاد گونه جدید میلیونها سال وقت می بره
می گم خب، پس چطوری تو آزمایشگاه میشه اونو تجربه کرد؟ نتیجه بلافصل پذیرش evolotion اینه که باید گونه های جانداران امروز، بصورت تصاعدی بیشتر از گونه های جانداران مثلا 10 ملیون سال قبل باشن!
ولی هرگز اینگونه نیست. چرا؟
5- چه چیزی تضمین می کنه که هر چیزی که در آزمایشگاه تجربه پذیر بشه اون وقت در طبیعت هم اتفاق افتادنی است؟ 6- از کجا معلومه که آزمایشات دقیقا فرضیه داروینو دارن تحقیق می کنن؟
7- چرا گونه های موجود، در بهترین وضعیت ممکن و کمال خودشون هستند و در صورت تولد نوزادی که اندکی با والدین خود متفاوت باشه اون نوزاد، محکوم به فنا در عمری بس کوتاهه؟
8- آیا هر گردی گردوست؟ یعنی همین که موجودات با هم تشابه داشته باشند باید فکر کنیم حتما والدین مشترکی داشته اند؟
آیا منطقی نیست که بین هر دو موجود کاملا متفاوت، باز هم تشابهاتی را بتوان یافت؟ مثلا بین سنگ چخماق و ماهی سفید!!!
زیرا که هر دو شون جرم دارن، وزن دارن، سفیدن، و...
9- آیا شما مدعی نیستید که بی نظمی خودش نوعی نظمه؟
اگه بله که هر دو چیزی، حتما می تونن به هم شبیه باشن از جمله گونه های متفاوت جانداران.
10- و... بسیاری از سوالات دیگه

فرضیه evolotion  بر هیچ اساس علمی و منطقی و عقلی بنا نهاده نشده بلکه یه فرضیه ای استعماری است برای توجیه رفتار وحشیانه غربیها و تحمل احمقانه شرقی ها، همچنین به کنار نهادن دین تا نشون بدن هیچ فرقی بین انسان و حیوان نیست تا اینقدر مقام والای انسانی، مقام والای انسانی نکنن و بر حیوانیت خودشون قانع باشن و مثل سگ زندگی کنن و رفاه نخوان. انشان، یه حیوان دوپا بیشتر نیست که کارش خوردن و بردن و جفت گیری و مرگه. پس باید بر قاتون جنگل صبور باشن و اعتراضی نسبت به سلطه نداشته باشن، خرگوش برای خورده شدن و شیر برای خوردن خرگوش درست شده، ای دو پا اینو بفهم!

سخن آخر: اگه بنده تخصصمه و تونستم موضوع امواج الکترومغناطیسی و رادیوئی رو طوری مطرح کنم که دوستانی از شبهه در بیان انتظار دارم اگه دوستان در مورد evolotion در اشتباه نیستند به همون روشنی بتونن از فرضیه تخصصی خودشون دفاع کنن.
یه فایل pdf د رکانالتون گذاشتین با نام «مقاله کوتاه نقض گرانش» باید تشکر کنم که نشون دادید نویسنده اون متن با چه میزانی از اطلاع از ریاضی و هندسه و فیزیک، در حال دست و پنجه نرم کردن با موضوعاتی چون رد کرویت زمین و رد نیروی جاذبه هست. بخوام مثال بزنم مثل زورآزمایی مورچه با فیل می مونه. اینگونه متون و یادداشتهای پریشانو مقاله نمی گن ولی خب این سالها با اپیدمی نمره دهی برای دانش آموزان توسط مدارس، و از طرفی هم اوج گیری پذیرش بدون کنکور دانشگاههای دولتی و آزاد تا سطح فوق لیسانس و خرید دکترا، هرگز تعجب نمی کنم که ملت به این حال و روز می افتند و هر نوع عطسه و سرفه خودشونو با نام مقاله یاد می کنن. فقط محض اینکه شمارو دوست دارم و نمی خوام کسی فریب تون بده دارم چند جمله خاطر نشان می کنم و گرنه اینگونه چرندگوئی ها قابلیت دریافت نقد یا ردیه نداره. نویسنده دچار شبهه های بسیار بزرگ در فهم مسائل فیزیک و ریاضی شده: 1)  یکی از اونا موضوع یکسانی دیمانسیون یا بُعد در دو طرف معادلات ریاضی(فیزیکی) است 2)  یکی دیگه عدم دریافت معنای دیمانسیون و یا بُعد هندسی است 3)  موضوع بعدی عدم توانایی در درک نیروی ارشمیدسی در باره سیالات هست که خود حاصل نیروی جاذبه می باشد 4)  موضوع بعدی عدم درک سیستم و مهم تر، عدم توانایی در تبیین پدیده ای فیزیکی و طبیعی است که باعث شده به تراوشات بی ارتباط و توهمی خود جنبه علمی قائل بشه 5)  موضوع دیگر، عدم درک درست از معنای انرژی و نیروست، چیزی که تعریف اونو هر کودک کلاس چهارم ابتدائی هم میدونه ولی در این سیاهه ایشون مرتبا از نیروی گرما و نیروی هسته ای و نیروی الکتریسیتی نام می بره 6)  و موضوع آخر و نتیجه گیری ایشون اینکه «نیروی جاذبه چیزی رو به زمین ساقط نمی کنه بلکه چگالی این کارو می کنه»؟!؟!؟! حالا می خوام اشتباه هر کدومو بگم: 1-  عدم درک تفاوت بین جرم ماده که با M نشون میدیم که واحد اون کیلوگرم است با حجم ماده که با V نشون میدیم و کمیتی 3 بُعدی با واحد متر مکعب است می تواند چنان قدرت و شجاعتی به آدم ببخشد که حتی وجود روشنایی روز در خود روز را هم منکر شود. 2-  نویسنده شجاع شما، فاصله بین دو جرم رو که اتفاقا خودش هم با r نشون داده، با فضا و هندسه 3 بعدی اشتباه گرفته که همه میدونن فاصله بین هر دو چیزو باید با متر اندازه بگیریم نه با مترمکعب که 3 بعدی منظور بشه! یعنی با چنان فرضی داره با قاشق به جنگ ناتو میره. 3-  قانون ارشمیدس میگه که هر جسمی که در سیالی شناور بشه به اندازه وزن سیال هم حجمش از وزنش کم میشه. پس اگه سیال هم حجمش، سبکتر از وزن خودش باشه، در اون سیال فرو میره و ته نشین میشه ولی اگه سیال سنگین تر باشه میره بالای سیال. دقیقا به دلیل نیروی جاذبه بر جسم غلیظ تر بیشتر نیرو وارد می کنه. 4-  بنده انصافا متوجه نشدم چطور ممکنه گرما و باد و موج دریا و گرداب دریا به هم ربط داشته باشن و گرما باعث تشدید یا تقلیل طوفان بشه که می فرمایند«همانطور که دما افزایش می یابد، فشار طوفان کاهش می یابد و این باعث افزایش شدت طوفان میشود»؟!؟!؟! 5-  ایشون فرموده «چهار نیرو در طبیعت جزو نیرو در طبیعت هستند که میتوان آن هارا در آزمایشات نشان داد: نیروی هسته ای،نیروی الکتریسیتی،نیروی مغناطیسی و گرما »؟!؟!؟! از دوستان می پرسم که آیا گرما نیروست؟ آیا هسته ای نیروست؟ الکتریسیته نیروست؟ آیا مغناطیس نیروست؟ البته ایشون قطعا می خواسته بگه انرژی، ولی معنای اونم نمیدونسته. حتی اگه منظورش انرژی هم باشه پس انرژی آب دریا، انرژی باد، انرژی نورخورشید و... که از اینا مهمترن چی شدند؟ 6-  نتیجه گیری ایشون، فوق العاده اشتباهه که میگه چگالی باعث سقوط هست نه نیروی جاذبه. زیرا همین ماهواره هایی که در بالای جو زمین هستند و نویسنده نمی تونه وجود اونارو منکر بشه و هر روز داره از آسمون موج اونارو تنظیم می کنه،  دارای چگالی بسیار بیشتری از جو زمین هستند ولی در اونجا قرار دارن و نمی افتن. چون نیروی گریز از مرکز اونا جاذبه رو خنثی کرده. وقتی سیبی رو به سمت آسمون پرتاب می کنید داره میره بالا، ولی چگالی سیب بیش از هواست. ولی وقتی بر میگرده نیرویی داره اونو به سمت زمین می کشه که بهش جاذبه میگن نه چگالی. بارون به زمین میریزه چون نیروی ارشمیدسی وارد بر قطره بارن در هوا وارد میشه که زائیده جاذبه هست و چون قطره بارون از وزن هوای هم حجمش سنگین تره پس به زمین میریزه. ولی بخار آب چون از هوا سبکتره به آسمون میره، چون جاذبه بر هوا بیش از بخار که سبک هست نیرو وارد می کنه. ریزگردها و کلا گرد و خاک، چگالی بیشتری از هوا دارن ولی چرا در هوا هستند؟ در منطق بولی یا جبر بولی که نوعی ریاضیات جدید هست و مدارات کامپیوتر، با اون کار میکنن میگه از فرض غلط میشه هر نوع نتیجه ای گرفت، چیزی که این دوستمون خودشو با اون آعشته کرده.
پاسخ:
سلام
باز هم قضاوت سریع شما باعث شد اشتباه برداشت کنید. نویسنده این مطلب Aaron Guerami اصلا منکر کرویت زمین نشده من در جایی از مقالش ندیدم! ایشون فقط مانند دیگر افراد نقد خودش رو به گرانش بیان کرد.
به توهین و تمسخر شما"بخوام مثال بزنم مثل زورآزمایی مورچه با فیل می مونه. اینگونه متون و یادداشتهای پریشانو مقاله نمی گن ولی خب این سالها با اپیدمی نمره دهی برای دانش آموزان توسط مدارس، و از طرفی هم اوج گیری پذیرش بدون کنکور دانشگاههای دولتی و آزاد تا سطح فوق لیسانس و خرید دکترا، هرگز تعجب نمی کنم که ملت به این حال و روز می افتند و هر نوع عطسه و سرفه خودشونو با نام مقاله یاد می کنن." کاری ندارم چون به بحث مربوط نیست اما این عجیبه که همه رو بی سواد میدونید و ادعا میکنید هرکس یک موضوع رو نقد کنه حتما مدرکش رو خریده و بی سواده!

حرف شما"فقط محض اینکه شمارو دوست دارم و نمی خوام کسی فریب تون بده دارم چند جمله خاطر نشان می کنم و گرنه اینگونه چرندگوئی ها قابلیت دریافت نقد یا ردیه نداره."
دوست عزیز ابتدا بگم که شما تنها دارید خودتون رو فریب میدید چون چشمتون رو به همه چیز بستید حتی نمیخواید به یک موضوع شک کنید و روش کمی فکر کنید.
کدام چرندگویی؟ چون برخلاف دانسته های شماست پس چرنده گویی هست؟ چون موضوعی هست که اکثریت قبول ندارند و دربارش فکر نمیکنند چرنده؟ 
دوست عزیز در کجای مقاله به اشتباه و غلط چیزی گفته شده؟ درباره مورد یک و دو کامل توضیح بدید و براش یک رفرنس معتبر معرفی کنید.
درباره نیروی ارشمیدس بگم که وقتی نیروی وزن جسم که حاصل از جرم جسم هست(نه گرانش) از نیروی ارشمیدسی یا شناوری بیشتر باشه جسم به ته آب میره و غرق میشه و همینطور برعکس! نیرویی که بهش میگید گرانش در حقیقت همون نیروی وزن و جرم یک جسم هست که مشخص میکنه جسم سقوط کنه یا سقوط نکنه.
درباره گزینه 4 هم شما فقط یکسری اتهامات رو مطرح کردید و مانند این حرف شماست"با اپیدمی نمره دهی برای دانش آموزان توسط مدارس، و از طرفی هم اوج گیری پذیرش بدون کنکور دانشگاههای دولتی و آزاد تا سطح فوق لیسانس و خرید دکترا، هرگز تعجب نمی کنم که ملت به این حال و روز می افتند و هر نوع عطسه و سرفه خودشونو با نام مقاله یاد می کنن."

حرف شما"ایشون مرتبا از نیروی گرما و نیروی هسته ای و نیروی الکتریسیتی نام می بره"
باید بگم مرتبا نام برده نشده بلکه تنها در یک قسمت از متن بهش اشاره شده.

حرف شما"عدم درک تفاوت بین جرم ماده که با M نشون میدیم که واحد اون کیلوگرم است با حجم ماده که با V نشون میدیم و کمیتی 3 بُعدی با واحد متر مکعب است می تواند چنان قدرت و شجاعتی به آدم ببخشد که حتی وجود روشنایی روز در خود روز را هم منکر شود."
با دلیل حرف بزنید لطفا! شما فقط اتهام میزنید و میگید فلان چیز غلطه اما توضیحی نمیدید! توضیح بدید و اگر رفرنس معتبری در این مورد دارید معرفی کنید.

حرف شما"2- نویسنده شجاع شما، فاصله بین دو جرم رو که اتفاقا خودش هم با r نشون داده، با فضا و هندسه 3 بعدی اشتباه گرفته که همه میدونن فاصله بین هر دو چیزو باید با متر اندازه بگیریم نه با مترمکعب که 3 بعدی منظور بشه!"
دوست عزیز شما اصلا مقاله رو خوندید؟ چون سوالات و شبهاتی که اینجا مطرح میکنید به خصوص این مورد اصلا هیچ ربطی به مقاله ما نداره! کجای مقاله فاصله بین دو جسم با متر مکعب محاسبه شد؟
حرف شما در گزینه 3"دقیقا به دلیل نیروی جاذبه بر جسم غلیظ تر بیشتر نیرو وارد می کنه."
دوست عزیز تا قبل از این جمله من مشکلی در نیروی ارشمیدس و سیالات و چگالی و شناوری اجسام نمیبینم چون واقعا مشکلی نداره اما این جمله شما کاملا غلطه! آیا گرانش دارای شعور هست که انتخاب کنه به چه جسمی چه نیرویی وارد کنه؟ اگر فرض کنیم جسمی به عنوان فرض و مثال دارای 10 مولکول هست و جسمی دارای 5 مولکول، گرانش از نظر شما به جسمی که دارای 10 مولکول هست نیروی بیشتری وارد میکنه اما این غلطه! گرانش یک نیروی یکسان باید به همه چیز وارد کنه و فرقی نباید بین اجسام کم جرم و با جرم زیاد باشه چون گرانش نیروی هوشمندی نیست حتی فیزیک دانان معروف هم اعتراف کرده اند که نمیدونند گرانش در حقیقت چی هست و چطور کار میکنه.
چرا در طبیعت نیرویی مانند گرانش وجود نداره؟ مثلا نیرویی که بتونه همین کار های عجیب و غریبی که از گرانش توصیف میکنید رو انجام بده؟

حرف شما"4- بنده انصافا متوجه نشدم چطور ممکنه گرما و باد و موج دریا و گرداب دریا به هم ربط داشته باشن و گرما باعث تشدید یا تقلیل طوفان بشه که می فرمایند«همانطور که دما افزایش می یابد، فشار طوفان کاهش می یابد و این باعث افزایش شدت طوفان میشود»؟!؟!؟!"
یعنی واقعا گردباد بر فراز دریا بر روی دریا یا اقیانوس تاثیری نداره؟ بر آب تاثیری نداره؟ گردبادی که با سرعت درحال حرکت و چرخشه آب رو جابجا نمیکنه و تاثیری نداره؟ منکر حقایق هم شدید؟
شما تعریف خودتون از طوفان رو بگید.
این حرف شما"5- ایشون فرموده «چهار نیرو در طبیعت جزو نیرو در طبیعت هستند که میتوان آن هارا در آزمایشات نشان داد: نیروی هسته ای،نیروی الکتریسیتی،نیروی مغناطیسی و گرما »؟!؟!؟! از دوستان می پرسم که آیا گرما نیروست؟ آیا هسته ای نیروست؟ الکتریسیته نیروست؟ آیا مغناطیس نیروست؟ البته ایشون قطعا می خواسته بگه انرژی، ولی معنای اونم نمیدونسته. حتی اگه منظورش انرژی هم باشه پس انرژی آب دریا، انرژی باد، انرژی نورخورشید و... که از اینا مهمترن چی شدند؟"
در مقاله به زبان اصلی ایشون اینهارو نیرو اعلام کردند: Gluon - nuclear, W Boson - magnetism, Z Boson - electricity, and the Photon - heat
که بنده بصورت مختصر نوشتم حال اگر اینها از نظر شما نیرو نیست یک رفرنس معرفی کنید تا حرف های شمارو تایید کنه متشکرم.

حرف شما"- نتیجه گیری ایشون، فوق العاده اشتباهه که میگه چگالی باعث سقوط هست نه نیروی جاذبه. زیرا همین ماهواره هایی که در بالای جو زمین هستند و نویسنده نمی تونه وجود اونارو منکر بشه و هر روز داره از آسمون موج اونارو تنظیم می کنه، دارای چگالی بسیار بیشتری از جو زمین هستند ولی در اونجا قرار دارن و نمی افتن."
کدام ماهواره ها؟ میتونید برای ما اثبات کنید ماهواره ها وجود دارند؟ وقتی بالن های ماهواره ای ثابت (GBS)  و بالن های ارتفاع بالا و پهپاد ها و هزار جایگزین دیگه وجود دارند به ماهواره ای نیاز نیست و البته وجود ماهواره غیر ممکن هست! نه قادر به دیدن ماهواره ها هستیم و نه قادر به اثباتش و دلایلی هم هستند که نشان میدن ماهواره ای وجود نداره حتی ایران هم داره از سیستم بالن ها استفاده میکنه.

ادامه حرف قبلی شما"چون نیروی گریز از مرکز اونا جاذبه رو خنثی کرده." اگر قبول کنیم که نیروی گریز از مرکز اونها گرانش رو خنثی کرده پس ماه باید بر ماهواره ها تاثیر گذار باشه! وقتی ماه میلیون ها تن آب زمین رو تحت تاثیر قرار میده پس تحت تاثیر قرار دادن ماهواره هایی که در مدار زمین هستند برای ماه سخت نیست. چون نیروی گرانشی خلاف زمین بر ماهواره ها وارد میشه و نیروی گریز از مرکز رو با مشکل مواجه میکنه و در کار نیرو اختلال ایجاد میشه.

حرف شما"وقتی سیبی رو به سمت آسمون پرتاب می کنید داره میره بالا، ولی چگالی سیب بیش از هواست. ولی وقتی بر میگرده نیرویی داره اونو به سمت زمین می کشه که بهش جاذبه میگن نه چگالی."
تا جایی حرف شمارو قبول دارم! سیب چگالی ای بیش از هوا داره پس سقوط میکنه اما دلیلش گرانش نیست! نیوتون برای گرانش اینگونه نتیجه گرفت: اجسام سقوط میکنند، پس نیرویی اونهارو به زمین میکشه!
اما این غلطه چون اگر اینطوره پس باید نتیجه بگیریم بالن هلیوم بالا میره چون نیرویی به اسم گرانش آسمانی بالن هلیوم رو به بالا میکشه.
یا مثل این میمونه که در وسط یک اقیانوس باشید و هر طرف رو نگاه کنید اقیانوس ببینید و بعد نتیجه بگیرید تمام زمین اقیانوسه و خشکی ای وجود نداره یا مثال دیگه مثلا وارد یک خانه بشید ببینید چراغ هایی که از سقف آویزان هستن کروی هستند سپس نتیجه بگیرید شکل خانه هم باید کروی باشه! اینها غلطه دوست عزیز!
اجسام سقوط میکنند چون اولا واقعیتی به اسم پایین و بالا وجود داره(نه در یک کره) و دوما به دلیل چگالی! اجسام سبک تر از محیط بالا میرن و اجسام سنگین تر از محیط سقوط میکنند. در این میان سطح اصطکاک و مقاومت هوا هم تاثیر قابل توجهی بر سقوط اجسام دارند.
این حرف شما"چون قطره بارون از وزن هوای هم حجمش سنگین تره پس به زمین میریزه." اگر شما این رو قبول دارید نباید گرانش رو قبول داشته باشید چون طبق گرانش اصلا چگالی و سبک و سنگین تر بودن از هوا و محیط اطراف مهم نیست این مهمه که تمام اجسام با جرم های مختلف دارند به سمت مرکز یک جرم بزرگتر کشیده میشن و این نیرویی فاقد شعور هست که حتی در طبیعت هم مانندش وجود نداره.
حرف شما"ولی بخار آب چون از هوا سبکتره به آسمون میره، چون جاذبه بر هوا بیش از بخار که سبک هست نیرو وارد می کنه."
حرف شما کاملا درسته اما لطفا گرانش رو حذف کنید! در صورت وجود گرانشی که ماه و یک قمر دیگه که ناسا ادعا میکنه زمین داره،هزاران ماهواره،میلیون ها تن آب اقیانوس و هزاران کیلومتر جو رو به دور یک کره نگه داشته، براش کاری نداره تا بخار آب و دود و... هم نگه داره چون گرانش یک نیروی قدرتمند هست که باعث شده همه چیز بر روی زمین پایدار باشه پس دیگه سبک و سنگین تر از محیط اطراف رو فراموش کنید چون به گرانش اعتقاد دارید.
حرف شما"ریزگردها و کلا گرد و خاک، چگالی بیشتری از هوا دارن ولی چرا در هوا هستند؟"
همه ذرات از هوا سنگین تر نیستند درضمن سطح اصطکاک هم مهمه! این نکته رو هم بهش توجه کنید که ذرات خاک بعد از مدتی بر روی اجسام مینشینند.
و در آخر باید بگم خواهش میکنم مارو بیشتر از این دیگه به چیزی متهم نکنید تمام مواردی که بهش اشاره میکنیم در علم مدرن موجوده! گرانش در طبیعت وجود نداره و یک نیروی خیالی هست که حتی منشا هم نداره و بزرگترین اختر فیزیک دانان هم نمیتونند دربارش با قطعیت نظر بدن و توصیفش کنند، شما چطور میتونید دربارش انقدر با اطمینان نظر بدید؟ آیا به فضا رفتید یا شاید گرانش رو در آزمایشات مختلف به اثبات رسوندید؟ گرانش یک فرضیه غلط مانند فرگشت هست! درضمن فرگشت به ظاهر مدارک بیشتری نسبت به گرانش برای اثبات داره(البته مدارک اونها فاقد ارزش هست) اما شما فرگشت رو قبول ندارید پس نباید به گرانش معتقد باشید چرا که گرانش هم یکی از فرضیات باطل و شکست خورده در تاریخ هست که توسط یک سری فریماسون مطرح شد.
بهتره کمی تاریخ فریماسون و نقش اونها در مطرح کردن گرانش رو بخونید
موفق باشید



با سلام مجدد خدمت جناب عربگری
سوالاتی که جنابعالی مطرح کردید همگی پاسخ دارند اما متاسفانه درک این پاسخ ها نیاز به درک بسیار عمیق از ساختار مولکولی سلول داره. این که چرا آغازیان هنوز وجود دارند باید عرض کنم اونها هرگز از بین نخواهند رفت, حداقل با شرایط فعلی و گذشته زمین. و این که چرا میمونها هنوز هستن و آدم نشدن. اینها سوالات بسیار ابتدایی هستند اما برای یک متخصص. و درک پاسخ اینها نیاز به دانستن روند دقیق موتاسیون و نحوه اعمال اثرات اون داره. علوم سلولی به هیچ وجه ساده نیستند که بشه به همین راحتی توضیحش داد. آنچه شما فرمودید از چیزهایی که اعتقاد دارید ایرادات وارد بر تکامل هستند هیچکدام در واقع سوال نیستند. به عبارتی یک متخصص امر هرگز به این سوالات نمیرسه چون کاملا بی ارتباط با موضوع هستند.
موفق باشید 

چرا فقط ستاره قطبی شمال انعکاس دارد؟؟؟؟

انعکاس آن چگونه اتفاق میافتد؟؟؟؟

با عرض شرمندگی من باز متوجه نشدم که در مدل تخت چگونه طول روز و شب کوتاه و بلند (مثلاً یک روز بهار) میشود ؟؟؟؟

پاسخ:
ستاره قطبی در مرکز واقع شده! البته انعکاس فقط برای ستاره قطبی صادق نیست بلکه میتونه برای بقیه ستارگان هم صادق باشه میتونید مستنداتی که ارائه کردم ببینید!
انعکاس مانند هر انعکاس دیگری که بر روی کریستال و شیشه و.. اتفاق میوفته،هست!
تاریخچه زمین تخت رو بخونید به خصوص قسمتی که درباره خورشید هست! وقتی خورشید در مدار های مختلف قرار میگیره مقدار نور رسیده از خورشید کاهش و افزایش پیدا میکنه! به این دلیل شب و روز به تدریج کاهش و افزایش پیدا میکنه!
این سوال منم هست چرا سیبو به بالا پرتاب میکنیم میره بالا و اینجا چگالی مطرح نیست ولی وقتی به پایین برمیگرده چگالی روش اثر داره ؟
پاسخ:
شما به سیب نیرو وارد میکنید و اون رو با سرعتی به سمت بالا پرتاب میکنید سپس سیب سقوط میکنه اگه این کارو با یک پر انجام بدید با سرعت کمتری و با شناوری در هوا به سمت زمین سقوط میکنه!چرا بالن هلیوم بالا میره و به زمین سقوط نمیکنه؟ چون چگالی کمتری نسبت به محیط داره و از هوا سبک تره

جناب مدیر وبلاگ
فکر نمی کردم که خارجیها هم دانشگاه بدون کنکور آزاد و پیام نور و پودمانی و شبانه و قابلیت خرید مدرک دارند. تا حالا که نامی از نویسنده شهیر و صاحب نام این مقاله خارجی نزدیه بودید ولی حالا که دیدید اغلاط ابتدائی و درهم پریشی در این متن موج میزنه فورا مدعی خارجی بودن این متن شده و مسوولیتو از گردن خود ساقط می کنید

خیلی جالبه که متنی سراسر غلط، اعم از غلط در تعریف و نقص درک فرمول و نقص درک دایمنشن در فرمولهای ریاضی-فیزیک و همچنین نقص در تبیین پدیده های طبیعی، ادعا میشه که یه مقاله هست و جالب اینکه ادعا میشه شمای عربگری هنوز نخوندی یا نفهمیدیش چون این دو صفحه(مقاله؟!) خیلی سطح علمی بالایی داشته!!!

عزیز دلم
اولا
امانت داری در نویسندگی و تحقیق، ایجاب می کنه که وقتی کسی نوشته ای از کسی دیگه رو ترجمه می کنه هم نام ایشونو در اونجا دکر کنه و هم مرجع دسترسی به اصل اون نوشته رو ذکر کنه تا مستقیما قابل دسترسی برای خواننده ها باشه شاید خودشون بهتر بتونن ترجمه کنن، که شما چنین کاری نکرده اید.
ثانیا
مگه این متن شما نیست در اون ترجمه؟
«
F = G(M1*M2)/r^2
نیرو برابر ثابت گرانشی(جرم 0بعدی 1ضربدر جرم صفر بعدی2 )طول سه بعدی بین آن ها به توان دو
»
ضمن اینکه در توضیح فارسی تون از فرمول، کلمه «تقسیم بر» جا افتاده که کاری ندارم ولی در «r^2» این خود r چگونه شده «طول سه بعدی» در نظر شما؟؟؟؟
آخه طول فقط یه بعد داره نه سه بعد. همه میدونن و اونو روی محور اعداد که از چپ به راست امتداد داره نشون میدن.
خب، حالا آیا من این متنو نخونده ام؟
مگه جرم(M) بدون حجم(صفر بعدی) هم داریم؟
ثالثا

مگه جاذبه بدون وجود جرم هم می تونه موجود باشه؟
جاذبه یا گرانش نتیجه وجود جرمه همونی که شما به اشتباه چگالی میگین. البته چگالی تعریف دیگه ای داره ولی خب سعی میکنم سهوا از شما به عنوان جرم بپذیرم چون چگالی مقدار جرم موجود در واحد حجمو می گن بعضی ها بهش جرم حجمی یا وزن مخصوص هم میگن.

همونطوری که طول از خواص جرم هست جاذبه هم از خواص جرم هست.
اگه جرمی نباشه جاذبه ای هم نیست همانطوری که اگه جرمی نباشه نمی تونید اتمی هم درش بیابید اگه نویسنده ای نباشه کتابی هم نخواهد داشت لذا نیروی گرانش، وابسته به جرم هست و جاذبه اون تصور غلطی که شما دارید نیست.
پس وقتی میگم جاذبه بر جسم سنگین تر نیروی بیشتری وارد می کنه چون جسم دارای جرم بیشتر نیروی جاذبه بیشتری هم داره
ولی شتابی که نیروی جاذبه بر همه اجسام وارد می کنه باهم برابره، شتاب همون تغییرات سرعت در واحد زمانه نه شتاب خودرو که فردا بحثو به اون سمت منحرف کنید.
متاسفانه شما قبل از اینکه الفبای علمو یاد بگیرید و در مورد ریاضیات یا فیزیک کلاسیک کمترین مطالعه ای داشته باشید به دام خرافات افتادید و کار تون خیلی سخته. هیچکدوم از تعاریف علمی رو نمیدونید ولی دوست دارید با خرافات بی دلیل همه چیزو درک شده فرض کنید هر چند خودتونم نتونید بپذیرید ولی چون چاره ای ندارید زیرا نیروی مقابله گر با خرافات رو در خودتون ایجاد نکرده اید.
پس بر خلاف تصور شما نیروی گرانش یا جاذبه جدا از چگالی مورد نظرتون نیست. پس نمی تونیم جرم صفر بعدی(بدون حجم) داشته باشیم و در هیچ کجای علم چنین فرضی هم در نظر گرفته نمی شه، مگر در توهم افرادی که به خرافات بیش از علم بها میدن، ولی شما ممکنه به یه بچه سه ساله تحمیل کنید که یه آجر شومینه همون قالب اونس طلاست و لذا نتیجه بگیرید که دیدی گفتم اونس طلا قیمتش 1300 تومنه نه 1300 دلار، حالا می بینی کلا دنیا به ما دروغ گفته و...!!!
رابعا

شما گفتید دما باعث کاهش فشار طوفان میشه و کاهش فشار طوفان هم باعث شدت طوفان میشه!!!
آیا اینو منکر میشید و به گردن نفهمی من میندازید؟

خامسا

برای دیدن ماهواره، کار سختی در پیش روتون نیست، هر گاه تونستین با زبون خودتون علت غیر هم جهت بودن چرخش ستارگان در قطب شمال در مقایسه با قطب جنوبو شرح بدین، اون موقع بنده چه با تلسکوپ و چه به کمک امواج الکترومغناطیسی، به شما ثابت می کنم که ماهواره در آسمان و در ارتفاعی فراتر از 30000کیلومتر در حال گردش و یا حتی ایستا هستند

ماه هم تاثیرش هست ولی نه به اندازه تاثیری که زمین میذاره و نیروی گریز از مرکز ماهواره

اشکال شما در تاثیر ماه بر ماهواره مثل این می مونه که بگی، هیچ سوارکاری وجود نداره چون اگه وجود داشته باشه موقع دویدن اسب، باید جریان و نیروی بادی که بر سوارکار اثر میذاره، اونو حتما از پشت اسب بندازه زمین، ولی چون نمی افته پس سوارکاری هم در دنیا وجود نداره.

البته در عالم واقع، هم سوارکاران به زمین می افتند و هم ماهواره ها سقوط می کنن و برای همین، عمر ماهواره ها از چند روز هست تا چند سال، معمولا به 10 سال نرسیده.

سادسا

ما نباید اینجا باشیم که ببینیم که تا هر دیوانه ای که در گوشه ای از جهان دهنشو باز کرد و خرافاتی گفت که با علم مخالف بود بلافاصله تأییدش کنیم، ما باید به دنبال کشف حقیقت باشیم حال اگه دوستمون هم دروغ بگه نباید تأیید کنیم ولی اگه دشمن مونم حرف حق بزنه باید بذیریم ولی هر دو رو با دلیل و منطق نه با احساس.

موفق باشید
پاسخ:
دوست عزیز باهم قضاوت سریع و نخواندن مقاله ما باعث شده اشتباه کنید! این چندمین باره که شما اینطور قضاوت میکنید و حرف میزنید بدون اینکه متن مارو خونده باشید! بنده در انتهای مقاله منبع متن رو ذکر کرده بودم که سایت نویسنده بود و نام و پروفایل نویسنده درون اون وبسایت موجود بود و فقط نام نویسنده رو از اون سایت منبع برداشتم و برای شما فرستادم درحالی که قبلا منبع و سایت نویسنده رو ذکر کرده بودم!
باز هم متن های مارو نخوندید و نظر دادید این رفتار شما بار ها تکرار شده مثلا درباره آیات قرآن هم همین اشتباه رو کردید حتی حرف خودتون رو درباره السماء و سماوات قبول نداشتید حرفی که کمی بالاتر در اون متن خودتون زده بودید! شما که رفتاری عجولانه و قضاوتی سریع دارید چطور میخواید مارو نقد کنید؟ یکی باید فقط متن های شمارو نقد کنه دوست عزیز!

حرف شما"خیلی جالبه که متنی سراسر غلط، اعم از غلط در تعریف و نقص درک فرمول و نقص درک دایمنشن در فرمولهای ریاضی-فیزیک و همچنین نقص در تبیین پدیده های طبیعی، ادعا میشه که یه مقاله هست و جالب اینکه ادعا میشه شمای عربگری هنوز نخوندی یا نفهمیدیش چون این دو صفحه(مقاله؟!) خیلی سطح علمی بالایی داشته!!!"
دوست عزیز شما حتی پاسخ های مارو هم بطور کامل نمیخونید پاسخ هایی که فقط چند خط هستند این مقاله که چندین صفحه بود! درضمن من نمیدونم شما چطور سطح علمی خودتون رو بالا میدونید شما مدام توهین میکنید،تهمت میزنید به مسخره میگیرید و... من در شما سطح علمی نمیبینم بیشتر رفتار شما شبیه افرادی هست که بسیار خودشیفته و مغرور هستند و فقط خودشون رو آدم میدونند.

حرف شما"امانت داری در نویسندگی و تحقیق، ایجاب می کنه که وقتی کسی نوشته ای از کسی دیگه رو ترجمه می کنه هم نام ایشونو در اونجا دکر کنه و هم مرجع دسترسی به اصل اون نوشته رو ذکر کنه تا مستقیما قابل دسترسی برای خواننده ها باشه شاید خودشون بهتر بتونن ترجمه کنن، که شما چنین کاری نکرده اید."
بنده سایت نویسنده یا همون منبع رو در انتهای متن ذکر کردم باز هم میگم شما مقاله رو نخوندید و دارید نظر میدید! فقط یک نگاه کلی به مقاله انداختید! 
متن شما"ضمن اینکه در توضیح فارسی تون از فرمول، کلمه «تقسیم بر» جا افتاده که کاری ندارم ولی در «r^2» این خود r چگونه شده «طول سه بعدی» در نظر شما؟؟؟؟"
بنده در فرمولی مشابه همون فرمول در کمی بالاتر بصورت کامل و واضح فرمول رو توضیح دادم اما احتمالا تقسیم در قسمت دوم جا انداختم و ننوشتم چون در فرمول اول نوشته بودم.
طول سه بعدی در فضایی سه بعدی داریم همانطور که نمودار های سه بعدی داریم.
حرف شما"خب، حالا آیا من این متنو نخونده ام؟"
بله نخوندید.
حرف شما"گه جرم(M) بدون حجم(صفر بعدی) هم داریم؟"
و متن مقاله ما درباره جرم بدون حجم"این یک جرم بدون حجم است و این در جهان یافت نمیشود."

حرف شما"مگه جاذبه بدون وجود جرم هم می تونه موجود باشه؟"
هر جسمی که جرم بیشتری داره گرانش بیشتری دریافت نمیکنه مگر اینکه فکر کنیم گرانش حتی از انسان هم هوشمند تره و توان انتخاب داره!
حرف شما"جاذبه یا گرانش نتیجه وجود جرمه همونی که شما به اشتباه چگالی میگین"
دوست عزیز بنده قبلا هم گفتم، حتی فیزیکدانان بزرگ هم نمیتونند درباره منشا و چرایی گرانش با قطعیت حرف بزنند حتی یک فیزیک دان بنام ورلینده گرانش رو از چهار نیروی بنیادی طبیعت خارج کرده! 
شما چطور میتونید با قطعیت درباره گرانش حرف بزنید؟ نیرویی که حتی در طبیعت هم وجود نداره و فقط یک تخیل و شبه علمه! چی نیرویی در طبیعت وجود داره که همه چیز رو به سمت خودش بکشه و جسمی که جرم بیشتری داره رو سریعتر به سمت خودش بکشه؟ چه نیرویی وجود داره؟ گرانش در طبیعت نیست چون برای طبیعت نیست!
حرف شما"البته چگالی تعریف دیگه ای داره ولی خب سعی میکنم سهوا از شما به عنوان جرم بپذیرم چون چگالی مقدار جرم موجود در واحد حجمو می گن بعضی ها بهش جرم حجمی یا وزن مخصوص هم میگن."
بنده کی گفتم چگالی همون جرمه؟ دقیقا از کجای متن بنده این رو متوجه شدید که حال میخواید سهوا نادید بگیرید؟ درضمن وزن مخصوص و چگالی متفاوت هستند و فرمول های جدا از هم دارند.

حرف شما"لذا نیروی گرانش، وابسته به جرم هست و جاذبه اون تصور غلطی که شما دارید نیست."
نیروی گرانش وابسته به چیزی نیست! شما از نیروی گرانش نیرویی ساختید که بسیار قدرتمند و ویرانگره درحالی که بسیار هم ضعیفه و میشه اون رو حتی با یک آهنربای کوچک خنثی کرد! وقتی نیرو های دیگه گرانش رو خنثی میکنند یعنی گرانشی در کار نیست! در حقیقت دلیلی برای وجود گرانش وجود نداره و گرانش بخشی از شبه علم هست که توسط ماسون ها مطرح شده چرا حداقل کمی تحقیق نمیکنید و به آموخته های قبلی خودتون چسبیدید؟

حرف شما"تاسفانه شما قبل از اینکه الفبای علمو یاد بگیرید و در مورد ریاضیات یا فیزیک کلاسیک کمترین مطالعه ای داشته باشید به دام خرافات افتادید و کار تون خیلی سخته. هیچکدوم از تعاریف علمی رو نمیدونید ولی دوست دارید با خرافات بی دلیل همه چیزو درک شده فرض کنید هر چند خودتونم نتونید بپذیرید ولی چون چاره ای ندارید زیرا نیروی مقابله گر با خرافات رو در خودتون ایجاد نکرده اید."
از نظر یک آتئیست شما یک فرد بسیار خرافاتی هستید زیرا که قرآن و خداوند رو قبول دارید ولی اونها قرآن و قبول ندارند، از نظر منجمان و ستاره شناسان شما یک فرد خرافاتی هستید چرا که سفبر به ماه رو قبول ندارید، از نظر زیست شناسان و فرگشت پرستان شما یک فرد خرافاتی هستید چرا که فرگشت رو قبول ندارید! همه کسانی که ذکر کردم افرادی هستند که به شدت متعصب و خشک مغز هستند چون چشمانشون رو به همه چیز بستند و دارن از روی لج کردن نظر میدن درحالی که تفکرات اونها سال هاست که نقض شده! شما به ما میگید خرافاتی و از علم بدور درحالی که اولا هیچ شناختی از تفکرات ما ندارید،دوما از روی تعصب مانند افرادی که در بالا نام بردم نظر میدید و نظر مخالف آموخته های خودتون رو قبول ندارید حتی روش فکر هم نمیکنید و سوما مدام درحال تمسخر و توهین هستید! خب شما با فرگشت پرستان و آتئیست ها چه فرقی دارید؟ شما خداوند رو قبول دارید،فرگشت رو قبول ندارید و مدام از روش علمی صحبت میکنید و سطح علم خودتون رو از همه بیشتر میدونید اما از نظر اون افرادی که در بالا نام بردم شما یک فرد خرافاتی و بدون علم هستید آیا واقعا همینطوره؟ اونها این نظر رو دارند درحالی که شما هم همین نظر رو در باره ما دارید پس بهتره کمی بهتر با ما صحبت کنید و بجای متهم کردن ما به خیلی چیز ها کمی فکر کنید. همین!
حرف شما"آیا اینو منکر میشید و به گردن نفهمی من میندازید؟"
فقط باید بگم خواهش میکنم مقاله مارو بخونید دوست عزیز و اگر نظری مخالف اون دارید یک رفرنس بدید تا حرف شمارو تایید کنه.
حرف شما"هر گاه تونستین با زبون خودتون علت غیر هم جهت بودن چرخش ستارگان در قطب شمال در مقایسه با قطب جنوبو شرح بدین، اون موقع بنده چه با تلسکوپ و چه به کمک امواج الکترومغناطیسی، به شما ثابت می کنم که ماهواره در آسمان و در ارتفاعی فراتر از 30000کیلومتر در حال گردش و یا حتی ایستا هستند"
شما حتی حاضر نیستید اشتباهاتتون رو بپذیرید!بنده بار ها مستندات کاملی درباره ستارگان و چرخش اونها در نیمه جنوبی دادم اما شما متاسفانه همیشه اونهارو نادیده گرفتید. حال درباره ماهواره ها توضیح بدید و برای من اونهارو ثابت کنید!
حرف شما"اشکال شما در تاثیر ماه بر ماهواره مثل این می مونه که بگی، هیچ سوارکاری وجود نداره چون اگه وجود داشته باشه موقع دویدن اسب، باید جریان و نیروی بادی که بر سوارکار اثر میذاره، اونو حتما از پشت اسب بندازه زمین، ولی چون نمی افته پس سوارکاری هم در دنیا وجود نداره."

مثال شما کاملا اشتباه هست! نیرو های مختلفی بر اسبی که سوار کار بر اون سواره درحال وارد شدن هست! نیروی وزن، بادی که در جهت مخالف میاد و... اما درباره ماهواره ها این موضوع فرق میکنه چون ادعا شده در محیطی هستند که کاملا با محیط سطح زمین فرق میکنه و تحت تاثیر گرانش خنثی شده هستند اما با گرانش ماه و البته خورشید باید مشکلی در اونها ایجاد بشه در کل وجود ماهواره ها ممکن نیست!
حرف شما"ما باید به دنبال کشف حقیقت باشیم"
متاسفانه شما دارید حقیقت رو از خودتون پنهان میکنید
موفق باشید

دوست عزیز
می بینی خودت خودتو به تله میندازی!

شما در مورد پرتاب سیب به بالا گفتید:
«
شما به سیب نیرو وارد میکنید و اون رو با سرعتی به سمت بالا پرتاب میکنید

»
پس چرا گفتید نیرو؟؟؟
مگه نمیگید چگالی اونو به بالا یا پایین می بره؟
حالا چی شد برای بالا انداختن سیب به نیرو نیاز پیدا کردید؟


بیائید چشمامونو و عقلامونو به روی علم باز کنیم

همون نیرویی که شما گفتید سیبو به بالا می بره دقیقا بر خلاف نیروییه که سیبو به پایین میکشه

نیروی شما و نیروی جاذبه بر خلاف هم هستند و وقتی شتاب جاذبه بر سیب اثر می کنه سرعت اون کم میشه و به صفر میرسه
بعدش کم کم شروع می کنه تخت تاثیر جاذبه به پایین اومدن.
تمام.
پاسخ:
به تله انداختم؟
چرا گفتم نیرو؟ آیا یک سیب ثابت در یک مکان بدون وارد کردن یک نیرو حرکتی میکنه؟ شما به یک توپ نیرو وارد میکنید و پرتاب میشه و مثال های دیگه اما چگالی موضوعش فرق داره! 
بنده کی گفتم چگالی سیب رو به بالا میبره؟ میشه بگید کجا گفتم چگالی سیب رو بالا میبره؟بنده گفتم سبک تر از هوا بالا میره سنگین تر از هوا سقوط میکنه! این کاملا واضحه! مشکل شما کجاست؟
دوس عزیز یک سیب برای اینکه خودش بخواد بالا بره نیازمند نیرو هست چون از محیط اطراف چگال تره و سقوط میکنه اما بالن هلیوم از محیط و هوا سبک تره بنابراین باید نیرویی بهش وارد کنید تا پایین بره( نه برعکس سیب به سمت بالا بلکه نیرویی برخلاف نیروی سیب)
شما که هنوز درک درستی از نیرو و چگالی ندارید چطور میخواید مارو نقد کنید و درباره مدل زمین تخت اظهار نظر کنید؟
حرف شما"بیائید چشمامونو و عقلامونو به روی علم باز کنیم"
دوست عزیز شما چشم و عقلتون رو بر روی علم و دنیای واقعی بستید و در تخیلات سیر میکنید! 
حرف شما"نیروی شما و نیروی جاذبه بر خلاف هم هستند و وقتی شتاب جاذبه بر سیب اثر می کنه سرعت اون کم میشه و به صفر میرسه بعدش کم کم شروع می کنه تخت تاثیر جاذبه به پایین اومدن. تمام."
فکر نمیکنم دیگه این متن مضحک شما نیاز به توضیح من داشته باشه چون توضیحات رو بالا نوشتم و اگر کسی بخواد متوجه بشه، میشه!
موفق باشید
دوست من فریدون
از نظر علم و محکمه
کسی که نتونه پاسخش رو توضیح بده یعنی هیچ پاسخی نداره
پس نباید دفاع هم بکنه. چون در مورد توضیحش در می مونه.

مطمئنا هر دیپلمه تجربی و حتی ریاضی امروزی، دانشش از طبیعت و حیوانات و بیماریها و پزشکی، خیلی خیلی فراتر از تمام دانشی هست که امثال داروین در دو سده پیش داشته است
پس اگه ایشون تونسته به آکادمی سلطنتی انگلستان، ایوولوشن رو توضیح بده و اونا اونو تایید کنن یا دنیا اونو تایید کنه پس این امر قابل توضیح توسط شما برای ما هم باید باشه
ولی در حقیقت چنین فرضیه ای در همون سده قبل مرده به دنیا اومد فقط قدرت استعمار بود که اونو مثل زبان انگلیسی که بر کل دنیا تحمیل کرده به همه قالب کرد.
اقای عربگری
مقاله شما در باره عدم امکان عکسبرداری و فیلمبرداری بوسیله ماهواره ها

بسیار جذاب و قابل تحسین است اما در مباحثه با مدیر سایت با لجبازی و بکار بردن جملات نامناسب عمل می کنید. نه مجاب می شوید و نه مجاب می کنید.

دفاع شما از وجود ماهواره ها تضاد شدید با دیدگاه شما در مقاله تان دارد.

شما چطور می خواهید  بر روی یک ماهواره در صورت وجود  که با ان سرعت سرسام اور به دور زمین می گردد زوم نمایید و کنترلش کنید وبه گیرنده اش پیام بفرستید و گیرنده هم بدون هیچ مشکلی پیام را به راحتی دریافت کند.
و از طرفی وقتی ماهواره با ان سرعت سرسام اور به دور زمین بگردد چطور می خواهد امواج را به مناطق خاصی بفرستد و هیچ قطعی صورت نگیرد.(خواهشا" نگویید با کمک چند ماهواره  ارسال پیام را پیوسته می کنند).

تعجب می کنم از طرفی می گویید که عکسبرداری و فیلمبرداری بوسیله ماهواره ممکن نیست از طرفی می گویید که از ماهواره برای امور مخابراتی استفاده می کنند.

یکی از دوستان در پیامی در یکی از پستها گفته که اقای فرهادی که کارگردان سینماست اقای فیروز نادری و خانم انوشه انصاری را برای  مراسم اسکار به اکادمی معرفی کرده است.

مگر یک کارگردان سینما چه کاره است که به راحتی به امریکا می رود  و به راحتی مورد پذیرش و استقبال قرار می گیرد و به راحتی با ناسا وارد مذاکره می شود و سازمان ناسا هم به راحتی درخواست اقای فرهادی را می پذیرد و اجازه می دهد ان دو نفر به یک مراسم سینمایی بروند.

ایا به نظر شما اقای نادری و خانم انصاری و خود اقای فرهادی توسط سازمان سیا کنترل نمی شوند.

شما که میگویید برای اینترنت از ماهواره استفاده می شود  نظرتان در مورد خبر زیر چیست و اگر ماهواره ای در کار است  که می تواند مناطق وسیعی را پوشش دهد پس استفاده از بالن برای چیست.(خواهشا" نگویید برای پوشش مناطق کور است و استفاده از ماهواره برای این مناطق صرفه اقتصادی ندارد)


بالن‌های اینترنت گوگل می‌آیند



با وجود بالن‌های اشتراک اینترنت، جهانی شدن گوگل، ساده‌تر شد و اکنون این بالن‌ها، قابلیت هدایت و حفظ موقعیت دارند



http://www.ictpress.ir/news/?item=31443

اوج بلاهت افراد از اینجا آغاز میشود !!!!

« مگر یک کارگردان سینما چه کاره است که به راحتی به امریکا می رود و به راحتی مورد پذیرش و استقبال قرار می گیرد و به راحتی با ناسا وارد مذاکره می شود و سازمان ناسا هم به راحتی درخواست اقای فرهادی را می پذیرد و اجازه می دهد ان دو نفر به یک مراسم سینمایی بروند.»

!!!!!!!!!!!!!!!!!

مگر آقای نادری برای امور شخصی احتیاج به اجازه ناسا و یا شخص دیگری دارند؟؟؟؟!!!!

همچنین خانم انصاری چند سال پیش به عنوان توریست به فضا رفته  اند و دیگر کاری به ناسا ندارد!!!!!

توضیحات شما در مورد انعکاس ستاره قطبی خیلی ناقص است !!!

آیا این حدس شما است و یا در واقعیت اینطور است؟؟؟؟؟؟

لطفاً با یک شکل توضیح بدهید که چگونه این انعکاس اتفاق میافتد؟؟؟؟

طول مدت شب و روز در مدلهای شما ثابت است و به عنوان مثال چگونه شب 15 ساعت و روز 11 ساعت میشود؟؟؟؟؟

پاسخ:
دوست گرامی! چندین پاسخ وجود داره یکی از پاسخ ها انعکاس هست!
یکی از پاسخ ها پرسپکتیو هست میتونید در اینجا ببینید: https://www.youtube.com/watch?v=lDkIQdE0ZTc&t=16s
یک مستند کامل هم ازش فرستادم که میتونید ببینید! کاملا ساده توضیح داده!
در رابطه به انعکاس هنوز هیچ مطلب مشخصی وجود نداره یا اگر هم باشه بنده ندیدم اما میتونید از مستنداتی که معرفی کردم مطالب بیشتری بدست بیارید.
خیر ثابت نیست! 
بنده این رو بار ها توضیح دادم!
وقتی خورشید در آخرین مدار قرار داره نور کمتری از خورشید به عنوان مثال به ایران میرسه یعنی اگر نور خورشید رو یک بیضی یا دایره بزرگ فرض کنیم ایران گوشه ای نزدیک به خارج اون دایره یا بیضی قرار میگیره و پس از مدتی از اون خارج میشه و شب میشه در اینجا روز کوتاهه! و همینطور برعکس در مدار نزدیک خورشید روز طولانی تر و شب کوتاه تره! باور کنید این موضوع به قدری ساده هست که فقط با دیدن نقشه زمین تخت و مدار خورشید حل میشه نیازی نیست من توضیح بدم
شما باید تالار گفتمان بزنید اینطوری مطالبتون راحت تو گوگل سرچ میشه ولی با یه وبلاگ مطالب به درستی در دسترس مردم قرار نمیگیره
در ضمن ممنون از پاسختون اگه میشه از انوشه انصاری هم مطلب بذارید
پاسخ:
سلام 
چشم اگر فرصت بشه حتما
ثابت شد که علاوه بر تکذیب منطق و عقل و ریاضیات و فیزیک و مکانیک، به راستگویی در روز روشن هم اعتقادی ندارید

اون لینکی که شما در اون pdf گذاشتید لینک اون متن به زبان خارجی نیست بلکه یه سایت درندشته که همه چی توش گمه
حالا طبق معمول، خواننده های ساده دلتونو به دنبال نخود سیاهی مثل زمین تخت بفرستید تا سالها بگرده ببینه در اون سایت چنان چیزی یافت میشه یا نه.

نمیدونم آیا با این کارها التیام می یابید یا نه؟

ولی دوست عزیز، در فضای مجازی هیچ کس اینطوری آدرس نمیده بلکه وقتی روی لینک کلیک می کنن باید یه راست بره روی اون متن یا فایل.

شگفتا که شما همه چیزیتون مثل استدلال برای تخت بودن زمینه.

دوست ندارم اینجا به قدری بدبخت بشه که تبدیل به کلاس بشه ولی چاره ای ندارم:
1- طول اگه در فضای 1000 بعدی هم بره بازم یه بعدیه
مساحت که ضرب طول در طوله، اگه در فضای 1000 بعدی هم بره بازم دو بعدیه
حجم که حاصلضرب طول در طول در طوله، اگه در فضای 1000 بعدی هم بره بازم 3 بعدیه.
 
نه اینکه چون فاصله بین دو جرم داره اندازه گیری میشه و اون جرمها دارای حجم هستن پس ابعاد خودشونو به فاصله شون تقدیم می کنن
 پس اون فاصله میشه 3 بعدی. بس کنید اینهمه سوتی دادن هارو.
اینی که شما می گین خرافات و توهمه نه ریاضی و فیزیک.


خط به خط اون به اصطلاح مقاله علمی 2 صفحه ای تون، غلط نوشته شده و غلط تعریف شده و غلط داره دفاع میشه.

بنده لینک خودمو دادم اگه به دنبال حقیقت باشی تکلیفت مشخصه و گرنه هر کسی نهایتا با فکر و نیت خودش انگیخته خواهد شد.
پاسخ:
دوست عزیز ما به این نتیجه رسیدیم که صحبت با شما فایده ای نداره
کسی که خواب هست رو میشه بیدار کرد اما کسی که خودش رو به خواب زده خیر درسته این جمله بسیار تکراری و قدیمیه اما برای افرادی مانند شما صدق میکنه.
هرطور مایلید درباره مقاله بنده فکر کنید
موفق باشید
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
جناب mohsen
تشریف بیارید تو گروه بنده
با اولین پیام کوتاه قانع نشدید بنده تسلیم شما میشم

این لینک گروهه:
********************************************

اگه تلگرام ندارین توی نظرات وبلاگ بنده پیام بدین تا همونجا براتون جوابشو بذارم

ولی بطور خلاصه اینه:
مثل پخش موج مثل فرستنده رادیویی صدا و سیما می مونه که نیازی نیست فرستنده صدا و سیما دقیقا روی رادیوی توی ماشین شما زوم کنه، بلکه موجو بصورت واگرا در همه جهات برای همه شهر پخش میکنه که طبیعتا به ماشین شما هم می رسه.

حالا اگه ارتباط بخواد دو طرفه باشه هر دو دستگاه باید در جهات مختلف انتشار واگرا داشته باشن.

مثلا بی سیم جبهه و جنگ یا بی سیم پلیس که هر روز دارین تو خیابون می بینین دقیقا همین جوری کار میکنن یا سیتسم موبایل ها که خودتونم دارین، کسی روی طرف مخاطبش زوم نمی کنه.

یه سیستم راداری هم نمی تونه روی هواپیمایی که نمیدونه از کدوم طر میاد زوم کنه بلکه امواجو د رتمام جهات می فرسته که هواپیمای مهاجم از هر طرف بیاد در داخل اون امواج قرار میگیره و سیستم دریافت رادار متوجه اون میشه.

ولی موضوع تصویر برداری اصلا بدون زوم محاله بشه تصویر برداری کرد چون باید یه منطقه یا نقطه دقیقا اسک بشه

خیلی ساده است. نه؟
ناسا در مورد این 7 سیاره که جدیدا کشف کرده دروغ میگه تا ثابت کنه اونجا حیات هست بعد میگه بشقاب پرنده هاشونو دیدیم بعد میخواد اثبات کنه موجودات فضایی وجود دارن.
لفا در این مورد افشا گری کنید ممنون
پاسخ:
سلام باید مطالعه بشه
اقای عربگری

اگر نیازی نیست که فرستنده های صدا و سیما بر روی رادیو و تلویزیون ما زوم کنند پس چرا برای رسیور  ماهواره ها باید LNB دقیقا" تنظیم شود و همین کار صدا و سیما را برای رسیور ها انجام نمی دهند.

در ضمن در مورد ماهواره ها گفته شده که بعد از مدتی از بین می روند و بر روی زمین سقوط می کنند.

اگر ماهواره وجود دارد و طبق قوانین جاذبه بر روی یک مدار قرار می گیرد باید همواره در ان مدار بگرددو هیچ اخلالی در حرکتش و مسیرش  صورت نگیرد.
شاید شما با چند مثال  ساده مثل حرکت اتوموبیل  تا حدودی توجیه کنید.. اما با وجود حرکت ماه و ورود ماهواره های دیگر باید تعادل به هم بریزد.
در ضمن در ارتفاعات بالا دما بسیار پایین است و به منفی شصت  تا منفی هشتاد درجه و حتی پایین تر هم میرسد.  حتی اگر تمام سطح یک ماهواره و حتی ایستگاه فضایی در صورت وجود  به سلول خورشیدی تبدیل شود و راندمان هم صد در صد باشد که نیست ( در بالاترین مقدار  تا دو  سه  سال پیش 5 تا 6 درصد بود و جدیدا" مدعی راندمان بالاتر هستند)
انرژی لازم برای امور مخابراتی و گرم کردن ایستگاه فضایی و فضانوردان حاصل نمی شود.

در یکی از شهر ها  که دما حدود منفی 10 درجه بود یک نفر ماشین  حسابش را بیرون پنجره گذاشته بود اما دیگر کار نکرد ، حالا در دمای منفی هشتاد درجه  جای خود دارد که مدارات ظریف الکترونیکی دوام بیاورند.
 در مورد اقای نادری و خانم انصاری پاسخی ندادید . به نظر بنده جایزه اسکار را به فیلم بی در و پیت اصغر فرهادی ندادند بلکه به این دو نفر که سالها همچون هنرپیشگان به اسم دانشمند و فضانورد  مردم دنیا را  فریب دادند و سر کار گذاشتند  دادند.

اگر انگونه که می گویند اقای نادری متخصص پرتاب جت و موشک و ماهواره  و مریخ نورد است زمانی که به ایران امده بودند از ایشان در پروژه های نظامی استفاده می شد. ایشان به نظر یکی از ماموران سازمان سیا برای القای یک سری دروغها و ایجاد ترس در دل ملتهاست. و بعضی ها هم احمقانه دلشان را خوش کرده اند که این اقا از مفاخر کشور ماست.

باور کنید اگر به کشورهای افریقایی هم سر بزنید می بینید که در انجا هم فلان افریقایی را بزرگ کرده اند و به مردم افریقا می گویند که این اقا رییس یا معاون فلان بخش ناسا است و چون هیچ رتباطی بین ملتها در این زمینه ها نیست به راحتی موضوع لو نمی رود.

در زمان رضا شاه نیز رادیو وجود داشته است در ان زمان که دیگر ماهواره ای مطرح نبود. پس برای انتشار امواج رادیو و تلویزیون نیازی به ماهواره نیست و با استفاده از بالنها و شاید هم با انعکاس توسط لایه های جو  این امور را انجام می دهند.

در مورد بالنها نیز به سوالات جواب دهید.
جناب mohsen
برای شما و برای نویسنده این وبلاگ و تمام مخاطبان، احترام قائلم چون احساس کرده ام که به دنبال حقیقت هستید گرچه بهتره منصفانه بپذیرید که اصلا چیزی به نام روش علمی در افکار شما تربیت نشده.
روش علمی با پذیرش 2=1+1 شروع میشه، اگه کسی اینو قبول نکنه نام این روشی که انتخاب میکنه روش علمی نیست.
شما در واقع مثل کسی می مونید که عمرش را در شناگری طی کرده و پیر شده است ولی تا به حال هرگز هیچ کوهستانی رو از نزدیک لمس نکرده و هیچ از ورزش کوهنوردی نمی دونه ولی اصرار داره که می تونه رهبری یه گروه اورست نورد رو به عهده بگیره در حالی که نه از دما چیزی می دونه نه فشار نه مه نه برف نه کولاک و نه ارتفاع و نه گرسنگی و یخ زدن انگشتان و لبها و بینی و سیبیل. ونه میدونه چه چیزی رو چقدر برداره و با چه کسانی و در چه زمانی و از کدام شیب راه بیفته؟

تا به حال به اندازه 4 واحد درس مخابرات براتون نوشته ام و کم کم داره چهارچوب کلیی به دست تون میاد که مخابرات و دکل و دیش و فرستنده و گیرنده و امواج الکترومغناطیس، بچه بازی نیست بلکه علم و تکنولوژی است.

حاضر بودم برای روشن شدن دوستان حتی به اندازه خلاصه 8 واحد دیگه هم بنویسم تا با چشم و فکر باز به استقبال پدیده ها برید ولی...
 ولی خوردم به ارتباط یه طرفه و سانسور و حذف جوابیه هام در این وبلاگ.
تا وقتی هم که جوابیه هایی که داده ام تایید نشه دیگه تو این صفحات یک کلمه هم نخواهم نوشت بگذار هر که هر چه می خواهد ادعا کند.
ضمنا انتظار دارم به همین شیوه ای هم که بنده توضیح میدم هر کس دیگری که از هر موضوعی دفاع کرده، توانایی شرح و بسط اونو هم داشته باشه وگرنه بهتره فقط خواننده صرف باشه تا اینکه نظر بده
و نباید رد کنه یا بپذیره علم نیاز به ممارست و ریاضت و تجربه و تلاش و آموزش داره
با بستن چشم به روی حقایق و ادعا کردن و تکرار اون، علم تولید نمیشه
حواله کردن به فیلمی افراد ناشناس و گمنام خارجی یا دیگران، در دنیای علم، اپسیلون اعتباری نداره و نشاندهنده خالی بودن عریضه دوستانی است که ادعا می کنن ولی در اثباتش در می مونن.

بحث و مناظره همیشه با تندی و کندی همراه هست ولی این به معنای فحاشی کردن و شخصی سازی بحث و دشمن یکدیگر شدن نیست طبیعت مباحثه همینه با درگیری افکار همراه هست.

اگه کسی از این صفحات اینو یاد بگیره که بدون اثبات منطقی و عاقلانه  چیزی، دل بستن به حقیقت داشتن اون، حماقته، اونوقت کار دنیا با راحتی پیش میره. و خرافات کم کم دور میشه.

سخن آخر اینکه آیا شما فکر می کنید من میام اینجا که هر کسی هر ادعایی بکنه بنده دفاع بکنم؟
نه خیر.
بنده فقط مسوولیت مطالبی رو که می نویسم دارم نه مسوولیت نوشته های کسی که بگه فرهادی و نادری و آغداشلو چه هستند یا نیستند!
اگه بخوام در مورد اونام نظر بدم مجبورم با بررسی و مستند حرف بزنم که فعلا نه نیاز دارم و نه ارزشی برام داره.
پاسخ:
بنده متنی رو حذف نکردم(فقط همین)
تو یکی از کلیپ هاتون تو اپارات فیلمهایی رو گذاشتید که هالیوود توش به زمین تخت اشاره کرده . خب مگه اینا نخواستن به مردم دروغ بگن پس چرا تو فیلماشون نشون میدن ؟؟؟ اینجوری که لو میره خبب
پاسخ:
اونها به شدت نماد گرا هستند این براشون مشکل ایجاد میکنه

جناب بهزاد

مورد ارسالی شما با حرکت ماهواره به دور زمین تناقض دارد. معنای مطلب شما این است که ماهواره در نقطه ای ثابت قرار گرفته است. در صورتی که خودشان می گویند ماهواره با سرعتی به دور زمین می گرد  تا نیروی گریز از مرکز ماهواره برابر نیروی جاذبه زمین بر روی ماهواره شود  تا ماهواره سقوط نکند. که حتی اگر برفرض اینجور باشد به علت حرکت ماه فاصله ماهواره از زمین متغیر خواهد بود
 و باید مدام با قطعی رسیورها روبرو شویم.

ضمن اینکه خودشان می گویند ماهواره ها بعد از مدتی به زمین سقوط می کنند. یکدفعه که سقوط نمی کنند . به تدریج این کار صورت میگیرد . یعنی ماهواره در جای ثابتی قرار ندارد.

در مورد استفاده از بالنها در اینترنت جستجو و مطالعه کنید.

قبلا" هم این را گفته ام که در زمان جنگ جهانی اول و دوم هم رادیو وجود داشته است . ان زمان که ماهواره مطرح نبود . چگونه امواج رادیو را به مثلا" ایران می رساندند.
سابقه استفاده از رادیو در سطح جهانی حدود 100 سال می باشد.

خیلی از کسانی که مدعی تخصص در امور ماهواره هستند به صرف نصب چند تا  LNB و کار با فیبر نوری خودشان را متخصص در این امور می دانند
 و یا کتابها و مجلاتی  که دروغگویان به دانشگاهها تحمیل کرده اند را مطالعه و حفظ کرده اند و احساس متخصص بودن به انها دست میدهد همه انها فقط اپراتوری کرده اند بدون انکه واقعیت و ماهیت را بدانند اپراتوری هم نیاز به تخصص ندارد مثل صنایع ما که مثلا" در صنعت الومینیوم یک فوق دیپلم دامپروری بدون داشتن هیچ دانشی در باره تولید فلز در خط تولید فلز الومینیوم بدون هیچ مشکلی در کنار یک فوق لیسانس متالورژی کار میکند و حتی یکبار این فوق دیپلم دامپروری در سال 1383 به عنوان پژوهشگر برتر  به  سازمان ایمیدرو  معرفی شد و از دست معاون وزیر اقای هراتی نیک لوح تقدیر گرفت. بعدها همین فوق دیپلم دامپروری ادامه تحصیل داد و لیسانس متالورژی گرفت و حالا مدعی متخصص بودن در صنعت الومینیوم هست. در صورتی که جای این فوق دیپلم دامپروری در پرواربندی یا سازمان گوشت، سازمان غله و اینجور جاهاست اما به راحتی وارد یک صنعت مهم فلزی شده و از دست معاون وزیر لوح تقدیر گرفت. یک فوق دیپلم دامپروری تخصصش در امور گوسفندان است و باید در مواردی مثل کیفیت گوشت و یا نوع پشم گوسفندان اظهار نظر کند.
البته افراد دیگری با رشته های ادبیات ،کشاورزی،شیلات و ... در این صنعت مشغول به کار هستند و بیچاره دانشجویان فارغ التحصیل رشته های فنی و مرتبط که از بیکاری دچار بیماریهای روحی شده اند.

تمامی چیزهایی که در مورد ماهواره ارائه می شود تصاویر و فیلمها و هولوگرامهای  تهیه شده در استودیو های خودشان است.

مردم دروغهای بزرگ را راحت تر باور می کنند.

در بین مدعیان تخصص در امور ماهواره هیچ دو نفری نظر یکسانی ندارند و هر کدام بر اساس میزان باور این امور و تخیلاتی که خودشان در ذهنشان دارند مطالبی ارائه می دهند.

با این فاصله ای که شما گفته اید (که البته واحد را هم ذکر کنید) کوچکترین تغییر در جایگاه ماهواره باعث قطعی ارتباط خواهد گردید. خودشان می گویند بعد از مدتی ماهواره سقوط می کند ، پس جایگاه ماهواره در هر لحظه متغیر است و نمی توان دیشها را بر روی یک چنین جسم متغیری به صورت ثابت تنظیم کرد.

 

شما در چهار مقاله فرگشت رو زیر سوال بردید اما به هر حال منشا حیات باید از یک جایی شروع شده باشه انسان که از زیر خاک درنیومده دوستا عزیز
شما یک نظریه رو نقض میکنی باید یک جایگزینی جاش بیاری حداقل!
پاسخ:
زمین توسط خداوند آفریده شده و یک آفرینش هوشمند هست حال قبول کنید یا نه حقیقت همینه
حالا بنده که نباید قبول کنم سرشت زندگی از کجاست 
اما مهم این هست که شما انسان رو مرکز دنیا قرار دادید و این اشتباست حالا میخای قبول بکنی میخای نکنی
پاسخ:
شما میتونید ثابت کنید ما در مرکز جهان نیستیم؟
ببین عزیزجان به حرف بنده و شما نیست که بخایم ثابت بکنیم
این چیزیست که هست... مثل من شما 
این مسئله نیازی به اثبات نداره! مثل این هست که شما بخوای بگی این چرخ نیست باید دوباره چرخ رو ما بسازیم از اول
چرخ گرده حالا دوباره آدم بخواد ثابت بکنه بگه نه گرد نیست مربعه!

پاسخ:
خیر اینطور نیست! تمام باور های شما بر اساس فرضیات هست! نسبیت،خورشید مرکزی،گرانش و... جهان اونطور که تعریف میشه نیست! جهان پیچیده تر از اونی هست که بشر بتونه از اون تعریفی ارائه بده حتی حرف ما هم 100% درست نیست چون در حقیقت هیچکس نمیتونه به حقیقت اصلی پی ببره در علم هم قطعیتی وجود نداره و همه چیز مدام در حال تغییره 
والله تا اونجاییکه بنده از نظریات شما و اعتقادتون دیدم شما دنیا رو ساده کردید... به یک گبند و زمین تخت و خورشید و ماه و بقیه کهکشانها هم که زینت شب هستند!شما به که علم پی بردید با زمین تخت
کدوم فرضیه؟این که زمینه کرویه و  خورشید مرکز منظومه شمسی است فرضیه است؟ یا گنبد آسمان و زمین صاف؟

پاسخ:
خیر دنیا هرگز ساده نمیشه! مدل کرویت زمین یک مدل غیر ممکن و کاملا نادرست هست مشخصه که یک فرضیه باطل هست
به نظرم آزمایش مایکلسون مورلی و اینا رو جدا گانه تو هر پست شرح بدید . اون پستایی که در مورد آزمایش ها هست رو من واقعیتش هیچی نفهمیدم. اصلا معلوم نیست چرا نوری که بصورت افقس تابیده میشه ثابت میکنه زمنی تخته ؟
پاسخ:
سلام
ثابت نمیکنه زمین تخت هست بلکه ثابت میکنه زمین حرکتی نداره چون نور تحت تاثیر حرکت زمین قرار نگرفته و هربار آزمایش شد نتیجه این بود که نور تحت تاثیر حرکت زمین قرار نگرفت و زمین ثابت بود و کوچکترین نشانه ای از حرکت زمین در آزمایش مشاهده نشد
بنده نظریاتتون رو دیدم اما یه دو نکته هست که لازمه بگم در مورد باطل بودن اعتقادتون فارغ از هر اعداد و ریاضیات و مبحث علمی دیگه و اینکه شما سرجمع نتیجه گیریتون این هست که میکیددر طی این چند قرن گذشته از پیشرفت انسان در علم علی الخصوص در نجوم و کیهانشناسی همگی باطل و طی این قرون یک عده فراماسون کشورها رو دارن هدایت میکنند! 
این بیشتر در داخل فیلمهاست 
2- شما از دید پرسپکتیو و دور شدن کشتیها مثال میزنید، این مثال باطل چون با هیچ دوربینی همچین زوم زیادی نداره که بشه انحنای زمین رو دید اصلا اگر این فرض شما درست باشه باید در مورد خورشید و ماه هم درست عمل کنه شما یک دوربین زوم بالا بردار برو بالای کوه نیازی هم نیست که منجم حرفه ای باشید (بنده یک آماتورم)باید خورشید دور شدن خورشید رو ببینی نه غروب خورشید رو!
همین یک فرض کافیست  که کلیت ادعاهای شما رو باطل کنه حالا فضا و خلع بماند،بعد  شما کل فضانوردان رو بازیگرای هالیوود میدونید؟!!!!! نیل آرمسترانگ بازیگر هالیوود عبدالله مهند افغانی و مسللمان چی؟ آقا و یا خانم تخت گرا یک سازمان فضایی ناسا وجود نداره کلی سازمان فضایی از جمله ایران هم هستن بعد شما نتیجه میگیری همه این سازمانهای فضایی دارند دروغ پردازی میکنن؟این چه نتیجه گیری هست شما دارید انجام میدید که سر ادم سوت میکشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ:
سلام
بنده هزار بار که چه عرض کنم صد هزاران بار به این سوال و شبه پاسخ دادم"یک دوربین زوم بالا بردار برو بالای کوه نیازی هم نیست که منجم حرفه ای باشید (بنده یک آماتورم)باید خورشید دور شدن خورشید رو ببینی نه غروب خورشید رو!"
دیگه به جایی ارجاع نمیدم چون انقدر ارجاع دادم خسته شدم تو وب بگردید پیدا میکنید درباره پرسپکتیو بخونید! حتی تایم لپس دور شدن و کوچکتر شدن خورشید هم هست! میتونید ببینید. 
بله فضانوردان بازیگر هالیوود هستند و این به سادگی قابل اثبات هست! القائده و داعش هم ادعا دارند مسلمان هستند آیا باید قبول کنیم؟ 
موفق باشید
با سلام مجدد  آقا/خانم تخت گرا با یک موفق باشید کوتاه نمیشه سرقضیه رو هم آورد!
نکته نخست:عارضم که بنده همون کلیپی که جناب پرفسور ازاک درست کرده بود رو دیدم که عرض کردم اما فقط توجیه بی سروتهی بیش نبود.یک سری فرضیه رو مطرح کرده بود اونهم با فتوشاپ! اما در دنیای واقعی اینگونه نیست.اگر شما خودت رصد میکردی میدیدید که خورشید دور نمیشه بلکه غروب میکنه
نکته دوم:دوست گرامی، عزیزجان همین که شما میگی همه فضانوردان بلااستثنا بازیگر هستن، حالا فارغ از غیرمنطقی بودن این حرف، عزیزجان این فقط ناسا نیست که فضانورد فرستاده فضا کشورهای دیگری هم هستن. از چین و روسیه و حتی هند هم داره اینکار می کنه و حتی خودمون دست به کار شدیم. اصلا این مطلق گرایی شما زمین تخت رو باطل میکنه جدا از هرگونه بحث دیگه ای) 
نکته بعدی در مورد داعش که گفتی آقاجان 1400 سال پیش مارو همینگونه مسلمان کردند دیگه باید قبول کرد. 
پاسخ:
سلام من قضیه رو هم نیاوردم
چرا توجیه بی سر و ته؟ دلیل شما برای اینکه میگید توجیه بی سر و ته هست چیه؟  در دنیای واقعی چگونه هست؟ اگر شما کلیپ رو دیدید پس باید بدونید که از ویژگی های واقعی جو زمین استفاده شد نه ویژگی های انیمیشنی و جعلی پس بهتره دوباره مستندات رو ببینید چون با این حرفتون ثابت کردید هیچ چیز متوجه نشدید! خورشید دور و کوچکتر میشه البته ای بستگی به جو و مدار خورشید هم داره به عنوان مثال:
http://www.aparat.com/v/PVjMD
http://www.aparat.com/v/XvBzx
فرقی نمیکنه چه کشوری چون در کلیپ های فضانوردان روسی و چینی هم اشکالاتی وجود داره مثلا دیده شدن حباب و تکان خوردن پرچم توسط جریان آب.
سلام من سوال قرانی داشتمم.لطفا جواب بدین توی قران گفته روز قیامت اسمون ترک ور میداره و فرو میریزه خب در این صورت اب های پشت اسمان میریزه و زمین رو سیل میبره پس ما کجا محشور میشیم؟ زیر اب؟:) .و گفته شده اسمان گر میگیرع و مثل مس گداخته میشه و دریاها هم اتیش گرفته میشه میتونیم بگیم اب ها در کل اتیش میگیرن ؟نظرتون ره بگید در این باره .بعد میخواستم بگم با عقاید زمین تختی فقط زمین ما قیامت میشه یا کل مجموعه زمین ها و اسمون ها؟ و بعد این که توس قران گفته زمین به زمین دیگری تبدیل میشه کلا زمین تخت کمی با قیامت جور در نمیاد در کل میخوام بدونم در زمسن تختت هندسه جهان چجوریه مثل پیاز لایه لایه یا هر طبقه خودش جدا هست .لطفا جواب بدین با تشکر.سوالات زیادی دارم مییگم همه رو لطفا جواب بدین زکات العلم نشر شما که این چیزا ره فهمیدین به ما هم بگین ممنون بابتت روشنگریتون. 
پاسخ:
سلام
شاید منظور از آتش گرفتن آب ها و دریا ها آب های بالای گنبد هم باشه.
قیامت باید برای زمین باشه نه جهان های دیگه.
چرا جور در نمیاد؟
زمین از لایه های مختلفی تشکیل شده گنبد هم همینطور اگر منظور شما این باشه البته!
نهه منظور من زمین دوم هست و اسمون دوم میگم زمین دوم بالای سر ماست یا در کل یه زمین وجود داره چون هفت اسمان و هفت زمینهه دیگه چون منطقی نیست یه زمین دیگه بالای این اسمون ما وجود داشته باشه وگرنه ما چه طوری باس بریم توی زمیین دوم از زیرش که نمیشه.به نظرم در کل یه زمین وجود داره با هفت اسمون که مثلا در اسمون دوم زمین ما میشه زمین دوم البته اگه منظورم رو متوجه شده باشید توی روایات گفته به جز زمین شما زمین های دیگه ای هم وجود داره و این برای من خیلی عجیبه به نظرم از اسمان اول که رد بشیم به مجموعه ای از دننیاهاا مواجه بشیم همون طور که تو روایات گفته شده.
پاسخ:
همه چیز در این زمین مربوط به بشر هست و هر حادثه ای که در آینده برای زمین رخ بده نمیشه از زمین خارج شد و به زمین های دیگری رفت
سلام

چرا تا به حال هیچ زمین تخت گرایی موفق به پیشگویی کسوف و خسوف نشده و چون ناسا و  زمین گرد گرایان با استفاده از مدل زمین گرد و فرمول های ریاضی ان را به دقت پیشگویی می کنند فرمول ها هم اصلا مخفی شده نیست همه افراد که درسش رو خوندن در سرارسر جهان می دانند 


لطفا با استفاده از فرمول های علمی و بر اساس زمین تخت گرا  زمان ومکان کسوف  بعدی را محاسبه کنید   


اگر ماه نورانیست کسوف و خسوف چگونه اتفاق می افتد چون برای این اتفاق نیاز به دو جسم تاریک و یک منبع نور داریم حالا فرضکنید که دوتا منبع نور هم اندازه هم باشند دیگه  نگم براتون قوانین ایجاد سایه فیزک  اول دبیرستان بسیار ساده و  قابل ازمایش در خانه
مواد مورد نیاذ یک صفحه لامپ و یک چراغ خواب مناسب یا دو عدد لامپ که با فواصل مختلف به سقف وصل شدند با ولتاژ متفاوت  


حالا اگر ماه نورانیست انرژیش از کجاست واکنشی که در سطحش رخ می ده چیست  لطفا واکنش را بنویسید



 و اگر جرم ماه و خورشید اینقدر کم که حتی از نصف صفحه زمین کوچک تر اند مواد  اولیه برای انجام واکنش از کجاست چرا به انتها نمی رس هر چی نباشه عمر خورشید بیش تر از این حرف هاسبا با این جرم کم و سرعت بالای واکنش  چرا تغییراتی نداشتیم و




چرا در بعضی روز ها که ابتدای صبح ماه دیده می شه واکنش ها متوقف می شه بهو. به صورت سنگی دیده می شه مشاهده شده توسط خودم و خیلی ها ًاونم برای بار های متمادی

و بر اساس مدل زمین تخت گرا حتی اگر فرض کنیم با دو منبع نور کسوف یا خسوف قابل. ایجاد باشد فقط یا ماه گرفتگی یا خورشید گرفتگی قابل ایجاد است نه هر دو بر اساس این که ماه در فاصله دور تری از زمین است یا خورشید چون در این نظریه  زمین حرکت نکرده پس هیچ وقت بین ماه و خورشید نیست پس چگونه ماه گرفتگی اتفاق می افتد 
 
و اینم در نظر بگیرید که هیچ منبع نوری قادر به ایجاد سایه بر روی خودش نیست قابل ازمایش هرجایی با هر منبع نوری

اگر هم هست لطفا با شرح انجام ازمایش و فرمول هاش شرح دهید تا انجام بدیم لذت ببریم 



چرا زمین تختگرایان هی فرمول های بازیگران هالیود را  با فرمول های بازیگران هالیود  رد می کنند اگه این فیزیک علط با خودش نباید رد شه با فرمول ها و نیرو های جدید  باید رد شه لطفا یک قانون. و حتی یک فرمول جدید توسط تخت گرایان ایجاد شده اراءه دهید. بلاخر این دنیا با. ساختار. متفاوت باید  فرمول های متفاوت هم داشته باشه لطفا شرح دهید 
پاسخ:
سلام
بشر بر روی زمین بر اساس مشاهدات خودش از آسمان نظر میده و تصمیم میگیره. هزاران سال قبل هم بشر قادر بود با حساب سال و ماه کسوف و خسوف رو پیش بینی کنه این کار جدیدی نیست. در تقویم های مایایی،اینکایی و حتی اعراب این موارد وجود داره.
پیش بینی خسوف و کسوف تنها با مشاهده آسمان شب و پیش بینی مسیر همیشگی ماه و خورشید و حساب روز و سال امکان پذیر هست.
ما در حقیقت یک مدل در اینجا داریم چون در هردو مدل به یک آسمان نگاه میکنیم.

تمام محاسبات انجام شده برای خسوف و کسوف با توجه به زمین تخت هم میتونند صورت بگیرند مشکلی وجود نداره.

کسوف با عبور ماه از مقابل خورشید رخ میده و این در هردو مدل یکی هست.
درباره خسوف موضوع فرق داره. در حقیقت خسوف هایی هست که در روز رخ داده یعنی زمانی که خورشید در افق روبروی ماه قابل مشاهده بود و این نشان میده که سایه زمین خسوف رو ایجاد نمیکنه و اصولا مدرکی هم برای این حرف وجود نداره.
خسوف یکی از ویژگی های ماه هست درست مانند هلالی شدن ماه که توسط خود ماه و خورشید ایجاد میشه.
برخی تخت گرایان ماه دومی رو برای زمین تخت در نظر گرفتند که از مقابل خورشید عبور کرده و بر ماه سایه میندازه البته این بیشتر مربوط به افسانه های هندیان باستان هست و صحت درستی نداره یعنی در ستاره شناسی باستانی به وجود جسم سوم آسمانی به نام راهو یا سیاره سیاه اشاره شده که امروزه با نام نیبیرو شناخته میشه.
درباره چگونگی شارژ شدن خورشید و ماه این رو ببینید:
http://www.aparat.com/v/a7ux2

نور ماه از خودش هست و با نور خورشید تفاوت بسیاری داره به عنوان مثال نور ماه سرده اما نور خورشید گرم و اگر دمای سایه ایجاد شده توسط نور ماه رو با دمای نور ماه مقایسه کنید متوجه خواهید شد که سایه گرمتر از نور ماه هست.
چطور درباره سنگی بودن ماه نظر میدید؟ آیا بهش دسترسی داشتید؟ هر جسمی که بر روی سطح اون حفره وجود داشته باشه به نظر شما سنگ هست؟ به عنوان مثال کافیه تا آلومینیوم رو در زیر میکروسکوپ ببینید! دقیقا سطحی فرو رفته و حفره دار مانند ماه داره! 
هرچیزی که حفره داره از سنگ نیست!
همه چیز رو توضیح دادم اگر مشکلی در توضیحات وجود داشت لطفا بگید
موفق و سربلند باشید


سلام

اگه امکان دار با استفاده از زمین تخت این کار رو انجام بدید یا مرجع بدید بع فردی که می تواند خسوف  و کسوف را بر اساس سرعت  حرکت خورشید و ماه و مدار هایشان  در زمین تخت و قوانین ایجاد سایه انجام بده قصد. بی احترامی ندارم ولی شاید منم بیام بگم من  بلدم مثلا کیک بپزم در حالی که  اینجانب نمی تونم کیک بپزم اگه امکان دار انجامش بدید 


خوب سوال منم همین بود چگونه یک منبع نور می تواند بر خودش سایه بیندازد  چون این کار  من خیلی گشتم تا جایی که من پیش رفتم تا حالا نشده انجام بشه اگه منبعی دارید که در ان نشان می ده یک منبع نور بر خودش سایه انداخت لطفا اگه امکان دار بنویسیدش



نه دست رسی به ماه که نه ولی سوال من جنسش نبود راستش سوالی که برای من ایجاد شده بود این که چرا در اون زمان ماه به صورت  منبع نور نیست  مثل هر جسم دیگه ای هست که نور ندار یعنی واکنش هاش به صفر رسیدن ? پس چگونه در شب دوبار. فعال نی شن ؟. جی متوقفشون می کنه چون در این که ماه در هنگام سحر یک جسم نه یک منبع نور شکی نیست به قدری واضح که با چشم غیر مسلح هم قابل رویت مثل اینه که به صندلی نگاه کنی یا به. مبل  



سوال  بعدی با تشکر از توضیحتون دربار نوع نور ها سوال بعدی ممن اینه که این نور ها حاصل انجام چه واکنشی هست چون نور معمولا بر اسر یک واکنش گرماده ایجاد می شه و اگر جرم ماه و خورشید بکی باشه  انرژی تولید شده یکی که نه باید هم تراز باش 


ویدیو هم فقط یک ویدیو ٣دقیقه ای بود اصلا حرفی هم زده نشد توش فقط یه مدل انرژی نشان داد رفت اصلا دربار خورشید و ماه در نظریه تخت گررا نبود. سوال من فرمول واکنش انجام شده در خورشید و ماه بود چون با جرم کمی که براشون در نظر گرفته شد الان باید خیلی از مشکلات پیش میومد که نیومد کنجکاو بودم بدونم این واکنش چیه که با سرعت بالا و  ایجاد گرمای زیاد انجام شده.  بر جسمی که نه جرم زیادی دار نه چگالی بالا چون بر در زمین تخت جاذبه نداشتیم دیگه اگه خورشید چگال  تر از زمین  یا حتی نزدیک به جگالی زمین. بودن مشکلات ایجاد می شد پس نسبت به انرژی که ایجاد می کنه   
جرمش خیلی کم ترمی شه با فرمول  نه توضیح حلش کنید مثلا جرم خورشید انقدر این واکنش در ان انجام می گیره یرعت واکنش انقدر انقدر ماده مصرف می کنه انقدر انرژی تولید می شه  پس تا انقدر می تونه انرژی تولید کنه و در انقدر امان هم که داشته تولید می کرده  بر اساس این سرعت و این جرم ماده اولیه تمام نشد پس قسمت سطحی خورشید خالی نشد 



سوال بعدی اینه که اگر ماه سرچشمه نور و خوب درست نور ایجاد می کنه ولی انرژی زیادی خیر پس سرعت واکنش پاینن جرم برابد با خورشید اما خورشید سرعت واکنش بالا انرژی تولید شده بالا  استفاده از منبع انرژی زیاد پس تا به حال باید بعد از این زمان طولانی تفاوتی در سایزشون ایجاد می شد و حتی در همین زمین تخت هم  نباید انداز هم می بودن

و شما. با دو منبع نور سرد و گرم  با ولتاژ متفاوت هم نمی تونید  کسوف ایجاد کنید قابل ازمایش هم هست  می شه یک ویدیو از زمین تخت گرایان بدید که در ان با دو منبع نور سرد و گرم و ولتاژ متفاوت در انداز یمسان و یک صفحه تخت. سایه ایجاد می کنند 




ا
پاسخ:
با سلام خدمت شما

در این باره یک متن از زمین تخت گرایان میدم:

Many people think that modern astronomy’s ability to accurately predict lunar and solar eclipses is a result and proof positive of the heliocentric theory of the universe. The fact of the matter however is that eclipses have been accurately predicted by cultures worldwide for thousands of years before the “heliocentric ball-Earth” was even a glimmer in Copernicus’ imagination. Ptolemy in the 1st century A.D. accurately predicted eclipses for six hundred years on the basis of a flat, stationary Earth with equal precision as anyone living today. All the way back in 600 B.C. Thales accurately predicted an eclipse which ended the war between the Medes and Lydians. Eclipses happen regularly with precision in 18 year cycles, so regardless of geocentric or heliocentric, flat or globe Earth cosmologies, eclipses can be accurately calculated independent of such factors.

در متن واضح توضیح داده شده که چطور در گذشته میتونستند تا چندین سال گرفتگی هارو پیش بینی کنند و نیاز به محاسبات پیچیده امروزی هم نبوده.

این یک شبیه سازی از زمین تخت هست که نشان میده چطور کسفو رخ میده لطفا ببینید:
http://www.aparat.com/v/z4leQ

ما نگفتیم بر خودش سایه میندازه حال اگه اون شبیه سازی رو ببینید متوجه منظورم میشید. 
اگر منظور شمارو درست متوجه شده باشم باید منظورتون این باشه که چرا ماه در روز نورانی نیست و فقط در شب میدرخشه درسته؟ اگر منظور شما این هست باید بگم که ماه نور بسیار کمتری نسبت به خورشید داره و در روز و در حضور نور خورشید نور ماه به چشم نمیاد اما با غروب خورشید کم کم نور ماه باعث روشن شدن زمین و آسمان میشه.
درباره چگونگی کارکرد خورشید میتونید به این توضیح از پروفسور eric p dollard  مراجعه کنید کمکتون میکنه:
https://www.youtube.com/watch?v=Z6bE5uvSA9s

اگر اشتباه نکنم شما هنوز با پیش فرض های مدل کرویت زمین به مدل زمین تخت نگاه میکنید! ابتدا این رو باید مورد توجه قرار بدید خورشید ها در دو مدل زمین مرکزی و خورشید مرکزی باهم تفاوت بسیاری دارند.
بله در اون کلیپ یک تسلا کویل نشان داده شد که لامپ ها با نزدیک شدن به اون روشن میشدند در حقیقت خورشید و ماه در زیر گنبد آسمان در زمین تخت اینطور شارژ شده و نور تولید میکنند همچنین خورشید و ماه در کی میدان مغناطیسی معلق هستند و به سمت زمین سقوط نمیکنند.

تفاوت در سایز اون ها قطعا وجود داره اما نه آنقدری که علم مدرن ادعا داره. 
در هنگام کسوف ماه در حالت ماه نو قرار داره یعنی یک جسم بی نوره و هیچ نوری از خودش تولید نمیکنه
موفق باشید

این کارتون پاسخ زیبایی به این کسانیکه نظریه تکامل رو مجعول میخونن میده
http://uupload.ir/files/8s5m_00609161784940903711.jpg
اگه میشه سانسور نکنید(ممنون از شما)
پاسخ:
سلام
درک شما از دنیا همان یک کارتون هست.
این یعنی تعصب. وقتی فرضیه ای منسوخ شده یعنی جایگاهی در علم ندارد و دفاع شما بی مورد هست. شما حتی قادر نیستید یک پاسخ به مجموعه مقالات رد فرضیه داروین بدید، یک تصویر کارتونی میفرستید؟
تعصب، کدوم تعصب؟ تعصب و غیرت بی مورد در مورد اعتقاد مجعول و مهمل زمین تخت رو شما دارید که اینهمه روش دارین مانور میدید.
همین یک شکل کارتونی جواب ساده و کاملی است به شما و آقای عربگری و کسانیکه فرگشت رو از پایه بی اساس میدونن.
پاسخ:
البته که فرگشت بی اساس هست وقتی شخصی میخواد شمارو به انسانیت و آدم بودن برگردونه بهش توهین میکنید اون شخص رو متعصب میخونید هیچ مشکلی نیست! دوست دارید از فرگشت به وجود بیایید؟ موردی نیست اینکه فکر کنید جد مشترک با حیوانات دارید تنها از ارزش شما کم میکنه نه از ارزش حقیقت و اینکه شما به فرگشت باور داشته باشید دلیلی بر درستی فرگشت نیست
پس باید پیرو قوانین جنگل رفتار کنید
موفق باشید
البته شما هم به این دلخوش باشید که از آسمان زارت خوردید زمین...
اما با این تفاوت؛ که شما وقتی نظریه علمی رو بی پایه و اساس میخونی باید جایگزینی جاش بیاری... اون جایگزین شما چیه؟ همون داستانهای7000 سال پیش بشر یعنی همون زارت
خیلی هم راحته نیازی به درگیری فکری هم نداره... خیلی راحت الله از آدم ناراحت شد ماروپرت کرد رو زمین در گنبد آسمان هم روی ما بست.
زارتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

پاسخ:
بله فهم شما در حد همون زارت هست پس موفق باشید :)
آقای تختگرا چرا ناراحت میشی؟ دلیلی برای ناراحتی نیست 
هیچ تعصبی هم در کار نیست... بنده شما رو انسان با ایمانی میدونم که اینجا اومدی از دینت در مقابل روشنگریهای علمی از مذهب(منجمله آفرینش انسان و کرویت زمین) دفاع بکنی اما از راه نادرست و با این شیوه که تمام علم مدرن رو زیر سوال ببری تا دین رو نجات بدی کار به جایی نمیبره بلکه بیشتر جنگ بین علم و دین رو پیش میکشی. نکن دوست عزیز برادر نکن 
برادرانه نصیحتت میکنم نکن
پاسخ:
ناراحت نمیشم
اما این راهی نیست که دارید پیش میرید
موفق باشید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی